X
تبلیغات
رایتل
 
تحقیق مقاله مطلب
در مورد دانشنامه فارسی - نت سرا
صفحه نخست               نسخه موبایل               عناوین مطالب وبلاگ              تماس با من
روی خواننده ی مورد علاقتون کلیک کنید:

کوروش  یکم

کوروش یکم شاه پارس و آنشان بود.اَنشان یا انزان نام بخشی از حوزهٔ تمدن عیلام وهمچنین نام مرکزآن بوده‌است. پادشاهان عیلامی خود را "شاه انشان و شوش" می‌‌نامیده اند. در قرن هفتم پیش از میلاد این شهر به دست پارسها  افتاد. کوروش بزرگ در سنگ‌نبشته‌ها، از پدر و نیاکان خود (کمبوجیه اول، کوروش اول و چیش‌پیش) به عنوان شاه انشان یاد می‌کند. نظرات مختلفی در مورد محل منطقه و شهر انشان ابراز شده‌است. در سال ۱۳۴۹، یافته‌های باستان‌شناسی در منطقهٔ تپه مالیان(۳۶ کیلومتری شمال غربی شیراز) در دشت بیضای استان فارس این گمان را پیش کشید که تپه مالیان محل شهر گمشدهٔ انشان باشد. با یافتن پاره‌آجرهایی  با خط میخی عیلامی در این جایگاه، این گمان تقویت شد. این نوشته‌ها که به نام یک شاه عیلامی در هزارهٔ دوم پیش از میلاد است از هدایای او به معبد انشان نام می‌برد. با توجه به این یافته‌ها، منطقه انشان شمال غربی استان فارس را در بر می‌گیرد.

کوروش دوم ( کوروش بزرگ یا کوروش کبیر ۵۷۶-۵۲۹  ق . م)

کوروش دوم ،شاه پارسی ، به‌خاطر بخشندگی‌ ، بنیان گذاشتن حقوق بشر ، پایه گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است. کوروش نخستین  شاه ایران و بنیان‌گذار دورهٔ شاهنشاهی ایرانیان می‌‌باشد.


بردیا

بَردیا نام پسر کوچکتر کوروش بزرگ هخامنشی و برادر کمبوجیه دوم بود. (521 ق . م ) کوروش بزرگ ، دربسترمرگ ،بردیارابه فرماندهی استان‌های خاوری شاهنشاهی ایران گماشت. کمبوجیه دوم پیش ازرفتن به مصرازآنجا که از احتمال شورش برادرش می‌ترسید دستور کشتن بردیا را داد. مردم از کشته شدن او خبر نداشتند و در سال 522 ق . م  شخصی به نام گئوماته مغ خود را به دروغ بردیا نامید و بر کوهی نزدیک شهر ایرانی پیشیاوادا اعلام شاه بودن کرد. در متون تاریخی از وی به عنوان «بردیای دروغین» یاد شده است.

کمبوجیه (۵۲۱  ق . م )

پسر بزرگ کوروش بزرگ هخامنشی بود که به نام‌های کمبوجیه دوم، کمبوزیه و کامبیز نیز معروف است. طبق گفته هرودوت مادر وی کساندانه بوده است، اما  کتزیاس نقل کرده که مادر وی امتیس نام داشته است. کمبوجیه پس از کوروش، پدرش، به سلطنت رسید. وی برادری به نام بردیا داشت.کمبوجیه قصد لشگرکشی به مصر را داشت،اما از بیم اینکه برادرش در غیاب او پادشاهی او را بدست آورد، بردیا را مخفیانه به قتل رساند.او به مصر لشگر کشید و این کشور را فتح کرد.به همین دلیل به وی در تاریخ لقب فاتح مصر را داده اند.در زمانیکه کمبوجیه در مصر حضور داشت خبر به سلطنت رسیدن برادرش بردیا را به وی دادند در حالیکه او بردیا را پیش از این کشته بود. اما شخصی که در ایران تاج پادشاهی را به سر گذاشته بود گئومات از تبار مادیان بود و خود را بردیا معرفی کرده بود. کمبوجیه در بازگشت از مصر به ایران فوت کرد. ولی برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می‌‌دانند اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده است ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده است.

گئومات

گئومات یا گومات نام مغی  بود که در غیاب کمبوجیه پادشاه هخامنشی (کمبوجیه آن زمان در مصر بود)  به عنوان بردیا برادر کمبوجیه بر تخت نشست وخود را شاه خواند. بنا به روایتی که در کتیبهٔ بیستون داریوش بزرگ آمده‌است، کمبوجیه پیش از رفتن به مصر برادر خود، بردیا، را کشته بود لیکن مردم از این موضوع خبر نداشتند. از این رو گئومات توانست خود را در نزد عامه بردیا جا زند و بعد از نشستن بر تخت  درپارس به کشتن نزدیکان که از این راز اطلاع داشتند پرداخت. کمبوجیه پیش از آنکه بتواند این بردیای دروغین را به زیر کشد درگذشت. سرانجام داریوش بزرگ به کمک دیگر نجبای پارسی در طی کودتایی گئومات را کشت و خود بر تخت نشست.   

آرشام

آرشام نام پدربزرگ  داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی بوده است. آرشام نامی است از زبان پارسی باستان به معنای دارنده دست نیرومند.

ویشتاسپ (هخامنشی)

ویشتاسپ فرزندآرشام ، پدر داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی بود. وی را نباید با ویشتاسپ اوستا (گشتاسپ کیانی) اشتباه گرفت. صورت فارسی نو نام وی گشتاسپ است لیکن برای اشاره به پدر داریوش معمولاً از صورت کهن‌تر نام استفاده می‌شود.


داریوش بزرگ

پسر ویشتاسپ ملقب به داریوش بزرگ یا داریوش اول، سومین پادشاه هخامنشی بود. وی با کمک دیگر نجبای پارسی با کشتن فرزند کوروش بزرگ  بردیا  که به عنوان  مغ گئومات بر تخت نشسته بود سلطنت را به خاندان هخامنشی بازگرداند. پس ازآن شورشهای داخلی را سرکوب کرد. نظام شاهنشاهی رااستحکام بخشید وسرزمینهایی چند به شاهنشاهی الحاق کرد. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود. از دیگر  کارهای او حفر ترعه‌ای بود که دریای سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند می‌داد. مقبرهٔ او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت شیراز است . شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد ناموفق ایرانیان با یونانیان در مکانی به نام ماراتن، در زمان اوست.

خشایا رشا

خَشایارشا از پادشاهان هخامنشی است. پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود. نام خشایارشا از دو جزء خشای (شاه) و آرشا (مرد) تشکیل شده و به معنی «شاه مردان» است.

اردشیر اول  

پسرخشایارشا ملقب به اردشیر درازدست یا اردشیر یکم پادشاه هخامنشی بود. نخستین بار یونانیان به او لقب درازدست دادند .


خشایارشای دوم

خشایارشای دوم از پادشاهان هخامنشی بود. به گفته تاریخ نویسان وی تنها پسر اردشیر یکم از ملکه داماسپیا بوده که پس از مرگ پدر به پادشاهی می‌‌رسد و چهل و پنج روز بعد توسط برادرش سغدیانوس به قتل می‌‌رسد.

سغد یانوس

سغدیانوس از شاهزادگان هخامنشی و پسر نا مشروع اردشیر یکم است. وی ، برادرش خشایارشای دوم - را چهل و پنج روز بعد از به سلطنت رسیدن به قتل رساند و خود به دست برادر دیگر داریوش دوم به قتل رسید.

داریوش  دوم

داریوش دوم با نام اصلی اخس (به یونانی) یا وهوک  فرزند نامشروع اردشیر یکم بود که پس از شورش بر ضد برادرش سغدیانوس در سال 442 ق . م به سلطنت رسید و نام «داریوش» را برای خود بر گزید. این پادشاه هخامنشی که یونانیان به وی لقب حرامزاده داده بودند، نوزده سال بر ایران حکومت کرد. داریوش از همسرش پریزاصاحب دو پسر به نامهای اردشیر وکوروش  شد و بعد از وی پسرش اردشیر دوم به سلطنت رسید .

کورش کوچک

کورش کوچک یکی از شاهزادگان هخامنشی پسر داریوش دوم و پریزا بود. درزمان حیات پدرکوروش فرمانداری جزایر یونانی آسیای صغیر را به عهده داشت. بعد از مرگ پدر به امید دست یافتن به مقام پادشاهی و با دلگرمی از پشتیبانی مادر صاحب نفوذ خود، دست به شورش علیه برادرش زد اما شورش‌ها را اردشیر دوم سرکوب کرد و سرانجام در سال ۴۰۱  ق . م کوروش کوچک  به قتل ‌رسید.

اردشیر دوم

اردشیر دوم پادشاه هخامنشی ، پسر بزرگ داریوش دوم وپریزا بود که پس از مرگ پدر به سلطنت رسید. اردشیر در ابتدای سلطنت خویش شورشهای برادرش کوروش کوچک - را سرکوب کرد و سرانجام در سال 401 ق . م او را به قتل ‌رساند. از اتفاقات مهم دوران سلطنت اردشیر تلاش نا موفق او در تسخیر مجدد مصر است. این پادشاه هخامنشی تا زمان مرگ خویش 358 ق . م  بر ایران حکومت کرد.

اردشیرسوم

نام نخست اردشیر سوم اُخُس بوده که تصور می‌کنند یونانی شده وهوک است، ولی وی پس از اینکه به تخت نشست، خود را در سنگ‌نبشته تخت جمشید ارتَ خْشثَر یا اردشیر نامید.

رکسانه

رُکسانه یا رُخسانه یا روشنک دختر کوهورتانوس ساتراپ (والی) باختر (بلخ٬ در افغانستان امروزی) که اسکندر مقدونی  به وى عشق می ورزید و او را در سال ۳۲۷ ق.م  بزنی گرفت.

اسکندر و رکسانه

باختر آخرین ساتراپی ایران بود که به تسخیر اسکندر درآمد و در آن زمان کوهورتانوس والی آن بود و از ولایات ممتاز ایران بشمار می رفت. او از اسکندر فرمانبردارى کرد و اسکندر وى را بحکومت ابقاء داشته از سه پسرش دو نفر را براى خدمت در لشکر مقدونی طلبید و حاکم مزبور پسر سوم خود را هم به اختیار اسکندر گذاشت. کوهورتانوس خواست ضیافتی براى اسکندر با تجملات مشرق‌زمین بدهد و با این مقصود سی نفر از دختران خانواده‌هاى درجه اول سغدیان را باین ضیافت طلبید. دختر خود والی هم جزو آنها بود. این دختر از حیث زیبایی و لطافت مثل و مانند نداشت و بقدرى دلربا بود که در میان آنهمه دختران زیبا توجه تمام حضار را بخود جلب میکرد. اسکندر که مست بادهٔ عنایتهاى اقبال و ابخرهٔ شراب بود عاشق وى گشت. بزودى اسکندر بلند و بى‌پروا گفت: لازم است مقدونیها و پارسیها با هم مزاوجت کنند تا مخلوط گردند و این یگانه وسیله‌ایست براى اینکه مغلوبین شرمسار و فاتحین متکبر نباشند. بعد براى آنکه این فکر خود را ترویج کند آشیل پهلوان داستانی یونان را که از نیاکان خود می دانست مثل آورده گفت مگر او یکى از اسراء را ازدواج نکرد؟ بنابراین مقدونیها نباید ازدواج زنان پارسى را براى خود ننگ دارند. پدر رُکسانه از این سخنان اسکندر غرق شادى گردید و بعد اسکندر از شدت عشق در همان مجلس امر کرد موافق عادات مقدونی نان بیاورند و آنرا با شمشیر بدو نیم کرده نیمى را خودش برداشت و نیم دیگر را به رُکسانه داد تا وثیقهٔ زناشویی آنان باشد. مقدونیها از این رفتار اسکندر ناخشنود شدند زیرا در نظر آنان پسندیده نبود که یک والی ایرانی پدرزن اسکندر گردد ولی از زمان کشته شدن کلیتوس سرداران مقدونی از اسکندر می ترسیدند و هر آنچه از او سر میزد با سیماى خوش تلقى می شد. رکسانه اسکندر را در لشگرکشی اش به هند در ۳۲۶ ق.م. همراهی کرد. وی پس از مرگ ناگهانی اسکندر در بابل در ۳۲۳ ق.م. از او فرزندی بنام اسکندر چهارم بدنیا آورد. پس از مرگ اسکندر٬ رکسانه و پسرش قربانی دسیسه های سیاسی امپراتوری اسکندر شدند. رکسانه٬ استاتیرا بیوهٔ دیگر اسکندر و دریپتیس خواهر استاتیرا را بقتل رساند. از آن پس المپیاس مادر اسکندر از رکسانه و پسرش حمایت می کرد تا اینکه المپیاس بدست کساندر بقتل رسید. کساندر چون دید که اسکندر پسر اسکندر، بزرگ شده و در مقدونیه گفتگو ازین است که او را از محبس بیرون آورده بر تخت بنشانند، از عاقبت این کار ترسید و نابودی خود را در آن می دید. بنابراین به گلوسیاس رئیس محبس نوشت که سر رکسانه و اسکندر را ببرد و تن آنها را پنهان دارد و چنان کند که اثرى از این دو قتل نماند. این امر اجرا شد و رکسانه و پسرش در حدود ۳۰۹ ق.م زهر داده شدند.



1389/10/09 :: 04:11 ب.ظ