X
تبلیغات
پیکوفایل

تحقیق مقاله مطلب

در مورد دانشنامه فارسی - نت سرا

سوزن دوزی

سوزن دوزی
مقدمه
 هنرهای دستی تجلی زیبایهایی نشاًت گرفته از ذوق وسلیقه مردمان هردیاری نشاندهنده توجه آنان به پیرامون هزاررنگ ودنیای اطرافشان می باشد . که گاهی  سرخوردگیهای روزنده ، گاهی سرخوشیهای حال وگذشه را با آفرینش آثارجاودانی به نمایش گذاشته اند .
هنرسوزندوزی نیز ازاین هنرها جدانیست وشاید جنبه بدتری آن عمومیت یافتن است که هرزن ودختری درمنطقه دستی دراین هنردارد .
اما آنچه که دراین میان حائز اهمیت است جنبه اقتصادی و اشتغالزائی وهمچنین منبع درآمدی برای خانواده ها می باشد این مقاله نگاهی دارد به نوع فعالیت سوزندوزان بلوچ وآثار مرتبط به آن .
از تمامی عزیزانی که ما را درتهیه ای مقاله یاری نمودند از جمله آقایان : جناب آقای دکتر شهبازی ، جناب آقای دکتر افراخته ، سرکار خــانم جهانتیغ ،... تشکر می نمائیم .


تاریخچه صنعت سوزن دوزی
 زمان رواج آن بعنوان یک هنر اصیل بطور کلی مشخص نیست اما از آنجایکه سوزن دوزی با طبیعت رابطه ای تنگاتنگ دارد پس می توان آن را درنهاد وسرشت آنها یافت .
هرچند ممکن است دربرهه ای از زمان به علت عدم وجود امکانات ونداشتن توانائی لازم برای بروز دادن نتوان آن رادید اما این دلیل عدم انکار این هنر درآن زمان نمی تواندباشد .
سوزن دوزی هنری است که برگرفته از ذوق وقریحه فرد هنرمند می باشد وهمان طور که بسیاری از شاهکارها ازسرشت ناخود آگاه فرد سرچشمه می گیرد مانند فکر کردن ، اندیشیدن ، میل به کمال رسیدن و... که از همان ابتدا دروجود آدمی می توان یافت سوزن دوزی را نیز باید چیزی مثل اینها دانست اگردرمورد سوزن دوزی به قدری تعمل کنیم آنرا همان فکر ذهنیات می یابیم که زن بلوچ با بهره گیری از روحیه بی غل وغش خود که می توان آن را به دور از همه ناخالصی های جامعه دانست به خوبی وبه زیبایی آن جاذبه ها وآن سنبلها را که به ذهنش خطور می کند و آنها رادردل طبیعت به خوبی حس می کند به عنوان هنر خود به اطرافیان نمایان می کند . سوزن دوزی این هنر پرجذبه رانمی توان به زمان  خاصی اختصاص داد اما اگر بخواهیم زمان به فعلیت رسیدن آن را بررسی کنیم شاید درحدود 100 یا 200 سال پیش از ظهور اسلام و آمدن اسلام به ایران مربوط باشد که قومی به نام اسلاوها به ناحیه ای ازبلوچستان آمده ودرآنجا سکنی گزیدند .
این گروه از اسلاوها از طریق جاده ابریشم به این منطقه آمده بودند ( این منطقه درحال حاضر جز خاک پاکستان است  ودرمرزافغانستان وپاکستان قراردارد ) این ناحیه را که این گروه برای سکونت خویش برگزیده بودند بعلت اینکه مسیحی بودند وآئین اسلام را قبول نداشتند کافرستان می گفتند که این قوم پرورش کرم ابریشم وبدست آوردن نخ از پیله های ابریشم و استفاده از آن را درپارچه بافی و سوزن دوزی به زنان بلوچ آموختند .
قبل ازرواج پارچه خارجی این منطقه از نظر تامین لباس وپارچه خود کفا بود که به افراد متخصص این کار جولاهک می گفتند که زنان بلوچ با ظرافت کاریهای خاص خود هنر سوزن دوزی را رواج می دادند که درکنار زنان مردان نیز به نوبه خود دراین امر یاری می رساندند .
کارهای سخت وخشن این هنر را مردان وکارهای ظریف را زنان بر عهده داشتند .
پنبه رستن از زنان وبافتن از مردان ، اجرای نقشه ها برروی پارچه از زنان وفروش برعهده مردان بود . سوزن دوزی آنچنان با زندگی زنان بلوچ آمیخته که درهرجــــای دنیـــا سوزن دوزی را با زن بلوچ وزن بلوچ را با سـوزن دوزی می شناسند .
سوزن دوزی این هنر پرمباهات بلوچ بعلت زیبایی وشهرتی که پیدا کرده است خوشبختانه فقط محصوربه این منطقه نمی باشد بلکه آوازه آن فرسنگها فراتر از اینجانیز رسیده است وخودرا به صورتهای متفاوتی نشان داده است . بطوریکه حتی در بین افرادی که قدرت آن را نداشته باشند تا پی به آن رموزی که در تار و پود آن وجود دارد ببرند اما از همان ظاهر زیبا و جذاب آن نهایت استفاده را خواهند برد.
 ابزار کار
 سوزن دوزی هنری است که هنر مند برای خلق اثر خود به ابزار کم وابتدایی نیاز دارد که می تواند به راحتی آنان رافراهم کند که درهر خانه ای یافت می شود . وزن بلوچ با حداقل امکانات یکی از برجسته ترین هنرهای ایران را به نمایش می گذارد .
ابزارهای ساده وابتدائی این هنرعبارتند از :
 1-  سوزن
2-   قیچی
3-  انگشتانه
 سوزن که از گویش محلی به آن سوچن می گویند نقش آن درسوزن دوزی بسیار مهم است واندازه و نوع آن به  نوع کار ، دوخت وپارچه مورد نظر بستگی دارد واز آنجا که نقشها باهم تفاوت دارند سوزندوز سعی می کند ابزارکار با نوع کار هماهنگی لازم را داشته باشد . وبرای انواع دوختها از انواع سوزنهای نازک و کلفت استفاده می کنند که بستگی به ظرافت ، نوع دوخت ونقشی که می خواهد پیاده کند دارد بطوریکه هرچه سوزن نازک تر باشد می تواندبه ظرافت کار کمک کند .
قیچی که به آن مقراض گفته می شود یکی دیگر از ابزارهای بکار رفته درسوزن دوزی است ونقشی که می تواند داشته باشد این است که به وسیله آن پارچه هارا به اندازه های مناسب کار درمی آورد . وهمچنین برای برش نخ نیز از آن استفاده می شود .
انگشتانه یا شستی که آنرا به عنوان محافظ انگشت بکار می برند می تواندخیلی موثر باشد که سوزن دوزان خبره بیشتر از آن استفاده می کنند وافرادی که تازه می خواهند سوزن دوزی را فراگیرند زیاد وابستگی به آن ندارند . وشاید دلیل این باشد که افرادخبره به دلیل تبحر وتجربه ای که دارند خیلی سریع عمل می کنند وهمین سرعت باعث می شود که سوزن با شتاب بیشتر ی با دست آنان برخورد کنداما در افراد تازه کار به علت تمرکز ودقت زیاد باعث می شود کند پیش روند کمتر نیاز به انگشتانه پیدا می کنند .
 مواد اولیه
 از آنجاکه برای ایجاد هرهنری نیاز به مواد اولیه ایست سوزن دوزی نیز به عنوان یک هنر به موا د اولیه ای نیاز دارد . برای طرح سوزن دوزی از پارچه ونخهای رنگی که مواد اولیه را تشکیل می دهند استفاده می شود . نخهای مورد استفاده از جنس ابریشم وپنبه است که بیشترین نخ مورد استفاده نخ پنبه ای  می باشد که به راحتی می توان آنرا دربازار از واسطه ها دریافت کرد نخ پنبه انواع مختلف داردکه به علت همجواری با پاکستان بیشترین استفاده از نخهای پنبه ای وارداتی پاکستان می باشد . وعلاوه برآن از نخهای مرقوب دمسه نیز استفاده می شود . از نخ ابریشم بیشتر درگذشته استفاده می شد که امروزه به علت کمیابی آن وگران قیمت بودنش کمتر مورد استفاده قرارمی گیرد . وهمچنین کارگاههای تحت پوشش سازمان صنایع دستی از نخ ویسکوز دولا که درمرکز استان رنگ آمیزی می شود استفاده می کنند . نخهای بکار رفته درسوزن دوزی بصورت مختلف ومتنوع انتخاب می شوند که بیشتر از نخ های برنگ تیره استفاده می شود . 80% آنهارا رنگها ی قرمز تشکیل می دهد .
سوزن دوز علاوه بر نوع نخ ورنگ انتخابی آن برای خلق اثر خود به ماده اولیه دیگری که پارچه است نیز نیاز دارد .
 واز آنجائیکه پارچه نقش مهمی درایجاد طرح ونقش دارد هنرمند باید دقت لازم برای انتخاب پارچه موردنظرراداشته باشد چون برای هر نوع دوختی از پارچه مخصوص به آن دوخت استفاده می شود . مبنی این پارچه ها غالبا کتان وپنبه است که جنبه واردات داشته و از خارج ( پاکستان ) به استان وارد می شوند . از آنجائیکه که درسوزن دوزی بلوچ ، نقشها براساس شمارش تاروپود انجام می گیرد وهیچ طرح اولیه ای برروی پارچه پیاده نمی شود وهمه طرحها ذهنی است پارچه انتخابی باید دارای  تاروپودی منظم وکاملا عمود برهم باشدوبراین اساس پارچه ها به دونوع درشت بافت وریز بافت تقسیم می شوند .
چون همه نقشها از لحاظ ظرافت ودرشتی به یک اندازه نیستند .بیشتر برای دوختهای ظریف وپرکار از پارچه های نخی گاندی با عرض 120استفاده می شود که بعلت بافت ریزی که دارند نوع دوخت برروی آنها ظریف تر می شود .
استفاده از پارچه های ریز بافت درگذشته بیشتر بودکه امروزه جای آنها را پارچه های نامرغوبی که کارهنرمند را راحت ترکرده است گرفته که این پارچه ها تور مانند بوده ونقشی که برروی آنها بکار برده می شود به ارزشمندی گذشته نیست واز ارزش کمتری برخوردار است پس نوع بافت پارچه عامل اصلی قیمت گذاری آن محصول محسوب می شود اگرپارچه ریز بافت ونخ بکار رفته ابریشم ( نازک) باشد ارزش آن به مراتب بیشتر از محصولات نامرغوب ودرشت بافت است .
 نحوه تولید
 سوزندوزپس از آماده کردن مواد اولیه وابزار کار پارچه را که بعنوان ماده اولیه ای محسوب می شود را به اندازه های مناسب درآورده ونقش مورد نظر را برروی آن می دوزد .
ابتدا طرح کلی را با یک رنگ برروی آن پیاده می کند سپس فواصل بوجود آمده را براساس نقش مورد نظر با نخ های متفاوت رنگی پر می کند . میان کار وکم کار که نوع کار محسوب می شوند دراین مرحله مشخص می شود اما نحوه دوخت همه نقشها به این صورت نیست مثلا بال مدک که نوعی نقش است بدون اینکه اول طرح را با یک رنگ مشخص کنند سپس آنرا با رنگهای دیگر شکل دهند بترتیب رنگها بصورت کامل دوخته می شود نوع سوزندوزی مانند نوع نقش درهر منطقه ای متفاوت است بطوری که دربرخی مناطق انفرادی ودرجاهایی مانند ایرندگان بصورت گروهی ودسته جمعی عمل شود .
درنوع گروهی که بصورت های متفاوتی می تواند باشد ممکن است هرزن یک قطعه از پارچه را انتخاب کند وبدوزد ویا هرنقش ورنگی برعهده یکی قراربگیرد که درگویش محلی به این عمل دسته جمعی حشرگفته می شود .
منظور از پرکار ، کم کارومیان کار که گفته شد این است که اگرتمام پارچه موردنظر سوزندوزی شود پرکاراست ولی اگر بیشتر قسمتهای پارچه سوزندوزی شود اما فواصلی هرچند کم هم باقی بماند نوع دوخت میان کار است ولی اگر فواصل باقی مانده زیاد باشد نوع کم کار را تشکیل می دهد .
 مدت زمان
 از آنجائیکه سوزن دوزی هنری است که تنهابوسیله دست انجام می گیرد وبرای تولید آن از هیچ وسیله یاتجهیزات دیگری استفاده نمی شود مسلما برای تولید آن مدت زمان زیادی لازم است که البته به نوع دوخت ، نوع طرح ، مهارت فرد ، تولید انفرادی یا گروهی بستگی دارد .
نوع دوخت: سوزندوز برای هریک از انواع پرکار ،میان کاروکم کار زمان یکسانی را صرف نمیکند وهمه دیر یا زود انجام نمی گیرند پس درتعیین مدت زمان لازم هر یک از انواع آنها موثر است .
   نوع طرح
با توجه به طرح اجرایی زمانی که بکار می رود بستگی به سادگی یا سختی آن طرح دارد که برای برخی از طرحها زمان کم وبرای برخی دیگر زمانی زیادی لازم است .طرحها همچنین براساس کوچک یا بزرگ بودنشان مدت زمان خاصی را به خود اختصاص می دهند .
 مهارت فرد
مهارت فردکه تند یا کند عمل کند بسیار مهم است هرچه فرد مهارت بیشتری داشته باشد به همان اندازه می تواند با سرعت بیشتری عمل کند .
تولیدانفرادی و گروهی قطعا به لحاظ زمانی متفاوت خواهند بود بطوری که هرچه تعداد افرادی که می خواهند با هم کار کنند بیشترباشد به میزان تولید نیز زودتر انجام خواهدشد .
جنس پارچه ونخ نیز موثر است بطوری که هرچه پارچه ریز بافت ترباشد ونخ بکار رفته نیز ابریشم ونازک باشد برای دوخت آنزمان بیشتری لازم است تا اینکه پارچه ونخ از جنس کلفت ونامرغوب انتخاب شوند. یک سوزندوز دریک ساعت برای هر یک از انواع پرکار میان کاروکم کار می تواندبترتیب 10 سانتیمتر مربع پرکار ،35 سانتیمتر مربع میان کارو50 سانتیمتر مربع کم کار بدوزد .
فروش ( بازار)
 شاید بتوان گفت که سوزندوزی بعنوان یک هنر آنطور که باید وشاید ارز ش وجایگاه خودرا نیافته است بطوری که تا چند سال پیش بعنوان یک نوع  فعالیت نوعی بشمار می رفت واز اهمیت ناچیزی برخوردار بود برای رفع این مشکل می توان با یک مدیریت صحیح امکانات ومنابع بیکاری را تاحد زیادی میان زنان ومردان کاهش داد.
 همچنین بازاریابی آن درکشورهای اروپایی – آسیایی وآفریقایی مهم ترین بخشی است که درتولید فراورده های سوزندوزی باید به آن توجه کرد که متاسفانه عدم گسترش  تولیدات سوزندوزی به بقیه نقاط ایران وجهان از ضعفهای قابل توجه این هنر به حساب می آید .
درحال حاضر بیشترین بازار برای پوشاک محلی می باشد که بعلت عرضه زیاد ارزش آن پایین آمده وقیمت ناچیزی برای آن پرداخت می شود .
درجاهایی هم که تقاضا ها غیر بومی است واسطه ها بخاطر عدم اطلاع سوزن روزان از ارزش واقعی آنها قیمت بسیار کمی به تولید کننده ها می پردازند وبیشترین سود نصیب خودشان می شود با ایجاد شرکتهای سهامی که سهامد اران از خود تولید گان باشند می توان به صادرات گسترده پرداخت وبا پرداشتن سود بطور عادلانه بین عرضه کنندگان انگیزه بیشتری درآنها برای عرضه بیشتر ایجاد نمود .
دریک تقسیم بندی کلی می توان مراکز زیررا برای فروش تولیدات سوزندوزی نام برد .
1-   فروش درمحل :
  فروش درمحل مختص فراورده های محلی که زینت بخش لباس زنان بلوچ است مانند جیب ، سرآستین وپیش سینه می باشد که فروش درمحل  ممکن است بصورت مبادلات با کالاهای دیگر یا مواد غذایی صورت گیرد که مسلما به اررشی خیلی کمتر از ارزش واقعی آن فروخته می شود که این به وضعیت بد اقتصادی واجتماعی استان مربوط می شود وتا زمانی که نارسای هایی از این قبیل ول نگردد نوسانات قیمت تابع عرضه تقاضا نخواهد شد
2-   فروش درمراکز شهری :
 فروش درمراکز شهری ،تولیداتی همچون سجاده ، دستمالهای تزئین شده ، نوارهای مانتو و... را شامل می شود که از آن حالت محلی بیرون آمده وفراورده های محلی کمتر مورد نقاضاست
 3-   فروش درشهرستانهای مختلف کشور:
 شهــرستانهایی که همچون مراکز فروشی داشته باشند بسیار اند که که فروشگاهها ی سازمان صنایع دستی مهم ترین این مراکز به شمار می روند .
4-   فروش درخارج از کشور :
 همانطور که گفته شد سوزندوزی هنری است که درسایر کشورها جایی برای خود باز نکرده است سازمان صنایع دستی هم بعلت عدم تقاضا ی بازاردرخارج از کشور اقدام قابل توجهی درای زمینه انجام نداده است با این حال کشورهای حوزه خلیج فارس ، پاکستان وهندوستان و کشورهای اروپایی را می توان محل فروش نام برد .
 نقش وطرح
 نقش وطرح که رکن اساسی درسوزندوزی به شمارمی آید برای هر دوره سند هویتی است که معمولا از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود .
زنان بلوچ ممکن است براساس نوع سلیقه وتجربیات خود درنقوش تغییراتی بوجود آورند ونقوش را کم وزیاد کنند اما اصل آن ودرواقع هویت آن نقش هرگز از بین نمی رود .
سوزن دوز نقوشی را که بکار می برد بدون اینکه قبلا طرحی برای آنان ایجاد کند با نهایت ظرافت برروی پارچه می آورد که برای ایجاد نقش بیشتر سعی می شود از عناصر بی جان طبیعت استفاده شود تا نقشهایی مانند نقش انسان وحیوان واین شاید بعلت ایمان واعتقاداتی استکه مردم بلوچ به آنها پایبند هستند اعتقاداتی که آنها را بیشتر برای تعیین نقش به سوی اشکالی سوق می دهد که با فرهنگ ومذهب آنها منافات نداشته باشد . تا حد امکان سعی می شود از نقوش هندسی استفاده شود اما با وجود همه اینها باز هم نقوشی که بیانگر نقش انسان حیوان وگیاه باشد را می توان درآثار هنر برخی از هنرمندان مشاهده کرد.
بطور کلی نقوشی که بکارگرفته می شوند عبارتند از :
 1-   نقوش انسانی :
  از این نقوش درهنرسوزندوزی کمتر استفاده می شود واین نوع نقش برروی قالیچه ها کاربرد بشتری دارد .
نقوش انسانی ممکن است کاملا به شکل انسان نباشد امابخاطر برخی از نشانهایی که به انسان یا هرشی ء دیگری دارد نام آنرااقتباس می کنند
2-   نقوش حیوانی:
 که برگرفته از نام انواع حیوانا است که این حیوانات ممکن است دراطراف وخودمنطقه وجود داشته باشد یا مانند نقش حیوانات مثل طاووس برگرفته از آن ذهنیات فرد باشد که بخاطر زیبایی آنرا بکار می برند .
 3-   نقوش گیاهی :
 عدم وجود گل دربلوچستان ذهن سوزندوزرا برآن داشته تا به نقش آفرینی آن بپردازد ویا کنارهم قراردادن چند مربع ، لوزی ، مثلث یا مستطیل انواع گل ها ونقش رامی آفریند .
 4-   نقوش هندسی :
 نقش ها ی هندسی بیشترین کاربردرا نه تنهادرسوزن دوزی بلکه درانواع فعالیت ها مانند سفال ، زرگری و... می تواند داشته باشد .
نقشهای هندسی متنوع تراز دیگر نقوش است ودرعین سادگی می تواند بسیارزیبا و جذاب باشد . پس نوع طبیعت ، آب وهوا ،ذهنیات ، روحیات ، آداب ورسوم درتعیین نوع نقش بسیار موثر است وبه همین علت است که دوخت ونقش درهر منطقه ای با منطقه دیگر تفاوت دارد . ومعمولا یک  نوع دوخت دریک منطقه نسبت به دیگر نقشها ارجعیت می یابد وبعنوان دوخت همان منطقه شناخته می شود که مسلما افراد آن منطقه از تبحر بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند مثلا چوطل دوزی بشتر درمنطقه گشتوسراوان رواج دارد . یا بالمدک را می توان جزء دوختهای یکی از روستاهای سراوان ( ناهوک) دانست .
نقشها درروستاها وشهرهای دورافتاده از اصالت بیشتری برخوردارند بطوری که هرچه به طرف شهر پیش برویم آن اصالت کمتر به چشم می خورد .
سوزندوزی های اطراف کوههای آهوران بهترین سوزندوزی ها هستند .
نقشها را می توان همان دنیای عشق ، صداقت ، یکرنگی ، صفا وصمیمیت زنهای بلوچ دانست که با زندگی آنها آمیخته است .
سوزندوزی وطرح نقش براساس شمارش تاروپود ها ایجاد می شود . ونوع کار با هم متفاوت است نقشهایی که بصورت ظریف وبامهارت خاصی دوخته می شوند را خود کار می گویند وبه آنهایی که درشت هستند ومرغوبیت نوع اول را ندارند توئی گفته می شود که این نوع تقسیم بندی درمیان بلوچ ها مکران رواج دارد که می توان درعامل قیمت گذاری بسیار مهم باشد . همانطور که گفته شد طرحهای هرمنطقه اصالت خاص خود را دارند وسوزن دوزی مناطق شمالی ( بلوچهای سرحدی ) با بلوچهای مکران ( بلوچهای مناطق جنوبی استان ) با هم متفاوتند .
درقسمتهای جنوبی رنگهای تیره با نقوش ریز وپر مورد استفاده است .اما درمنطقه سرحد ازرنگ روشن ونقوش ساده بیشترین استفاده می شود .
درنقاط مرزی نقوش تحت تاثیر سوزندوزی پاکستان قرار می گیرد وبه آن آئینه ، پولک و ... اضافه شود مهم ترین محدودیت درهنر سوزن روزی بلوچ استفاده از نقوش هندسی است که براساس تاروپود منظم وعمود برهم دوخته می شود .
تنــوعی کـــه درنقــوش بکار می رود کنار هم قرار گرفتن نقشها است که عموما قرینه اند
 بطور کلی ویژگی های نقوش عبارتند از :
 1-  ذهنی بودن
2-  برگرفته از دیده ها . شنیده ها وآرزوی افراد
3-  نقش ونگارهای عامیانه
4-  نقوش برگرفته از طبیعت که به همان نام مشهورند .
5-   بسیاری از نقوش دارای نام مشخص نیستند .
 تنوع نقوش تا آنجاست که به یکی ازنقوش قدیمی سوزن دوزی بکالو(Bakalu ) اگر اشاره شود پی به آن خواهیم برد . بکالو که معنی آن «هندی» است این را می رساند که درگذشته بلوچ وهند درگذشته با هم قرابت داشته اند .
 انواع طرحها
1-   طرح های تاری : سه تاری ، چهارتاری ، شش تاری، هفت تاری وده تاری
2-   طرح های گل
3-   طرح های حاشیه یا اطراف گل
4-   طرح های چشم
 طرح های گل عبارتند از :
  گل دانه دار. گل سرخ ، چهاردانگ ، گل بیلوار ، گل گندمی ، گل گنبدی ، گل تنک ، پرگاش ، تک ، کیسه دوز ، کویج ، تند روک ، تلمل سراوان و...
طرح های حاشیه یا اطراف گل عبارتند از : چپ وراست ، کش ،بن ، موسم ،سفیدسر، سوزی کشی،اگوارکش،(گوهرکش) سرطاووس و ...
طرح های چشم عبارتنداز:
 گور چشم . چشم ماهی ، چشم گوساله ، چشم سورمه ای
 5-   ابزار کار ووسایل زندگی
6-   عناصر طبیعت مانند ماه وخورشید
7- حیوانات اهلی ووحشی مانند اسب ، شتر،مرغ ، خروس، بزوپلنگ که بنامهای اسب گوش ، مرغ پر، مرغ وخروس ، صبرلو، اشتر، بزاست .
8-   پرندگان
9-   خزندگان (مار)
 انواع فراورده های سوزن دوزی
 تولیدات سوزن دوزی که قبلا منحصر به سوزن دوزی برروی لباسهای محلی بودگسترش یافته و امروزبا نفوذ سازمان صنایع دستی باخلق آثار وفراورده های دیگری همچون سجاده، سفره، پرده ، کوسن و... از هنرمندان روبروئیم .
 انواع فراورده های سوزن دوزی که گسترش قابل توجهی یافته رامی توان چنین ذکر کرد.
 1-   قطعات تزئینی جامه زنان
2-   قریشی ( کریشی )
3-   محصولات جدید
4-   نوارهای سوزن دوزی شده
 فراورده های سوزن دوزی که شامل قطعات تزئینی جامه زنان است شامل چهاریا چهارقسمت است :
 1-   پیش سینه :
 که نامهای آن درگویش محلی عبارتند از « زیح » ( zin ) « زیگ » (zig )یاجیگ (Gig ) وهمچنین به نامهای « کریک » وبرنک هم باز شناخته می شود که جهت تزئین قسمت بالای پیراهن بکار می رود .
2-    گوامتان (Ga-am tan  )
 که درزیر پیش سینه قرارمی گیرد وتا نزدیک دامن ادامه دارد . طول آن تقریبا 65 سانتیمتر است که قسمت بالای آن که مقدارکمی را به خوداختصاص می دهد بصورت مثلث وبیشترین مقدار آن به شکل مستطیل است .
3-   سرآستین یا آستینگ ( Astinag )
که  آستانک وآستونگ نام های دیگر آن است دردوقطعه فراهم می شود که زینت بخش سر آستین زنان بلوچ است
4- پاچک یا پانچک که  همانند سرآستین است اما تفاوتی که با هم دارند این است که نقشها درسرآستین بیشتر از پاچک که سرشلوار است می باشند .
نوع دوخت ونقش های بکاررفته درهمه به یک صورت است واز نقوش یکسان استفاده می شود مثلا اگر نقش موردنظر چوطل است درپیش سینه ، گوامتان ، سرآستین وپاچک از چوطل استفاده می شود وطوری نیست که درهریک از آنها نقش متفاوتی بکار برده شود .
از دیگر فراورده های سوزن دوزی بلوچی قریشی ( کریشی ) است که همان کناره روزی است که  برای تزئین روسری ، کناره های چادر ، لبه گوامتان و... قریشی را بکارمی برند .
نخ مورداستفاده از جنس کاموا ، ابریشم یا سوف پاکستان است که این کار بوسیله ابزاری بنام کریشی که همان قلاب است صورت می گیرد .
محصولات جدید وانواع فراورده های دیگری که باعث شده اند سوزن دوزی به لحاظ کمیت وطرح وارد عرصه جدیدی گردد عبارتند از : رومیزی ، کوسن ، سفره ، آباژور ، پرده ونوارهای مانتو و...
این محصولات جدید با تطبیق نقشهای سنتی باسلیقه های فردی وجدید بوجود آمده اند که انواع دیگر آن می توان به کروات ،کیف پول ، جلد آینه وآلبوم ،جلد قرآن ، قاب عکس ، قوطی سیگار ، جا کلیدی ، گوشواره و... اشاره کرد .
این عمل که نوعی فن آوری محسوب می شود بعلت تقاضای آن ها دربسیاری از شهرها وانگیزه افراد به این نوع تولیدات دروضعیت اقتصادی افراد می تواند بسیار موًثر باشد . اما با این وجود هنرمند دراینصورت کمتراز نقوش قدیمی واصیل استفاده می کنند وبیشتر تقاضای بازاررا درنوع نقش درنظر می گیرند که این کار باعث به فراموشی سپردن نقوش اصیل وجایگزینی نقش وطرحهای جدیدکه بدورازآن آمال وآرزوهای گذشتگان است می شود که می توان آنرا به فراموشی هویت تعبیر کرد .
نوارهای سوزن دوزی شده که یکی دیگراز انواع فراورده های سوزن دوزی بلوچی است بیشتر برای تزئین لبه چادر لبه پایین دامن و... بکار برده می شود .
انواع کار :
 همانطور که بیشتر اشاره شد درمیان بلوچهای مکران ( جنوب استان ) دونوع کارسوزن دوزی بلوچ دارد .
1-خردکار
2- توئی
 خردکار همان ظریف دوزی است سخت است و زمان زیادی باید برای آن صرف شود و نقشها درآن ریز وظریف هستند
در که نقوش درشت و نامرغوب هستند مـدت زمان کمتری را نسبت به خرد کار می برد .
برای آن زحمت زیـادی نیاز نیست وشاید برای همه قابل یاد گیری باشد که این نوع کار
در سوزن دوزی را شاید بتوان مهمترین عامل در قیمت گزاری دانست
برای خرد کار وتویی عاملی که بسیار مهم است جنس پارچه می باشد چون برای هر نوع
خرد کار وتوئی از پارچه مخصوص به آن استفاده می شود
دستمزد سوزن دوز
1-   نوع دوخت
2-    نوع طرح
3-   سطح کار
 نوع دوخت: در سوزن دوزی بسیار مهم است ویکی از شاخصهای مهم قیمت گزاری محسوب
می شود هر یک از انواع دوختهای پر کار میان کار قیمتهای دارند که سوزندوز به لحاظ نوع
کار و زحمتی که متحمل می شود آن تعیین می کند
 نوع طرح :
 هر طرح ونقشی که سوزن دوز بکار می برد ارزش خاص خود را دارد مثلا اگربال
مدک وچوطل را که هردو از نقشهای مطرح وجذاب هستند را در نظر بگیریم نقش بالمدک بعلت زیبایی بیشتر ودرعین حال زحمتی که داردقیمت بیشتری رادربر می گیرد .
 سطح کار:
  سوزندوز بادونرخ ثابت ومتغییر روبروست . اگر مواد اولیه توسط سوزندوز یاتولیدکننده تهیه شودقیمت آنها درقیمت نهایی محاسبه می شود وبه نرخ ثابت افزوده می گردند .
اما با همه این تفاسیرتولید کننده آن دستمزدی را که حقش است دریافت نمی کند وبیشترین استفاده نصیب واسطه ها می گردد .
از آنجائیکه بیشترتولیدات سوزن دوزی مصرف شخصی دارند یک زن سوزندوز درماه بیشتر از 5000 تا 10000 تومان دریافت نمی کند .
همچنین می توان گفت که ارزش فراورده های  امروزی هنرمند را پارچه های نامرغوب ونخ های کلفت بکار گرفته شده تا حد زیادی کاهش داده است .
 دوخت وانواع آن :
 دوخت درهر منطقه ای با منطقه دیگر تفاوت دارد ودرهر منطقه ای نیز نام مخصوص بخودرا دارد بــه این ترتیب نمی توان برای آن تعریف خاصی لحاظ کرد .
از انواع دوختهامی توان به چوطل دوزی ،آسان تانکه ، بالمدک ، کپ وجلت ، محسم سندکی ، چکن وپرکار لاهاری وپرکار و... اشاره ای داشت .
چوطل دوزی بیشتر درسراوان وگشت رواج دارد ودوختی است از بخیه زدن که با ظرافت فوق العاده ای انجام می گیرد و درردیفهای مختلفی دوخته می شود که کمترین آن 6ردیف می باشد کـــه بایـــد ردیفها جفت وبسته به نظر فرد انتخاب می شوند 6،8،10،12،14و...
درچوطل دوزی ممکن است تنها نقش بکار رفته چوطل باشد که به آن تمام چوطل می گویندویا درکنار چوطل از نقشهای حاشیه ای منند لاهاری ، چکن، پرایز و... استفاده شود که در این صورت با توجه به حاشیه به کار رفته اسم و قیمت آن انتخاب می شود.
آسان تانکه و پیت :
 بیشترین رواج را در سراوان دارد و برای دوخت فراورده های تز ئینی جامه زنان از آن استفاده می شود که شبیه شماره دوزی است که با کم و زیاد شدن و روی هم قرار گرفتن نقش بوجود می ‍آید.
 بال مدک:
 بیشتر در روستایی از سراوان به نام ناهوک از این نقش استفاده می شود که دوختی است مشکل و وقت گیر که قیمتش نیز بالاست.
کپ و جلت:
 دوخت جلت بیشتر در منطقه سوران به کار برده می شود و یکی دیگر از انواع نقشهایی است که جذابیت خاص خود را دارد ،جلت از کنار هم قرار گرفتن خطهای موازی که از وسط به دو قسمت تقسیم می شوند بوجود می آید که بیشتر برای دوخت آن از دو رنگ قرمز و قهوه ای استفاده می شود به طوری که چند خط موازی به ترتیبی که گفته شد با یک رنگ و به همان اندازه با رنگ دیگر دوخته می شود خطهای موازی به کار رفته در هر رنگ 3 الی 5 عدد است اگر جلت را بصورت هفت و هشت های منظم در آورند به این نوع دوخت کپ و جلت گفته می شود که از آن بیشتر در پایین لباس یا دامن استفاده می شودکه ممکن است برای جذابیت بیشتر در آن از آئینه استفاده شود ،جلت در قسمتهای وسط پیش سینه ووسط گوام تان بصورت لوزی دوخته می شود که دروسط آئینه ای قرارمیدهند ودورتا دور آن را بصورت لوزی با جلت می دوزند .
دیگرنقوش نیز به همین ترتیب وبه آن صورت که فرا گرفته وهنرمند خود مهارت دارد دوخته می شوند.
برای نقشهای حاشیه ای ممکن است از پیت (نوار) نیز استفاده شود . که بیشتراز این نوع درگذشته استفاده می شده وامروزه کاربرد چندانی ندارند  نشان دادن نقش جلت و همچنین ترتیب  بکار رفتن رنگها گوامتان چوتل دوزی در مرحله‌ی اولیه دوخت با یکرنگ بوسیله بخیه زدن و ایجاد لوزی ها بوجود می آید.
 رنگ :
 در بلوچستان رنگها تحت تاثیر اصول قبیله ای تاریخی حماسی مظلومیت و محرومیت مردمان آن و ایستادگی در مقابل بسیاری از نابرابریهای جامعه مانند استثمار، فقر، تبعیض و شبیخونهای داخلی و خارجی قرار گرفته است.
زن صبور بلوچ در کار خود بیشتر از رنگهایی استفاده می کند که بنوعی بیانگر صورتهایی از عدم امنیت و آرامش و به تصویر کشیدن طبیعت بی قرار او باشد . قرمز،بنفش،زرشکی،نارنجی،قهوه ای وبطوکلی انواع رنگهای قرمز 80% انتخاب رنگ را تشکیل می دهند . 
رنگ نیز از بسیاری از تحولات  جامعه به دورنمانده وآن خالصیت و ترکیب خودرا از دست داده و می دهند اصولا رنگهایی که درروستاها از آنها استفاده می شودبا نوع رنگی که درشهرهای بزرگ مورداستفاده قرار می گیرند از اصالت بیشتری برخوردار است .
درروستا ها از همان رنگ دست نخورده ای استفاده می شود که زائیده ذهن خلاق هنرمنداست اما درشهر به علت فرهنگ واردات که  بر آنها تاثیر گذار است رونگهانیز باید براساس آن نوع فرهنگ تغییر یابند. ورنگها را بدون درنظر گرفتن نوع تلفیق آنها وبا توجه به نیاز بازارهای داخلی وخارجی تغییر می دهند وبیشتر از رنگهای جذاب وگیرا که مشتری به سمت آنها جذب می شود استفاده می شود که دراین صورت بیشتراز رنگهای دارچینی، کرم ، انواع سبزوآبی استفاده می شود . همچنین سوزندوزگاهی براساس رنگ پارچه نخ را انتخاب می کند مثلاپارچه ای که قرمز است بجای استفاده از نخ قهوه ای برای دوخت لاهاری (  کلاء) از نخ سبز استفاده می شود .
تلفیق رنگهامی تواندبیانگر آن احساس نابی باشد که زن بلوچ با کنار هم قرار دادن آنها آن را به تصویر می کشد درگذشته بیشتر از رنگهای روشن استفاده می شداماامروزه رنگهای تیره تربیشتر مورداستفاده قرار می گیرند . در گذشته نخ های مورداستفاده بیشتر رنگهای سبز کمرنگ ،نارنجی ، صورتی ، پسته ای ، قرمز کم رنگ ( تیتک ) بودکه امروزه برای دوخت انواع قطعه های جامه زنان از نخ های تیره استفاده می شود .
ترتیب قرارگرفتن رنگها که عبارتند از قهوه ای ،سبز، آبی، قرمز، سفید، مشکی.
 بررسی مشکلات:
 سوزن دوزی شاید تنها هنری است که به حوزه جغرافیایی خاصی اختصاص دارد که از گذشته های دور به ارث رسیده است که بیشتر تولیدات به علت عدم وجود با زارهای جهانی درخود منطقه به فروش می رسند که شاید علت آن نبود راههای ارتباطی ، دوری از شهرها ومراکز استان ورواج آن بیشتر درروستاها باشد مهمترین مشکلات را  چنین می توان برشمرد :
1- بی سوادی اکثریت تولید کنندگان که این باعث می شود اطلاعاتی درمورد فروش ، چگونگی فروش ، تولید انواع فراورده ها و...  وجود نداشته باشد.
2- رواج آن بیشتر درروستاها ومناطق دورافتاده  که بعلت عدم وجود راهها ی مناسب نمی توان مواد اولیه بخوبی دراختیار تولید کنندگان قرارگیرد .
3- دستمزد پایین که علت اصلی آن واسطه ها می باشند . واسطه ها که رابطه بین تولید کننده ومصرف کننده هستند از فقر اقتصادی تولید کنندگان سوء استفاده می کنند وتولیدات با ارزش آنها را ب قیمتهای بسیار پایین خریداری می کنند .
4-   نبود امکانات بهداشتی ودرمان دردفع برخی از عوارض
5-   همکاری نکردن سازمان صنایع دستی برای تهیه مواد اولیه برای آنان که تحت پوشش این سازمان هستند
6-   کمبودکارشناس وعدم مدیریت
7- محدودیت امکانات وبودجه سازمان صنایع دستی وعدم حمایت دولت درفراهم آوردن مواد اولیه ، ایجاد کارگاههای آموزشی وحمایت بیمه ای
 8-   وجود وسایل جایگزینی مانند چرخهای گلدوزی درشهرهای زاهدان ، سراوان ، ایرانشهرو...
9-   عدم آگاهی از بازارخارجی تولیدات
10-  عدم توازن بازاریابی دربازارهای خارجی بعلت فقرمادی وبی سوادی
 راهکارها :
 دولت باید برای رفع انواع مشکلاتی که سرراه این هنر قرارگرفته اقداماتی انجام دهد و ضمن فراهم کردن مواد اولیه ارزان وایجاد شرکت های تعاونی روستایی به ایجاد کارگاههای آموزشی وحمایت بیمه ای افراد وایجاد نمایشگاههایی جهت عرضه مستقیم محصولات به مردم رواج وگسترش آن را بلامانع کند .
 بطور کلی میتوان آنها راچنین برشمرد :
 
1-   سعی درشناساندن این هنر
2-   حمایت از هنرمندان وتامین نیازهایی که درتولید دارند .
3-   تضمین خرید تولیدات به قیمت عادلانه
4-   ایجاد نمایشگاه های داخلی وخارجی برای شناساندن این هنر
5-   معرفی فراورده ها از طریق مختلف
6-   ایجاد فروشگاههای دائمی درشهرها ومراکزآن برای عرضه محصولات
7-   ایجاد انواع کارگاههای تولیدی
8-   بیرون آوردن جامعه از شکل بسته وایجاد امکانات رفاهی وزیربنایی
9-   قراردادن امکانات واعتبارات به حد کافی دراختیار سوزندوزان
10-  انتقال محصولات به کارگاهها برای ایجاد ارزش افزوده
قلابدوزی

یکی از قدیمی ترین انواع رودوزی های ایرانی که سابقة قدمت آن حتی به سالهای 550 تا 330 پیش از میلاد می رسد ْ قلاب دوزی ْ است که طی ان زمینة پارچه به وسیلة نخ های ابریشمین رنگین به گونه یی بسیار زیبا تزئین می شود .
دربارة سابقة تولید این ْ هنر ـ صنعت ْ در ایران ، گفتنی است که : طی حفریات باستان شناسی در منطقة لولان در منتهی الیه شرق ایران قطعاتی از ملیله دوزی و قلاب دوزی پیدا شده که احتمالاً تعلق به دوره هخامنشیان دارد . همچنین اسنادی در دست است که نشان می دهد در سال های نخستین بعد از ظهور اسلام به موازات بافت پارچه های پشمی و پرده های ابریشمـی فاخـر در شهر فسا ، فرش های عالی در جهرم و جامه های حریر و پرند در اصفهان نوعی قلابدوزی بسیار خوب نیز درطبرستان ( مازندران فعلی ) رواج داشته است .
قلابدوزی که درگذشته در شهرستان رشت کاملاً رایج بود و تعداد زیادی از افراد بومی منطقه به آن اشتغال داشته اند در حال حاضر از گستردگی پیشین برخوردار نیست ولی با اینهمه تنها مرکز تولید مصنوعات قلابدوزی محسوب میشود و گو اینکه هم اینک نوعی قلابدوزی شبیه آنچه در رشت جریان دارد در مهاباد نیز رایج است ولی هیچگونه شباهتی بین تولیدات این دو شهر به چشم نمی خورد چرا که قلابدوزی رشت و مهاباد اگر چه هر دو به یک شیوه انجام می شود و ابزار کار و نقوش آنها نیز تقریباً همسان است ولی تولیدات مهاباد عمدتاً در برداندة رنگ های سیاه و سفید بوده و فاقد تنوع رنگ محصولات رشت می باشد .
ابزار کار قلابدوزان بسیار ساده کم حجم و ارزان قیمت است و مهمترین آن وسیله یی است فلزی و تا حدودی شبیه به قلاب های معمولی با این تفاوت که قسمت نوک آن بر خلاف سایر قلاب ها تیز و فاقد انحنای قلاب های عادی می باشد و در عوض دارای یک بریدگی مورب در فاصلة پنج میلی متری نوک قلاب است .
این وسیله که متشکل از میله یی هفت سانتی متری است در انتها به سطحی قاشق مانند با ضخامت تقریبی پنج میلی متر ختم میشود و دارای دسته یی خراطی شده می باشد .
ْ جریده ْ یکی دیگر از وسایل کار قلابدوزان است که مشتمل بر دو قطعه چوب بطول 100 سانتیمتر ، عرض 10 سانتی متر و ضخامت 5 سانتی متر می باشد که از یک سو به وسیله میخ بیکدیگر متصل و در سوی دیگر به وسیله مانعی که در فاصلة 40 سانتیمتری از انتهای وسیله گذاشته شده از یکدیگر جدا و حالتی تقریباً گیره مانند دارد و براحتی می توان آنرا از طریق سفارش دادن به نجار یا با کمک دو قطعه تختة صاف تهیه کرد . پارچة مورد نیاز در قلابدوزی ماهوت مرغوب برنگهای تیره مانند سیاه ، آبی سیر ، زرشکی ، قرمز تند ، قهوه ای و نیز نخ ابریشم طبیعی تابیده ( چپ تاب ) د ررنگهای متنوع و دلخواه است
طرحی را که باید روی پارچه ماهوتی پیاده کنند قبلاً روی کاغذی که ابعاد آن کمی بزرگتر از اندازة پارچة ماهوت است ترسیم نموده و سپس با یک سنجاق تمامی خطوط طرح را در روی کاغذ با فواصل نزدیک به هم سوراخ میکنند . آنگاه مقداری گچ روی کاغذ ریخته کاملاً آنرا روی صفحة کاغذ پخش می نمایند تا از داخل سوراخ های کاغذ بر روی ماهوت نقش ببندد بعد از برداشتن کاغذ از روی ماهوت ، طرح مورد نظر روی ماهوت قلم گیری شده صنعتگر با کمک قلابی که ساختمان آن تشریح شد شروع به دوخت می نماید .
شیوة کار قلابدوزان به این صورت است که ابتدا روی یک چهارپایة کوتاه نشسته و یک قسمت از پارچه را در لای دهانة جریده قرار داده و به کمک زانوانشان آن را به هم می فشرند تا پارچه خارج نشود آنگاه یک سر نخ را گره زده و در حالیکه قلاب را از روی پارچه به داخل فرو برده اند گره را در شیار قلاب استوار نموده و آنرا ا زپارچه بیرون می کشند و در شرایطی که نخ خارج شده از پارچه حالت یک نیم دایره را به خود گرفته در فاصله ای معین ، مجدداً قلاب را به داخل پارچه فرو برده و نخ را بر روی شیار قلاب استوار کرده و قلاب را از پارچه خارج می نمایند . به این ترتیب نیم دایرة قبلی سفت شده و بر روی کار می نشیند ، در حالیکه نیم دایرة جدیدی که بوجود آمده به صنعتگر امکان میدهد تا مجدداً قلاب را به داخل پارچه فرو برد و با تکرار این حالت است که نقشی زنجیره ای بر پارچه می نشیند .
از قلابدوزی در حال حاضر برای تزئین سجاده جاقرآنی ، لبة پرده ، رومیزی ، رویه کوسن ، لبه یقه ، دامن و پیش سینة لباسهای زنانه ، رویة دمپایی های زنانه ، کلاهک آباژور ، سقف آویزهای پارچه ای و ….. استفاده به عمل می آید .



تاریخ ارسال: 1391/04/25 ساعت 11:50 ق.ظ | نویسنده: ویکی | چاپ مطلب
نظرات (0)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد