X
تبلیغات
رایتل
 
تحقیق مقاله مطلب
در مورد دانشنامه فارسی - نت سرا
صفحه نخست               نسخه موبایل               عناوین مطالب وبلاگ              تماس با من
روی خواننده ی مورد علاقتون کلیک کنید:

وین هلن کونارد رونت گن (بیوگرافی)
رونت گن در 27 مارس 1845 در ایالت راین آلمان به عنوان تک فرزند یک پدر تاجرو تولید کننده لباس به دنیا آمد . مادرش شارلوت فرووین اهل آمستردام و عضو یک خانواده قدیمی بود که در آمستردام اقامت داشتند وقتی سه ساله بود خانواده اش به آپل دورن به هلند مهاجرت کردند ودرآنجا به مؤسسه مارتوینوس هلمن وان دورن که یک مؤسسه شبانه روزی بودرفت که            علاقه ا ی به به این رشته نداشت برعکس آن علاقه مند به محیط باز و جنگلهایی بود. او همچنین علاقه مند به ساختن وسائل مکانیکی بود که تا آخر عمرش این علاقه با او همراه بود . در سال 1862 وارد مدرسه فنی UTRESHT شد که با این وجود درآنجا نیز موجب اعتراض معلمان قرار گرفت که این اعتراض بخاطر کشیدن کاریکاتورمعلمان بود که در حقیقت کارشخص دیگری بود او سپس در سال 1865 به دانشگاه UTROSHT رفت ودررشته فیزیک مشغول به تحصیل شد .

او بطور مرتب در سرکلاسها حاضر نمی شدو بعداز مدتی او فهمیدمی تواند از طریق گذراندن امتحان وارد دانشگاه پلی تلینیک در زوریخ شوداو پس از گذراندن امتحان به عنوان دانشجوی مهندسی مکانیک مشغول به تحصیل شد . او به جلسات سخنرانی کلاسیوس می رفت که تأثیر زیادی برپیشرفت او داشت . در سال 1869 او دکترای خود را از دانشگاه زوریخ دریافت کردو به عنوان استادیار Kundt انتخاب شد و با او در همان سال به وورزبرگ رفت و سه سال بعد به استرازبرگ رفتند . در سال 1874او بعنوان استاد دانشگاه استرازبرگ انتخاب شد و به درجه (استادی) پروفسورا در علوم کشاورزی درHohen heim  در Wurtemberg  رسید. در سال 1876 به عنوان استاد فیزیک به استرازبورگ برگشت اما سه سال بعد دعوتنامه دانشگاه Giessen را با سمت ریاست هیأت علمی فیزیک پذیرفت . بعداز رد کردن دعوتنامه هایی با سمت و پست مشابه از دانشگاه های Jena و اتریش او دعوتنامه دانشگاه Wurz burg را پذیرفت . در سال 1889 اوپیشنهاد ریاست هیأت علمی فیزیک دانشگاه Leipzig را رد کرد اما در سال 1900 این سمت را در دانشگاه مونیخ پذیرفت .او تا پایان عمرش در آنجا ماند گرچه موقعیتها و پیشنهادهای زیادی به اوشده بودواو نپذیرفته بود مانند : ریاست Physikalsch و   Technische  Reichsanstalt دربرلین و ریاست هیأت علمی فیزیک دانشکده برلین . اولین کار و اثر رونت گن در سال  1870منتشر شد که مربوط به گرمای ویژه گازها می شد و ادامه این کار چندسال بعد با مقاله ا ی در ارتباط با رسانای گرمایی بلورها (کریستال ها) ارائه شد. درمیان سایر مشکلات بررسی شده می توان به ویژگی های الکتریکی و سایر ویژگی های کوارتزاشاره کرد و نیز تأثیر فشار برشاخص های شکست (تجزیه) نور رادر سیالات متفاوت بررسی کرده است .
تعیین و تغییر سطوح نورپلاریز شده توسط تأثیرات الکترومغناطیسی ، تغییرات در عملکردو توابع درجه حرارت و قابلیت و ظرفیت تراکم آب و سایر سیالات و نیز پدیده ا ی که با پراکندگی ذرات روغن درآب همراه می باشد را مورد بررسی قرار داده است . با این وجودنام اوبطور اساسی در ارتباط با کشفیات او در مورد اشعه هایی است که آنها راX نامید . در سال 1895 او در حال مطالعه برروی پدیده ا ی بود که جریان الیکتریکی را از طریق یک گاز فشار پایین از آن عبورداد . کار قبلی او در این زمینه توسط پلاکر، جی و دبلیوهیت و رف ، سی، اف وارلی ، ا ی گلدستین و سرویلیام کروکز، اچ هرتزو دکتروان لنارد دنبال شدو با کار این دانشمندان در مورد ویژگی های اشعه کاتدنامی که گلدستین به جریان الیکتریکی دادبراساس گازهای کاملاً نادری شکل گرفته که دارای جریان الکتریسیته قوی می باشند که توسط (فنر)سیم القایی رام کورف شناخته شده است . با این وجود کار روتن گن درمورد اشعه کاتدمنجر به کشف نوع جدیدیاز اشعه ها گشت . در بعداز ظهر 8 نوامبرسال 1895 او فهمید که اگر لوله تخلیه (خروجی) نزدیک به یک کارتن سیاه ضخیم باشد تاتمام نور را از خود عبور دهدو اگر که او در یک اتاق تاریک کارکند ویک صفحه  کاغذی که از پلاستینو سیانید باریم در یک طرف قرار داشته باشد درست در مسیر اشعه ها فلورسانت را بوجود می آوردحتی وقتی که دورتر از لوله تخلیه (خروجی) فاصله داشته باشد. او بعدها فهمید که اشیا باضخامت متفاوت که در مسیر اشعه ها قرار می گیرند قابلیت انتقال متفاوتی را از خود نشان می دهندوقتی که این اشعه ها روی صفحه فوتوگرافیکی ثبت می شوند. وقتی او برای چند لحظه دست همسرش را درمسیر اشعه های درحال عبورصفحه فوتوگراف قرار داد دست همسرش را بهمراه سایه و تصویری از استخوانهای دست او مشاهده کردو همینطورانگشتری که دستش کرده بودکه دورآن را نوری احاطه کرده بودقابلیت نفوذپذیری بیشتری نسبت به اشعه ها از خود نشان می داد و بنابراین آن قسمت سایه کمرنگ تری داشت و این اولین دستگاه رونتگنوگرامی بود که ساخته شد. درآزمایشات بعدی رونت گن نشان داد که اشعه های جدید با برخورد اشعه کاند در اشیا بوجود می آیندواز آنجایی که ماهیت آنها ناشناخته است به آنها نام اشعهX را داد . به او افتخارات والقاب زیادی دادند . در چندین شهر خیابانها به اسم او نامیده شدند و مجموعه کاملی از جوایز ، مدالها و دکترای افتخاری درآلمان و سرتاسر جهان به او تعلق گرفت. برخلاف تمام این موارد،رونتگن مردمتواضعی بود.او بسیاری از تعطیلات را در تابستان درخانه اش واقع در Weilheim در کنارBavarian ALPS می گذرانیدو دوستانش را سرگرم می کرداو کوهنوردبزرگی بودو بسیار دچار موقعیت های خطرناک شده بوداو فردی متواضع و با ادب بودو همیشه به نظریات و مشکلات دیگران اهمیت می دادواز اینکه یک دستیار داشته باشد خجالت       می کشید و ترجیح می داد که تنها کارکند. بیشتر وسایلی که استفاده می کرد خودش آنها را       می ساخت . رونتگن با آنابرتا که اهل زوریخ بود ازدواج کرد که در یک کافه باپدراو آشنا شده بود اونوه شاعر مشهور اوتولودویگ بود آنها درسال 1872 درآپل درن درهلند ازدواج کردند وهیچ بچه ای نداشتنداما درسال 1887جزف این برتالودویگ را به سرپرستی قبول کردند که دختر برادرخانم زنتگن بود4 سال بعدامرگ همسرش در10 فوریه 1923 دمانیچ بخاطرسرطان روده مرد . 
                  

ویل هلم کناردرنت گن : رنت گن در27 مارس 1845 به دنیا آمد اوفیزیک دان آلمانی بود که اولین جایزه نوبل فیزیک را درسال 1901 بخاطر کشف اشعه X  دریافت نمود که تحول بزرگی درفیزیک پیشرفته وپزشکی وتشخیص بیماری محسوب می شود اودرپلی تکنیک درزوریخ تحصیل می کرد سپس استاد فیزیک دانشگا های استرازبورگ ، گوسین و مونیخ شد تحقیقاتش شامل خاصیت کشسانی وفعالیت مویین سیالها وگرمای ویژه گازها وهدایت گرما دربلورها وجذب گرما توسط گازها وپیزوالکتریسیته می باشد . درسال 1895 درحالی که به روی جریان الکتریسیته دریک لامپ شیشه ای خالی ( لامپ اشعه کاتدی ) کارمی کرد که متوجه تکه ا ی ازپلاتین وسیانید باریم شد که ازخود نورمنتشر می کرد وقتی که چراغ روشن بود . اوبیان کردکه وقتی اشعه کاتد به دیواره شیشه ا ی لامپ برخورد می کند بعضی پرتوهای ناشناخته بوجود می آیند که ازاتاق عبورکرده وبه مواد شیمیایی برخورد کرد وفلورسنت را بوجود می آورند . بررسی های بیشتر نشان دادکه کاغذ وچوب وآلومینیوم وسایر مواد دیگر نسبت به این نوع جدید پرتوافشانی رسانا می باشند . همچنین فهمید که این امربرسطوح فتوگرافیک نیز تأثیر دارد . ازآنجایی که بطور قابل توجهی هیچ ویژگی نوری را مانند انعکاس یا تجزیه نور ازخودشان نمی داد اوبه اشتباه تصور می کردکه این اشعه ها ربطی به نور ندارند .
باتوجه به ماهیت ناشناخته اش آن را پدیده پرتو افشانی X  نامید اگر چه این مسئله بعدهاپرتونگاری رونتگن نامیده شد.اواولین عکسها ی اشعه X  راازقسمت های داخلی اشیا فلزی واستخوانهای دست همسرش گرفت .
داستانهایی درمورد عصر اتم :
اومستقیماً به صفحه پلاتینوسیانید باریم نگاه می کردوتا به حال متوجه فلورسنت کمرنگ آن نشده بود اما رونتگن به جای دیگری خیره شده بود ونور را ازگوشه چشمانش بر حساس ترین نقطه شبکیه یعنی ناحیه پارافویل عبور می کرد . این درخشش کمرنگ فلورسنت باعث شد که رونتگن اشعه X  راکشف کند که هم اکنون به آن نور نامرئی می گویند . اشعه X نامرئی دیده نمی شود . رونتگن بوضوح بیان کرد که شبکیه چشم نسبت به اشعه های ماغیر حساس هستند . نوری که نزدیک دستگاه تخلیه می باشد چیزی راثبت نمی کند . با این وجود چند ماه طول کشید که جی براند ثابت کرد که اواشتباه می کند . اگر به اندازه کافی انرژی وجود داشته باشد اشعه X  می تواند یک نور آبی وخاکستری رنگ هماهنگی را بوجود بیاورد که به نظر می رسد که درخود چشم بوجود می آید . رونتگن به زودی عوامل اساسی مشاهدات براند را تأیید کرد واین مسئله رادر سومین وآخرین مقاله اش درمورد اشعه های X بیان نمود . « دراین کتاب من یادداشتی وجود دارد که درآغازنوامبر 1895 دریک اتاق تاریک نزدیک درچوبی که دریک طرف آن یک چراغ Hittorf  قرار داشت ونور کمی وجود داشت که تمام دید راگرفته بود وقتی که این اشعه ها ازطریق لامپ فرستاده می شدند وقتی که یک بار این پدیده را دیدم فکر کردم خیالاتی شده ام » . توجه این متن بصورت انگلیسی اینطور می باشد . « بسیار خوب من همان طورکه درمقاله قبلی ام گفته ام چیزی را ندیده ام اما بسیار محتاط بوده ام من درنوامبر 1895 اشعه X را دیده ام بنابراین برایم هیچ اهمیتی ندارد که براند چه فکر می کند درهر صورت من اولین کسی بوده ام که آنرا کشف کردم ونور نامرئی می توانددیده شود .»
بخش 2 : رادیو:
اولین کسی که پرتو افشانی مرموزحاصل ازرادیو ویا سایر مواد رادیواکتیو رادید فردریک گیزل بود . گیزل یک شیمیدان آلمانی بود که به تولید تجاری رادیو به عنوان یک سرگرمی         می پرداخت وگاهی اوقات گفته می شود که او رادیوم را بدون کمک کوری کشف کرد . همین طور تعجبی ندارد که پیر کوری چرادرگزارش مشاهداتش هیچ وقتی راهدر نمی داد برای رسیدن به این تأثیر شخص جعبه ای راکه شامل رادیوم است درجلوی چشمان بسته قرار می دهد شخص می تواند این پدیده را به یک فسفر درنیمه چشم تحت عمل اشعه های نامرئی رادیوم نسبت دهد . درآمریکا جرج استوورز فیریکدان کولوراد وجرء اولین کسانی بود که پرتوافشانی ( فسنفن های ) رادیواکتیو رامورد بررسی قرار داد . « دریک اتاق کاملاً تاریک نشسته بودم وچشمانم را بسته بودم واگر لامپ رادیوم نزدیک پلک چشم آورده شود ، حساسیت نور بطور مستقیم آشکار می گردد که بادورکردن لامپ این حساسیت ازبین می رود .
برخلاف گفته بعضی مشاهده کنندگان من قادربه درک حساسیت نور نبوده ام وقتی که لامپ نزدیک میز من ودرمرکز بینایی من قرار گرفته است » .
قسمت سوم : پلاتینوسیانید باریم :
یکی ازعجایب سرنوشت این است که رونتگن فرصت دیدن رادیوم را قبل ازاینکه او اشعه X  راببیند داشت . صفحه پلاتینو سیانید باریم وسیله ا ی که وجود اشعه X رانشان می دهد که درماده وجود دارد نه تنها رادیوم درکانی های حاصل ازباریم صفحه وجود دارد این دوعامل آنقدر شبیه هستند که یکدیگر را ازطریق فرآیند استخراج شیمیایی کامل دنبال می کنند .     نمی خواهیم بگوییم که رادیوم کافی برای رونتگن برای نشان دادن فسفن رادیواکتیوی که او استفاده می کرد ،وجود داشته است.اما هنوز او نوری ازنوعی متفاوت رامشاهده کرده است .اگر که مشاهده یکی ازدوستان سابق ، فردریچ گیزل مورد تصویب قرار بگیرد . که می گوید بخاطر رادیوم آن پلاتینوسیانید باریم وفسفر ها خودشان بسیار قوی می باشند همان طور که گیزل        می گوید پلاتینوسیانید باریم درحالت ثابتی از فلورسنت خود القایی وجود دارد حتی درنبود اشعه X . چرا رونتگن اینهارا قبلاً متوجه نشده است . خوشبختانه من فرصت داشتم که خودم اخیراً نظری بر پلاتینوسیانید باریم بیندازم . پلاتینوسیانید باریم به رابرت  وود تعلق دارد برای اثبات نظریه گیزل من خودم رادریک اتاق تاریک به همراه پلاتینوسیانید باریم حس کردم نیم ساعت زمان کافی برای آشکار شدن حساسیت چشمانم بود که دیگر نم توانستم بیشتر آنرا تحمل کنم . من شیشه کوچک دارویی ام را برداشتم وآنرا تکانی دادم ودربیرون ازتاریکی آن شیشه به نظرروشن تر از گذشته می نمود .
موقعیت دوم کمتر دیده می شد اما شک کمی وجود دارد که صفحه پلاتینوسیانید باریم رونتگن که اولین نمایشگر رادیواکتیو جهان بود بطور مداوم نسبت به رادیواکتیو خودش عکس العمل نشان می داد . تعجبی ندارد که رونتگن هرگز تأثیرات کم فلورسنت رادیوم رادرصفحه ندیده باشد اوناخداگاه به مشاهده تأثیرات عکس برداری دست یافته است برطبق نظر هاوارد سلی گر رونتگن علاقه ا ی به تهیه پلاتینوسیانید باریم دربرابر صفحات عکاسی برای شدت بخشیدن به اثر فوتوگرافی اشعه های X داشته است . اما به دلایلی او هرگز این آزمایش را انجام نداد. همانطورکه سلی گر می گوید اگر رونتگن آزمایش موردنظر را انجام می داد می دید پلاتینوسیانید باریم یک تصویر عکس برداری مشابهی را با همان شکل مربوطه به دست آورده است  حتی بدون اینکه آن سطوح را در معرض برخورد اشعه X قرار دهد و این تصور که یک رادیوگراف خودکار از پلاتینوسیانید باریم می باشد منجر شد که رونتگن خاصیت رادیو اکتیو و رادیوم را زودتر از بکورل و کوریزکشف نماید و می توانست واقعاً مشهورشود .



1390/02/13 :: 10:52 ق.ظ