تاریخچه فرشفرش دستبافت ایرانی در سال 1949 در دومین مرحله کاوشهای باستان شناس روسی، رودنکو در منطقه پازیریک کشف و به نام فرش پازیریک نامیده شد.
رودنکو در کتابی که به مناسبت این اکتشافات در سال 1953 در روسیه منتشر کرد، درباره فرش مکشوفه توضیحات مفصلی نگاشت و آن را صراحتا کار ایران و قدیمی ترین فرش ایرانی در دنیا بیان نمود. او نوشت: "بدون اینکه بتوانیم به طور حتم بگوییم این فرش کار کدامیک از سرزمین های ماد-پارت(خراسان قدیم) یا پارس است، تاریخ فرش مذکور و پارچه هایی که در پازیریک کشف شد قرن پنجم و یا اوایل قرن چهارم پیش از میلاد تشخیص داده می شود." سپس او اضافه می کند: "تاریخ این قالی از روی شکل اسب سواران معلوم می شود. طرز نشان دادن اسبهای جنگی که به جای زین قالی بر پشت آنها گسترانده اند و پارچه روی سینه اسب از مشخصات آشوریها می باشد اما در روی فرش پازیریک ریزه کاریهای مختلف و طرز گره زدن دم اسبها ، در نقوش برجسته تخت جمشید نیز دیده می شود."
در زمان تسلط مغولها (قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی) قالی بافی به سطح بسیار رفیعی از زیبایی وتکنیک رسید. شکوفایی این صنعت شاید با حکومت غازان خان (1307-1295 میلادی) مصادف بود.
اما اوج قالی کلاسیک ایرانی را که از آن با رنسانس قالی ایران یاد می شود زمان سلاطین صفوی (1722-1499 میلادی) به ویژه زمان حاکمیت شاه طهماسب اول (1587-1524 میلادی) و شاه عباس کبیر(1629-1587 میلادی) ثبت کرده اند. از این دوران حدود 3000 تخته فرش به یادگار مانده که درموزه های بزرگ دنیا و یا در مجموعه های شخصی نگهداری می شوند.
در این دوران در کنار قصرهای پادشاهان کارگاههای قالی بافی بناشد و مراکز گوناگون که قبلا در تبریز ، اصفهان ، کاشان ، مشهد ، کرمان ، جوشقان ، یزد ، استرآباد ، هرات و ایالات شمالی نظیر شیروان ، قره باغ و گیلان وجود داشتند توسعه و رونق بیشتری گرفتند.
در همان زمان ، نقاشان و نگارگران بلندپایه طرحهای خلاصه شده و ترکیبی ترنج در وسط قالی و لچکها را در آن وارد کردند. یعنی همان طرحی که قبلا به زیباترین وضعی در قرن پانزدهم روی جلد کتابهای ارزشمند به کار می رفت.
با اشغال کشور بوسیله افغانها (1722-1721 میلادی) این صنعت و هنر رو به انحطاط گذاشت.
در قرن نوزدهم قالیهای ایرانی ، بویژه فرشهای نفیس ناحیه تبریز به اروپا راه یافتند. از سوی کشورهای اروپایی نمایندگانی به تمام کشورهای مشرق زمین گسیل شدند و با رقابت بسیار فشرده کلیه فرشهای کهنه و عتیقه را گردآوری کرده به قسطنطنیه که هنوز هم مهمترین بازار قالی مشرق زمین بود فرستادند.
با به پایان رسیدن منابع فرشهای کهنه ، شرکتهای انگلیسی (زیگلر 1883 م) آمریکایی و آلمانی به طور نامحدود اقدام به تاسیس کارگاههایی در تبریز ، سلطان آباد(اراک) ، کرمان کردند. این روال تا جنگ جهانی اول که تولید قالی به طور قابل توجهی افزایش یافته بود ادامه داشت.
فرش ایران دارای تاریخی بسیار طولانی است، در ایران از دیرباز بافتن انواع فرش متداول بوده و انگیزه ای اجدادی داشته است. به نوشته مورخان، جهانگردان، جنگجویان و آثار مکشوفه از گذشتگان گویای آن است که فرشبافی به صورت هنری دستی ، مردمی ، روستایی و عشایری در ایران سابقه بس دراز دارد.
پروفسور «رودنکو» کاشف «فرش پازیریک» معتقد است که قالی مذکور کار مردم ماد یا پارس و پارت (خراسان بزرگ) است. توجه به نقش های مشابه و هم زمان این فرش در ستون های تخت جمشید نیز این نظریه را تایید می نماید. آثار دیگری از جمله نقاشیهای برخی هنرمندان قرون وسطی حاوی نقش قالیهایی است که گفته اند بافت ایران بوده است . برخی مورخان در مورد حمله رومیان به ایران و غارت دستگرد قالی را از جمله غنایمی که در این غارت به دست آورده شده، قید نموده اند و نیز منابع یونانی از قالیهای زربفت ایران یاد کرده اند. «فرش بهارستان» با آن همه هنرمندی که به تأیید روایات مختلف، دربافت آن به کار رفته بوده اگر چه گاه در تعریف از آن راه اغراق پیموده شده اما خود نشانگر پیشرفت صنعت فرشبافی و صنایع جنبی از جمله طراحی و رنگرزی در ایران قدیم می باشد. فرش به عنوان نمودی از فکر و اندیشه بشری و متاثر از حس نوجویی او در طول تاریخ خود با نشیب و فرازهایی روبرو بوده که گاه با فراغت فکری هنرمندان و محیط مناسبی که برای رشد و شکوفایی هنر ایشان ایجاد گردیده به حد اعلای خود رسیده و گاه صدماتی که بر اثر مصائب طبیعی و غیر طبیعی بر پیکر جامعه وارد شده، آن را به دوره نهفتگی و خمود سوق داده است.
عصر مغول یعنی قرن هفتم هجری را می توان دروان بس غم انگیز برای انواع هنر ایرانی دانست و پس از آن قرون دهم و یازدهم هجری را که عصر صفویان است زمان شکوفایی طبع هنری مردم ایران باید به شمار آورد. آغاز دوران صفوی متفارن با رشد بسیاری از هنرهای دستی و توسعه آن در کلیه شئون جامعه بوده است. بسیاری از هنرمندان ایرانی در این دوره ظهور کرده اند که با اغتنام فرصت از آرامش و محیط مساعدی که به وجود آمده عمر گرانبهای خود را بر سر ارتقاء سطح کیفی هنر و صنایع دستی نهاده اند وبا ابداع طرح ها و نقشه های زیبا و هنرمندانه جایگاه این صنایع به ویژه فرش را به حد اعلاء خود رسانیده اند و نام ایران را در سراسر جهان با آثار خود پرآوازه ساخته اند. با توجه به اهمیت عصر صفویه در اعتلاء هنر ایران و توجهی که در این زمان به صنعت قالیبافی مبذول شده، جا دارد به این عصر و وضعیت هنرمندان و قالیباقی آن مشروح تر بپردازیم.
فرشهای دوران صفویه را می توان متعلق به دو گروه زمانی دانست: اول: قالیهای بافته شده در دوران سلطنت شاه اسماعیل وشاه طهماسب که به"شاه طهماسبی" معروف است و خود مکتبی خاص دارد که به همین نام شهرت یافته. شاه طهماسب همواره به تشویق هنرمندان و قالیبافان و طراحان می پرداخت و خود از هنر بهره داشت و حتی نوشته اند، رنگرزی می دانست و مستقیمأ طراحی می نمود و بافندگان را راهنمایی می کرد. از این جهت در زمان پادشاهی او انواع صنایع ظریفه به ویژه قالی بافی راه ترقی پیمود و در طرح آن تغییرات کلی به وجود آمد. قالیهای ترنجدار جانشین آن گروه از قالیهایی شد که تا اواخر قرن 9 هجری در ایران بافته می شد و بعدأ به طرح مغولی و تیموری شهرت یافت. علاوه بر قالیهای ترنجدار در این دوره بافتن قالیهایی با طرح حیوان و شکارگاه متداول شد. دوم: قالیهای بافته شده در زمان شاه عباس که به مکتب " شاه عباسی" معروف است. در این دوره با اغتنام فرصت از وجود هنرمندان عصر نقشهای جدید به ویژه با استفاده از اسلیمی ها و گلهای مخصوص بوجود آمد برخی طرحهای قالی در مکتب شاه عباسی عبارتند از:/ الف – طرح ترنجدار یا لچک ترنج/ ب – طرح شکارگاه/ ج – طرح درختی/ د – طرح گلدانی .
اینک با توجه به سهولت ایجاد ارتباط بین هنرمندان نقاط مختلف و پیشرفت تکنیک طراحی و نقش پردازی، فرش همگام با سایر هنرها و صنایع مردمی رو به تکامل رفته است، طرحهای محلّی به نقاط دیگر برای بافت فرستاده می شود و هنرمندان از نتایج تجربیات دیگر همکاران خویش کاملاً با خبر می گردند. وسایل کار طراحی پیشرفت نموده و تکنیک جدید به کمک هنرمندان آمده و ایشان به مهارت در تهیه و تکثیر طرحهای خود اقدام می کنند. بازار های فرش جهانی به ویژه از اوائل قرن بیستم میلادی رونق گرفته و این خود تشویق دست اندرکاران را در پی داشته و به ویژه در تبریز، کرمان، کاشان، اصفهان، اراک ، داد و ستد این کالای ارزشمند را رونق داده و در این زمان است که بازار صادرات فرش های نو و کهنه گرم شده و کارگاه های بزرگ برای پاسخگویی به تقاضاهای روز افزون دایر گردیده است. این قالیها به اروپا به ویژه کشور آلمان و آمریکا حمل می گردد و موجبات تقویت بنیه مالی کشور را در حد خود فراهم می سازد و تجارت خارجی را به سرمایه گذاری در تولید فرشهای مورد درخواستشان تشویق و ترغیب می نماید. مجموعه این اقدام طی قرن اخیر در جهت تقویت بنیه اقتصادی کشور مؤثر بوده، اما دخالت فروشندگان و صاحبان سرمایه در کار طرح و رنگ فرش و سفارشات غیر مسئولانه ایشان به کیفیت این دستباف لطمه وارد ساخته است. عدم نظارت صحیح بر کار بافت فرش و بسیاری عوامل دیگر از جمله قیمت ها و چگونگی صادرات طی نیم قرن گذشته، رقبای فرش ایران را به میدان رقابت کشانده واز سوی دیگر سودجویان را به سوء استفاده از غفلت دست اندرکاران و انجام تقلباتی در مراحل مختلف تهیه موارد اولیه و تولید فرش وا داشته و در نتیجه موجبات سقوط کیفیت و کمیت و گرمی بازار فرش ایران را فراهم نموده است به منظور ایجاد پیوستگی ارتفاء سطح کیفی این دستباف ارزشمند و تداوم تاریخ پرآوازه ی آن هوشیاری و کوششی همه جانبه لازم است که امید است عشق و علاقه عامه مردم به این میراث اجدادی خود آن را در ضمیر کلیه دست اندرکاران بیدار سازد.
از پازیریک تا لوزان
سرى «Tapisserie» واژه اى فرانسوى است و در زبان انگلیسى به آن «تاپسترى» Tapestry مى گویند، و آن به معناى پارچه اى است با بافت ساده (گلیم بافت) که پود آن روى تار را به طور کامل بپوشاند و نقش هاى متنوعى ایجاد کند. از سال ،۱۹۷۱ همزمان با پنجمین دو سالانه «تاپسترى» در شهر لوزان، معناى جدیدى براى آن در نظر گرفته شد و اکنون «تاپسترى» به منسوجاتى گفته مى شود که ابعاد تجسمى دارند و آنها را به دیوار مى آویزند و یا به صورت احجام پیکره مانند در فضا یا روى زمین قرار مى دهند و کاربردشان چون تابلوى نقاشى یا مجسمه است . در تهیه آنها از تکنیک هاى مختلف نساجى و بافندگى از قبیل قالى بافى، گلیم بافى، جاجیم بافى، ورنى بافى، پارچه بافى، مکرمه بافى، میل بافى، چاپ سیلک، باتیک، قلمکار، نمدمالى، سوزن دوزى، چهل تیکه و... استفاده مى کنند*(۱). نساجى از قدیمى ترین حرفه ها به شمار مى آید. نساجى از نظر تکنیک پیشرفت هاى بسیارى کرده و پارچه هاى زیبا و نفیس زیادى در جهان تولید شده است. اما «هنر نساجى» را معمولاً با «تاپسترى» مى شناسند که در آن نقش هاى پیچیده را با سوزن دوزى بر پارچه یا با گلیم بافى و قالى بافى ایجاد مى کنند. «تاپسترى» از زمانهاى دور به ما رسیده و نمونه هایى از آن که متعلق به کشورهاى مختلف جهان است، از گذشته ها باقى مانده است: - آثار به دست آمده از منطقه پازیریک در ایران. - قطعه اى مربوط به قرن اول میلادى با نقش صلیب در پرو. - آثار به جا مانده از قبطى ها از قرن دوم تا نهم میلادى در مصر. - آثار به جا مانده از پارچه هاى ابریشمین در «کواسو» چین. - آثار اروپایى در این زمینه مربوط است به قرن یازدهم میلادى و سوزن دوزى هاى «بایو» در فرانسه و سن سرئون در کولونى. - «تاپسترى» قرنها با ابعاد بسیار وسیع و با «گره گلیم» بافته مى شده و پوشش گرمى براى دیوارهاى کلیساها و کاخها بوده است. اوج شکوفایى آن در اروپا از زمان تأسیس کارگاه «گوبلن» در پاریس، به سال ۱۶۶۲ میلادى است، که نقاشان معروفى چون «نیکلاپوسن»، «فرانسوا بوشه»، «شارل لوبرن» و «فرانسیسکوگویا» طرح هاى جالبى به این کارگاه ارائه دادند. نقاش براى تهیه طرح «تاپسترى» ابتدا طرح را بر «کاغذ طرح» یا «کارتن» شماره گذارى و سپس بافنده از روى آن، طرح را اجرا مى کرد. این هنر، همچون نقاشى هاى بافته شده، قرنها در اروپا، با ضوابط و محدوده هاى قراردادى ادامه یافت و در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادى، به همت گروهى از هنرمندان نحوه نگرش و تفکر هنر نساجى تغییر کرد و تحولى بنیادى در این هنر صورت گرفت که منجر به رنسانسى در این رشته از هنرهاى تجسمى شد. سه عامل که در این تحول نقش اساسى را ایفا مى کنند، عبارتند از: ۱) نظریه ویلیام موریس (هنرمند انگلیسى)، مبنى بر ارزش گذارى دوباره صنایع دستى؛ نظریه اى که نحوه نگرش به صنایع دستى را به کلى دگرگون کرد و در زمینه نساجى نیز کاربرد «نخ» و «بافت» را تغییر داد و تأثیر به سزایى بر هنر نساجى اروپاى شمالى و مرکزى و حتى ژاپن و ایالات متحده به جا گذاشت. ویلیام موریس و یارانش در انگلستان معتقد به همکارى نزدیک هنرمند و صنعتگر بودند و این تفکر منجر به پیدایش نهضت «هنر نو» یا Art Noveau در اروپا و آمریکا شد و نحوه نگرش به معمارى، صنایع دستى و هنرهاى دیگر را تغییر داد. ۲) تأسیس مدرسه هنرى باهاس (۱۹۳۳-۱۹۱۹) در آلمان . در این مدرسه هنرى نیز بر همکارى هنرمند و صنعتگر تأکید مى کردند و معتقد به پیوستگى فرم (هنرمند طراح) و تکنیک (صنعتگر) بودند. ۳) برگزارى نمایشگاههاى دو سالانه «تاپسترى» در لوزان سوئیس، که در پنجمین نمایشگاه دو سالانه تاپسترى به سال ۱۹۷۱ میلادى، نکته هاى زیر درباره «تاپسترى نو» مطرح شد: الف) مواد اولیه مى تواند از هر نوع لیف نساجى (طبیعى و مصنوعى) یا هر نوع جنس دیگر باشد. ب) تکنیک بافت و نحوه بیان آزاد است و هرکس مى تواند طبق سلیقه خود ببافد. ج) کاربرد تاپسترى نیز آزاد است و مى توان از آن به صورت دیوار آویز، مجسمه نرم، جدا کننده فضا در معمارى، عنصرى از طراحى صحنه و یا فضاى بیرونى و محیط زیست استفاده کرد. > سابقه تاپسترى در ایران با رونق گرفتن هنر تصویرى در دوره صفویه، بافتن قالى و گلیم به اندازه قطع کتاب و گاه بزرگتر، براى دیوار کاخها، سردر بازارها و پرده تعزیه خوان ها رواج یافت. منسوجات تصویرى بسیار نفیسى از این دوره در موزه هاى دنیا موجود است که با تکنیک هاى مختلف نساجى چون قالى بافى، گلیم بافى، زرى بافى، سوزن دوزى و قلمکار اجرا شده اند و از اوج هنر «تاپسترى» در ایران حکایت مى کنند. البته کارگاههاى «گلیم هاى تصویرى» در دوره صفویه در شهرهاى کاشان، تبریز و اصفهان به دلایل نامعلوم، در اواخر قرن هفدهم میلادى، یکباره دست از فعالیت مى کشند، ولى نمونه هاى به دست آمده از «گلیم هاى تصویرى» مربوط به قرن شانزدهم و هفدهم میلادى مؤید آن است که با الیاف ابریشم و گلابتون طلا و نقره بافته شده اند. طراحى این گلیم هاى تصویرى کار دست هنرمندان مینیاتوریست دربار شاه عباس و شاه طهماسب است. از سال ۱۳۳۵ (ش) بافت «تاپسترى» یا «گلیم هاى تصویرى» در کارگاه بافت میراث فرهنگى (اداره کل هنرهاى سنتى)، آغاز و در حقیقت پس از سه قرن این هنر قدیمى دوباره احیا مى شود. در این کارگاه به آن نوع بافت «گوبلن بافى» مى گفتند. بافندگان ماهرى چون «جمشید امینى» و «لطیف تقدیرى» به بافت آثار نقاشانى چون کمال الملک و ملک الشعراى صبا همت کردند. در این کارگاه، آثارى از نقاشان معاصرى چون: بهرام عالیوندى، جلیل ضیاء پور و منوچهر شیبانى نیز بافته شده است. «قالى هاى تصویرى» نیز اهمیت بسیار دارند. به نوشته پرویز تناولى، حدود دو قرن است که این قالى ها را در ایران مى بافند و در واقع حاکى از تأثیر نقاشى و عکاسى در کار هنرمندان و دست اندرکاران قالى بافى است. بافت قالى هاى تصویرى کار آسانى نبود، اما چون بر دیوار خانه ها و مغازه ها نصب مى شد بافتن آنها رواج یافت. موضوعات مورد علاقه براى بافت آنها عبارت بود از: چهره شخصیت هاى تاریخى و مضمون داستان هاى حماسى، عشقى، مذهبى و عرفانى. حسام الدین عرب زاده و محمود فرشچیان نیز براى قالى تصویرى طرح هایى ارائه کرده اند. برادران صفدرزاده، در سال هاى اخیر فرش «ثارالله» را براساس کار محمود فرشچیان با ۳۱ میلیون گره در اصفهان بافته اند، که تصویرى از واقعه عاشورا است. قدرت الله داروغه، هنرمند نمدمال لر که از اهالى بروجرد است حدود ده سال پیش آثارى از بهرام دبیرى را به صورت نمد تهیه کرد. او براى نمد از رنگ هاى اصلى پشم (پشم خود رنگ) و رنگ هاى سنتى استفاده کرده است. بهرام دبیرى در این باره مى گوید: «نمدهایى که اندام وار تصویر شده اند بیشتر خصلت تابلوى نقاشى را دارند. مى خواستم حس تازه اى را در نمد بیدار کنم بى آنکه ساختار بنیادین اش یا نگاهش به طبیعت تغییر یابد».* (۲) در سالهاى اخیر آثارى از «ماندانا برکشلى» عرضه شده است. او در آثار تاپسترى خود از روش هاى پنبه دوزى، تکه دوزى، چاپ سیلک و نقاشى روى پارچه استفاده کرده است. آثار ماندانا برکشلى تحت تأثیر مینیاتورهاى ایرانى، خطاطى اسلامى و کارهاى «اشر» ESHER است، و در تاپسترى هایش همواره فضاهاى مثبت و منفى دیده مى شود. زنده یاد فیروزه صابرى نیز تحت تأثیر گبه و قالى تصویرى، آثارى در زمینه تاپسترى خلق کرد. از دیگر هنرمندانى که در زمینه هنر تاپسترى بسیار فعال هستند باید از «لى لا ثمرى» یاد کنیم. از ویژگى هاى آثار لى لا ثمرى، تضاد است. تضاد در انتخاب الیاف، تضاد در بافت، تضاد در رنگ، تضاد در فرم، تضاد در تکنیک و الیاف فلزى، به خصوص مس، که در تاپسترى هاى او جایگاه ویژه اى دارند. لى لا ثمرى از نقش گلیم هاى سنتى ایران الهام گرفته است و با نگرشى نو و ایجاد دگرگونى در نقش ها سعى کرده تا گذشته را با حال پیوند زند. زهرا رسول زاده نمین با امضاى (ZRN) از جمله هنرمندان فعال در طراحى، ساخت و اجراى تاپسترى است. آثار او برگرفته از مواد آشناى طبیعت و در ساختارى گرم و صمیمى گویى قطعه اى برگزیده از زیباترین عناصر طبیعى را به درون خانه ها دعوت مى کند. زهرا رسول زاده نمین با تجربه و پشتکار بسیار در هنر تاپسترى، در آخرین نمایشگاه اش یک روند رو به تکامل را در مقابل نگاه هنر دوستان قرار داده است. آثار متأخر او، از محدوده قاب و کادر فراتر رفته و به یک فرماسیون پویا که عنصر «فضا» را نیز در کنار سایر موتیف ها به کار مى گیرد، نزدیک شده است.
صنایع دستی
صنایع دستی نوعی کار است که در آن لوازم تزئینی و کاربردی تنها با استفاده از دست یا ابزار ساده ساخته میشود. معمولاً این کلمه به روشهای سنتی ساختن کالاها اطلاق میگردد. استادکاری مخصوص هر یک از این موارد مهمترین ملاک است. چنین چیزهایی اغلب از لحاظ فرهنگی و یا مذهبی فوق العاده هستند. لوازمی که بصورت تولید انبوه و یا با ماشین آلات مختلف ساخته میشوند جزء صنایع دستی نیستند.
آنچه مقوله صنایع دستی را از هنر کاردستی متمایز میسازد , هدف از ساخته آنهاست. صنایع دستی لوازمی هستند که قرار است مورد استفاده قرار گرفته و کهنه , پوسیده و غیره شوند. مورد استفاده آنها بیش از یک تزئین سادهاست. صنایع دستی اغلب کارهای فرهنگی و رسومی تری تلقی میشوند زیرا به عنوان بخشی از ملزومات زندگی روزمره مطرح هستند. درحالی که هنر و کاردستی بیشتر یک فعالیت سرگرمی گونه و یک ارائه بی نقص از یک تکنیک خلاقیت است. از جنبههای عملی انواع مختلف صنایع دستی به دلیل شباهت مورد استفاده همپوشانی زیادی دارند.
در ایران سازمان میراث فرهنگی متولی این بخش میباشد. صنایع دستی معروف ایرانی:
گلیم، فرش، گبه، قلمزنی، شیشه گری، منبت کاری، مینا کاری، سفال، چوب
صنایع دستی منجوق بافی روی چوب(سبک نهاوندی)جدیدترین و نوآورترین سبک در هنر صنایع دستی ایران می باشد سبک نهاوندی تلفیقی از ذوق هنر ایران زمین و فرهنگ غنی قرآنی -سبک نهاوندی تلفیقی از هنر و مذهب - سبک نهاوندی ترکیبی از هنر و عرفان -سبک نهاوندی ترکیبی از هنر و شعر
نقش صنایعدستی در اقتصاد ایران
صنایعدستی ایران، بهعنوان صنعتی مستقل و بومی، شاخصترین هنر کاربردی ایران و یکی از سه قطب برتر صنایعدستی جهان، ریشههای عمیق و استوار در فرهنگ غنی و بارور ایران اسلامی داشته است
بهطور کلی نقش صنایعدستی در اقتصاد ایران عبارت است از: کمک به توسعه اقتصادی، ایجاد شغل، سرمایهگذاری اندک و بهرهوری بالا.
رشد اقتصادی و دستیابی به هدفهای مختلف آن امروزه سرلوحه برنامهو فعالیتهای بسیاری از دولتها به ویژه در کشورهای در حال توسعه است. این دولتها در برنامههای توسعه اقتصادی خود هدفهای عمدهای را در زمینههای مختلف اقتصاد، اجتماع، سیاست و ... دنبال میکنند.
در بخش اقتصاد، عمده هدفهای دولتها متوجه افزایش تولید و درآمد ملی(رشد اقتصادی)، رسیدن به اشتغال کامل و کاهش نرخ بیکاری، ثبات قیمتها و کاهش نرخ تورم به منظور حفظ قدرت خرید پول ملی، توسعه صادرات و افزایش درآمدهای ارزی به منظور تأمین نیازهای ارزی کشور و تسهیل در اجرای برنامههای توسعه و بالاخره توزیع بهتر و عادلانهتر درآمدها برای برقراری عدالت اقتصادی در جامعه است.
دستیابی به توسعه اقتصادی به سهم خود بر وجوه مختلف زندگی افراد مانند سطح زندگی و معیشت و رفاه، آموزش بهداشت عمومی و شاخصهای جمعیتی مثل نرخ مرگ و میر، میانگین طول عمر و میزان زاد و ولد تأثیرات شگرف میگذارد.
همچنین دولتها برای نیل به هدفهای خود و دستیابی به توسعه اقتصادی، ناگزیر از اتخاذ سیاستها و خط مشیهای هماهنگ با شرایط و اوضاع و احوال اقتصادی، اجتماعی و ... کشور هستند.
بیشتر کشورهای در حال توسعه در اجرای برنامههای موردنظر خود با مشکلات عدیده ازجمله رشد بیرویه جمعیت، بیکاری، کمکاری و رواج انواع مختلف بیکاری ازجمله بیکاریهای پنهان، فصلی و... و در نتیجه پایین بودن سطح درآمد و معیشت گروه زیادی از مردم، نقصان تشکیل سرمایه داخلی و نبود منابع مالی کافی برای اجرای برنامههای توسعه اقتصادی و ساخت و توسعه امکانات زیربنایی موجود به منظور فراهم آوردن امکان بهرهبرداری بهینه از منابع انسانی، طبیعی و ... کشور مواجه هستند.
به همین دلیل بعضی از صاحبنظران با توجه به سهولت گسترش صنایع کوچک بر تقویت، توسعه و گسترش این صنایع در برنامه توسعه اقتصادی کشورهای در حال توسعه اصرار و توصیه دارند.
صاحبنظران این بخش در توصیههای خود به ویژه بر قابلیتها و ویژگیهای این قبیل صنایع از جمله نیاز به سرمایه اندک برای ایجاد، راهاندازی و بهرهبرداری، کاربر بودن این صنایع و نیاز به سرمایهگذاری اندک سرانه برای ایجاد یک شغل، عدم نیاز به تخصصهای فنی و حرفهای بالا و سازگاری و استفاده از مهارتهای بومی، بازار ساده فروش محصولات و بالاخره قابلیت و توانایی ایجاد درآمدزایی تکیه دارند.
بازار داخلی صنایعدستی ایران، بازاری است سنتی و تا به حال برای گسترش آن بازاریابی و تبلیغات صورت نگرفته است. از خصوصیات مهم این بازار، سود سرشار واسطهها در امر توزیع مواد اولیه مصرف و داد و ستد آن است.
بهطور خلاصه عوامل مؤثر در گسترش بازار داخلی صنایعدستی ایران عبارتند از: افزایش سطح درآمد سرانه، افزایش جمعیت، ازدیاد مسکن و افزایش سطح زیربنایی آن، ترویج تبلیغات در مورد استفاده از صنایعدستی به عنوان یک کالای هنر ملی و توسعه صادرات صنایعدستی ایران.
در زمینه اصول بازاریابی نوین و راهبردی که صادرکنندگان نادیده میگیرند میتوان این موارد را نام برد: نبود افراد متخصص، فقدان نوآوری، مواد اولیه نامرغوب، نبود مراکز اطلاعاتی، عدم انجام تحقیقات بازاریابی، نبود راهبرد صادرات، بستهبندی و عدم استفاده از راهبرد قیمتگذاری.
همچنین از عمدهترین تنگناها و محدودیتها میتوان به شناخت نداشتن کافی و مناسب از بازارهای داخلی و جهانی(بازار هدف) و سلایق مشتریان، توجه نکردن به سطح کیفی تولید و نوآوری در محصولات تولیدی، عدم تبلیغات و بازاریابی داخلی و خارجی اشاره کرد.
ازجمله راهکارهای صنایعدستی میتوان به معرفی، تبلیغ و ترویج صنایعدستی استان به منظور بازاریابی در داخل و خارج کشور با شیوههای نوین تبلیغاتی، استفاده از فنآوری روز در تولیدات صنایعدستی با حفظ اصالتهای هنر ملی، حمایت و تشویق بخش خصوصی بهمنظور سرمایهگذاری در این بخش به ویژه برای ایجاد بازارچههای صنایعدستی، سیاستگزاری در راستای فروش و صادرات کالاها و شرکت در نمایشگاههای داخلی و خارجی اشاره کرد.
صنایعدستی برای حضور بینالمللی نیاز به حمایت دولت دارد و سالیان سال بودن حمایت حکومتها و فقط با تکیه بر تمدن کهن ایران رشد و ادامه مسیر داده است اما تحول در این رشته زمانی صورت میگیرد که بتوانیم بازاری مناسب برای فروش آنها ایجاد کنیم.
نگاه جامع و کامل همراه با مدیریت مدرن و جدی راه رسیدن به این هدفهاست و این نوع نگاه و مدیریت در کنار برنامهریزیهای دقیق ما را به نتیجه مطلوب میرساند
تاریخچهٔ خاتمکاری
درباره مخترع و مبتکر خاتم بین خاتمسازان و هنرمندان روایات گوناگونی وجود دارد ولی آنچه قابل ذکر است آن است که به درستی معلوم نیست اولین بار خاتمسازی را چه کسی ابداع کرده است.در دایرةالمعارف فارسی آمده است: «زمان آغاز این هنر دانسته نیست ،و آنچه درباره آن گفته میشود با افسانه همراه است. برخی از استادان خاتمساز هنوز بر این عقیدهاند که هنر خاتمسازی معجزه ابراهیم پیغمبر است»
صنعتگران مصری این روش را مانند بسیاری از هنرها و پیشههای دیگر از قبطیها اقتباس کردهاند، چندین قطعه و لوحه که روی آنها با چوب و استخوان موزائیککاری شده است در عین الصیره نزدیک قاهره دراوایل دوره اسلام به دست آمده و اغلب آنها درموزه صنایع اسلامی قاهره ویا موزه برلین وجود دارد که یکی ازعالیترین نمونههای این صنعت درموزه متروپولیتن است.
ازدیگر آثار ونمونههای تاریخی دراین هنر :
1. منبر خاتم کاری در مسجد جامع عتیق شیراز دارای قدمت بیش از هزارسال.
2. سقف ایوان اصلی مسجد جامع عتیق شیراز مریوطه به سده هشتم هجری (سده چهاردهم میلادی)
3. درهای خاتم قصر رویایی تیمور گرکانی به نام دلگشا در سمرقند و درهای آرامگاه وی در سال۸۰۷ هجری(۱۴۰۵میلادی)
4. درهای چوب گردو و روکش استخوان ودیگر چوبها ساخته شده توسط هنرمندی بنام حبیب الله درسال ۹۹۹هجری(۱۵۹۱میلادی) که درموزه برلین نگهداری میشود .
5. درهای مزین به اشکال هندسی گل و بته ،از شهر بخارا که درموزه ویکتوریا آلبرت موجود است
6. منبر چوبی مسجد لنبان اصفهان بااشکال هندسی و اجزای نقرههای مربوطه به سال ۱۱۱۴هجری(۱۷۰۲میلادی)
اوج شکوفایی و تکامل این هنر در دروان صفویه بود، دراین دوران از گوشه و کنار ایران هنرمندان به اصفهان ،پایتخت آن زمان آمدند و هنرهای فراموششده این کشور ازنو پایه گذاری شد و هنرمندان ضمن فعالیت در رشتههای خاتمکاری ،منبتکاری ،کاشیکاری و گرهچینی ،به ترمیم و ساختن ساختمانها و آثار گذشته و بارگاههاواماکن مقدس تشویق و ترغیب شدند. بعدها در زمان قاجاریه به علت عدم توجه به هنرها این هنر نیز همانند سایر هنرها از درجه اعتبار و اهمیت افتاد و استادان وهنرمندان این رشته دراین دوران در بدترین وسختترین شرایط زندگی میکردند.
درسال ۱۳۰۷ اوایل دوران پهلوی مدرسه صنایع مستظرفه به کوشش استاد محمد غفاری (کمال الملک) تأسیس و این هنرستان رونق و توسعهای به هنرهای دستی کشور بخشید و پس ازآن کارگاههای خاتمسازی و چند کارگاه دیگر در وزارت فرهنگ و هنر سابق تشکیل شد .
آثار بجا مانده جمعی از هنرمندان اصفهان ،تهران وشیراز ،اتاق هفت در هفت متری خاتمکاری شده به تمامی وسایل موجود در آن ،در کاخ مرمر به مدت چهار سال .
تالار خاتم مجلس شورای ملی با ۴۰۰ متر مربع خاتمکاری.
هنر خاتمسازی بعد از انقلاب اسلامی در کارگاه خاتمسازی وزارت فرهنگ و هنر سابق تحت نام جدیدی با وابستگی به وزارت فرهگ و آموزش عالی ادامه یافت و از آن زمان تاکنون سمت وسوی طرحها تغییر یافته و با حذف طرحهای خارجی توجه بیشتری به سنتگرایی معطوف یافته وازآن آشنایی با هنر خاتمسازی
هنر خاتمسازی یکی از مهمترین هنرهای دستی ایران است .این صنعت ارزش هنری فوق العاده زیادی دارد .سابقه خاتمسازی درایران از زمانهای خیلی قدیم بوده است .به طورکلی ابتدا باید دید خاتم چیست و خاتمساز یا خاتمکار چه کسی است.
تعریف خاتم
خاتم ترکیبی است از چند ضلعیهای منظم با تعداد اضلاع متفاوت که با استفاده از مواد اولیه گوناگون در رنگهای مختلف تشکیل میشود. پنج ،شش ف هشت یا ده ضلعی است.
خاتم از هنرهای دستی دقیق و پرکار است که تولید و ساخت آن احتیاج به دقت و حوصله زیاد دارد .چند ضلعیهایی که درخاتمسازی به کـــار میآید
در لغتنامه دهخدا خاتمساز چنین معنی شده است: «آنکه پارههای استخوان را در چوب با نقش و نگار بنشاند. خاتمسازی عمل خاتمساز را گویند.»
در دایره المعارف فارسی درباره خاتمکاری و خاتمسازی آمده است:«هنر آراستن سطح اشیاء به صورتی شبیه موزائیک ،با مثلثهای کوچک. طرحهای گوناگون خاتم همواره به صورت اشکال منظم هندسی بوده است .این اشکال هندسی را با قراردادن مثلثهای کوچک در کنار هم نقشبندی میکنند.مثلثها را از انواع چوب ،فلز و استخوان میسازند. هرچه مثلثها ریزتر وظریفتر باشند، خاتم مرغوبتر است .در یک طرح خاتم ،برای ساختن کوچکترین واحد هندسی، حداقل سه مثلث و برای بزرگترین آن ،حداکثر چهارصد مثلث به کار میرود.»
قدیمیترین آثار هنری خاتمکاری شده باقی مانده :
1. صندوق مرقد موسی بن جعفر و امام جواد در کاظمین مربوطه به دوران شاه اسماعیل صفوی در سال ۹۰۶هجری قمری ساخته شده توسط استاد محمد جمعه.
2. صندوق مرقد امام حسن عسکری در سامره و صندوق مرقد امام علی النقی مربوطه به همان دوره واستاد.
3. صندوق خاتم ضریح نرگس خاتون مادر مهدی موعود که درهمان دوره ساخته و نصب شده.
4. اثر بسیار زیبا و نفیس درب ورودی مدرسه چهارباغ اصفهان چندین بار توسط استادان این هنر ترمیم و مرمت شده است.
5. درب خاتم امامزاده شاه رضا در قمشه (شهرضا) مربوطه به زمان سلطنت شاه طهماسب صفوی .
6. صندوق خاتم مرقد علی ساخته شده درزمان کریم خان زند و نصب آن درزمان لطفعلی خان زند
7. صندوق خاتم مرقد سید الشهداء و ابوالفضل در کربلا
8. صندوق مقبره زینب در شام
مواد اولیه در ساخت خاتم
انواع چوب (آبنوس- فوفل- گردو- بقم- عناب-نارنج- کهکم-کبوده)
انواع استخوان (استخوان و عاج فیل- استخوان شتر- استخوان اسب)
مفتولهای فلزی (برنج -آلومینیوموبعضاً نقره)
صدف- نخ پرک - سریشم - لاک
وسایل وابزار کار در هنر خاتمسازی
ابزار عمومی شامل چکش - اره- دریل و مته و...
ابزار اصلی و مخصوص شامل انواع ارهها- عنوان سوهان - انواع رنده - پرس - تیرهدار یا خطکش قفل - مقار- انواع تنگ ها- چسبهای مخصوص و....
مراحل تولید خاتم
ابتدا انواع چوبها واستخوانهارا دررنگهای مختلف تهیه کرده و با ابزار مخصوص خود به طول ۳۰ سانتیمتروقطر ۱تا ۵/۲میلیمتر میبرند وازآنها مثلثهایی تهیه میشود که پس از سوهانکاری تمام اضلاع آن به حالت دلخواه و مطابق با طرح درآمده و برای تکمیل طرح نیاز به مفتولهای سیمی به صورت مثلث بوده که برای آمادهسازی آنها نیز مراحل مختلفی طی میشود سپس برای درست کردن خاتم ابتدا طرح اشکالی که مورد نظر است را به وسیله استادکار کشیده واین مثلثها ی چوبی ،استخوانی و فلزی با دستان بامهارت و استادانه هنرمند در کنار هم به وسیله سریشم قرار داده و چسبانده میشوند و به وسیله نخ محکم میگردند که از این کار اصطلاحاً «پره» درست میشود ،بعد از چند ساعت نخها باز شده واضلاع طرح سوهانکاری شده و چهار عدد از پرههای ساخته شده را در کنار هم قرار میدهند و مجدداً با چسب به هم چسبانده میشوند که حاصل آن «توگلو» به دست میآید. مرحلهٔ بعدی که به «گل پیچی» مشهور است، به وسیله سیم مفتولی گردی که آن را به صورت شش ضلعی منظم آماده میشود وبه آن «شمسه» میگویند در اطراف هر ضلع شش سیم به وسیله سریشم چسبانده میشود و با نخ محکم میشود و حاصل آن طرح ستارهای است ،این طرحها آنقدر تکرار میشوند تا بر اساس طرح مورد نیاز در آمده و سپس در زیر فشار و پرس قرار گرفته و با چند مرحله برشکاری و چسبانده لایههای بسیار نازک چوب دراطراف آن طرح اولیه یک خاتم به وجود میآید که تمامی این مراحل از ابتدا تا بدین جا بیش از ۴۰۰ مرحله کاری را شامل میشود.
خاتمها بر اساس طرح ،رنگ ،شکل و ابعاد محل مورد استفاده بر روی سطح کار بهوسیله چسب مخصوص چسبانده شده و با ایجــاد طرحهای گوناگون و قرینهسازی تمامی سطح طرح به وسیله خاتم مزین میگردد که پس از برخی ترمیمها ،سوهان، سمباده و بتونهکاری و نهایتاً ساییدن و صافکردن سطح خاتم ،کار برای روغنکاری وجلابخشی به وسیله مواد مخصوص مانند سیلر و کیلرو پولیستر آماده میشود.
مرغوبیت یک خاتم خوب به ریز نقشی ومنظم بودن طرح بستگی دارد که همهٔ اینها در مهارت استادکار در تهیهٔ مواد اولیه و نحوه کاربرد آن و حوصله و دقت بسیار زیاد خلاصه میشود.
خصوصیات یک خاتم و محصول مرغوب وهنری
1. صاف بودن سطح کار و خالی نبودن هیچ جای خاتم .
2. یکنواخت بودن رنگ و مصالح به کار رفته در ساخت خاتم
3. عدم تغییر در رنگ و شکل
4. ترمیمکاریها و بتونهکاریها در سطح کار مشخص نباشند .
5. قرینه بودن تمامی گلها و اشکال درسطح کار و زوایا و اضلاع
6. دقیق و مهندسی بودن اساس و ساختمان طرح که تمامی ابعاد با هم همسان، قرینه و یک اندازه باشند که البته اگر شاسی طرح دقیق نباشد بهترین خاتم نیز بر روی آن نما و جلوهای ندارد و کل طرح را از بین میبرد به همین جهت است که یک هنرمند خاتمساز باید یک نجار چیره دست هم باشد.
7. رنگکاری و روکش دادن محصول بایستی ماهرانه و بدون خدشه و هر عیبی باشد .
8. نقشها ومثلثها هر چه ریزتر باشند کیفیت و ارزش کار بیشتر است.
مهمترین مراکز خاتمسازی درایران شیراز، اصفهان و تهران هستند که البته اکثر خاتمسازان در تهران اصفهانی یاشیرازی هستند.
تذکر مهم کلیه محصولات خاتمکاری شده بایستی دور از حرارت، رطوبت و نور مستقیم خورشید نگهداری و از تمیز کردن آنها با پارچهٔ مرطوب واز به کار بردن هر گونه جلاسنج بر روی سطوح خاتم اجتناب نمائید.
به بعد خط و نوشته وارد خاتم شد.
سفالکاری هنر سفالکاری نزد باستان شناسان قدر و منزلت خاصی دارد،زیرا همین قطعههای کوچک سفال که ناچیز به نظر میرسد ما را به زمانه و زندگانی مردم آن روزگاران میرساند. تمام اشیائی را که با استفاده از گل پخته ساخته شده باشند را سفالی میگویند.هزاران سال است که مردم به سفالکاری مشغول هستند.سفالهای اولیه زبر و زخیم بودند ،آب درون آنها نشست میکرد و در صورت قرار گرفتن در برابر خورشید ترک بر میداشتند. سفالگر برای تهیه ظرفها و وسایل سفالی، ابتدا مقداری گل مرطوب را روی صفحه چرخان مخصوص قرار میدهد. وی با استفاده از انگشتان دست به ظرف شکل میدهد. سپس آن را در معرض نور خورشید قرار میدهد تا خشک شود و روی آن را با لایهای از لعاب میپوشاند.آنگاه ظرف را در کوره قرار میدهد.حرارت زیاد ظرف لعابی را محکم و سخت کرده و آن را نرم و براق میکند.لعابهب به رنگهای مختلفی هستند و برخی از آنها همچون لایهای از فلز درخشان روی سفال را میپوشاند.
سفالگری ساختن ظروف با گل است و به ظرف ساخته شده از این طریق سفال میگویند. از مشهورترین سفالینهها میتوان به کوزه و پیاله سفالین اشاره کرد. قبل از رواج شیشه سفالینهها رایج ترین مظروفات بشر بودند. مرغوب ترین خاک در صنعت سفالگری خاک رس میباشد که بدلیل وجود مقادیر بالای آهن در آن ، به رنگ سرخ است. سفالگری از نخستین صنایع بشر میباشد. در ایران قدمت سفالینهها به بیش از ۱۰۰۰۰ سال میرسد.
سکمهدوزی
در متن این مقاله از هیچ منبعی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع بر طبق شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید.
مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد.
در این هنر با عبور نخهای رنگین از لابه لای تارو پود پارچه و دوختن این الیاف به یکدیگر پارچهٔ ساده حالتی رنگین ومشبک به خود میگیرد.
سیاهچادر
سیاه چادر نوعی چادر است که از موی بز سیاه و توسط زنان عشایر بافته می شود. عشایر در ییلاق و قشلاق مکانهای معینی برای اقامت دارند که معمولاً در زیر این سیاه چادر ها زندگی و استراحت می کنند. سیاه چادر ها همواره از موی بز بافته می شوند و این به چند دلیل مهم است. اول آنکه موی بز خاصیت بسیار مطلوبی برای حفظ آب در مواقع بارندگی دارد و معمولاً آب باران از جداره آن عبور نمی کند. دوم آنکه موی بز در دسترس و ارزان تهیه می شود. هر خانواده معمولاً ۲۰ الی ۵۰ رأس بز دارد که از موی بزها برای تهیه سیاه چادر استفاده می کنند. سومین خاصیت موی بز سبک بودن آن است و نسبت به چادره های برزنتی جمع آوری و حمل آن راحت تر است. در تابستان در روزهای آفتابی، استراحت کردن در زیر این سیاه چادر ها لذت بخش است.
چگونگی بافت سیاه چادر
هر سیاه چادر از چند «لت» تشکیل می شود. و هر «لت» نواری بافته شده از موی بز سیاه است. در حقیقت «لت» تکه ای از سیاه چادر است. زنان «لت» ها را که به شکل یک نوار بافته شده اند را به وسیله دستگاهی سنتی در محل زندگی خود می بافند. عرض بین ۴۰ تا ۶۰ سانتی متر است و طول آن گاه ۶، ۱۰ و یا ۱۵ متر است. زنان پس از بافتن «لت» ها آنها را از دو طرف به هم می دوزند تا کم کم به شکل سیاه چادر در آید.
وظیفه مردان و زنان در تهیه سیاه چادر
1. وظیفه مردان در بریدن موی بز و همچنین تهیه ابزار و فراهم نمودن کارگاه و همچنین دوختن «لت»ها به هم می باشد.
2. وظیفه زنان شستن، پاک کردن،حلاجی کردن موها، و تاباندن نخ ها بطوری که به حالت الیاف در آیند می باشد. تمامی مراحل بافتن سیاه چادر بر عهده زنان است و مردان هیچ گونه دخالتی در آن ندارند. دختران کوچک نیز مادران خود را در کار بافتن یاری می دهند و این فرصتی برای یادگیری و آموختن فنون دوختن سیاه چادر توسط مادران است. زنان برای بافتن یک سیاه چادر گاه بصورت دسته جمعی کار می کنند تا کار بافتن سریع تر به پایان برسد.
اندازه و شکل سیاه چادر در بین ایلات مختلف
در بین ایلات و عشایر ایران سیاه چادر ها با اندازه ها و شکل های متفاوت بافته می شوند. سیاه چادرها در کشورهای مختلف بافته می شده است. فیلبرگ تمامی سیاه چادرها در خاورمیانه و آفریقا را در تحقیقی جامع و کامل بررسی نموده است.
مُعَرَّقکاری یکی از رشتههای صنایع دستی است.
معرق کاری : ( فرهنگ دهخدا )
ساختن یا نصب کاشیهای معرق ، معرق کاری در قرن ۶ هجری یعنی در دوره سلجوقیان به سمت کمال رفت و بسیار متداول گردید. در قرن هشتم هجری هنرمندان معرق کار بمراتب از هنرمندان عهد سلجوقی جلو افتادند .
در این قرن موفق شدند اجزایی را که اشکال معرق از آنها تشکیل مییابد کوچکتر کنند و لطیفترین و زیباترین اشکال بنائی و و هندسی را در مجموعهای از رنگهای زیباولعاب صدفی دار بمراتب کمتر از هزینه آجرهای کاشی مینایی بود وعلت این امر واضح است . زیرا در کاشی لازم بود پس از کشیدن رنگ و نقش یک بار دیگر آن را درکوره گذارند و این عمل گذشته از هزینه اضافی که داشت چندان مورد اطمینان نبود و چه ممکن بود کاشیها از کوره سالم بیرون نیاید، صنعت معرق کاریدر قرنهای نهم و دهم هجری به منتهای ترقی خود رسید در این دوره مراکز مهم معرق سازی شهرهای اصفهان ، یزد ، کاشان ، هرات ، سمرقند و تبریز بود.
موزائیک : ( فرهنگ دهخدا )
مجموعه مکعبهای کوچک رنگارنگ از مرمر یا اسمالت (smalt) که رسمی هندسی مانند کتاب را تشکیل میدهد و در سیمان کار گذاشته شده نوعی آجر که با سیمان ساده یا رنگین یا ساده ساخته شود
کاشی معرق : ( فرهنگ دهخدا )
قسمتی از خشت کاشی منقشی که نقشها را مانند عرق در آن قرار دادهاند . قسمی کاشی مرکب از قطعات مختلف و رنگهای گوناگون که چون کنار هم قرار گیرند نقشی بدیع بوجود آید.
فهرست مندرجات
• ۱ پیشینه
o ۱.۱ ابزار
o ۱.۲ مواد اولیه
o ۱.۳ مراحل اجرای یک طرح معرق
• ۲ منبت
o ۲.۱ ابزار کار
o ۲.۲ مواد اولیه
o ۲.۳ روش کار
• ۳ انواع منبت پیشینه
در دوران قبل از اسلام قطعات بزرگ چوبی به عنوان بخشی از ساختمان به کار میرفتهاست. در این دوره چوب به عنوان یکی از فراوانترین مصالح طبیعی نقش مهمی در ساخت ابزار فنی و کشاورزی و حتی وسایل خانگی ایفا میکردهاست. از دوره سلوکیان آثار چندانی در دست با همان شیوه معرق چوب کار میشود، فقط زمینه طرح یا کار را به قطعههای پازل مانند بریده، در کنار هم میچسبانند و سپس باز هم برای مراحل تکمیلی به کارگاه رنگ فرستاده میشود.
معرق زمینه آجری: با همان شیوه معرق زمینه چوب کار میشود، فقط تفاوت کار در این است که زمینه طرح به صورت آجری بریده و در کنار هم چیده میشود. آنگاه مراحل تکمیلی را به صورت رایج طی میکنند.
نازک بری در معرق: در این شیوه از معرق، ابتدا قطعات طرح مورد نظر معرق بریده میشود. آنگاه به وسیله اره مویی معمولی برشهای بسیار ظریف و نزدیک به هم در تمامی قسمتهای طرح داده میشود، برشهایی که به فاصلههای میلیمتری در کنار هم داده میشود. سپس چوبهای شکل داده شده در کنار هم بر روی زمینهای از تخته روکش شده و غالباً بدون هیچ نوع تزئینی چسبانده میشود.
معرق منبت: معرقی که نقشهای آن برجستهاست معرق منبت گفته میشود برای ساخت معرق منبت ابتدا همه قطعهها را مانند معرق میبرند و بعد آنها رابه طور مجزا به شیوه منبت کاری ساخت و ساز نموده، کنار یکدیگر جفت و جور میکنند. در پایان قطعه را رویزیر کار در محل مربوط نصب میکنند.
ابزار
ابزار کاری که در کارگاه معرق
اره دست - اره مویی– اره چوب بر – اره فلز – پرس دستی (پیچ دستی) – پیشکار – تیزک – چکش – سوهان تخت – سوهان چوب ساب – کمان اره – رنده دستی- سنگ نفت – گازانبر – لیسه – ماشین پرداخت – مته دستی – میخ - سمباده - چسب چوب و در نهایت پس از پرداخت نهایی توسط سیلر - کیلر ویا رزین پلی استر اسپری میشود
مواد اولیه
برای معرق کاری، وجود انواع چوب با تنوع رنگی ضرورت دارد و در انتخاب چوب باید مواردی چون استحکام و خشک بودن چوب و قابلیت اره شدن و رنده شدن را در نظر گرفت. هم چنین از صدف، عاج، فلزات در معرق استفاده میشود. –
مراحل اجرای یک طرح معرق
ابتدا طرح مورد نظر را قلم گیری و نقوص آنرا برطرف کرده سپس با توجه به رنگ چوب و زیبایی کار چوب های لازم را تعیین کنیدو جهت راحتی کار و یر روی تمام قسمتهای طرح نوع چوب مورد نظر را یادداشت کنید سپس تخته پشت کار را به اندازه طرح مورد نظر انتخاب کرده، به روی آن یک ورق از نایلون قرار میدهند، انگاه طرح و نقشه مورد نظر را بر روی کاغذ آورده و به وسیله چسب آهن آن را بر روی تخته سه لایی میچسبانند، پس از آن تکههای مختلف طرح با اره مویی بریده شده قطعات مختلف آن را به وسیله میخ سایه بر روی تخته زمینه به طورموقت نصب میکنند. آنگاه قطعات طرح را جداگانه بر روی چوبها با رنگهای مورد نظر به وسیله همان میخ سایه نصب کرده و روی چوب پیشکار قرار داده و به وسیله اره مویی دور طرح را روی تخته بریده و حال قطعه چوب بریده شده را در جای خود مطابق نقشه روی تخته پیشکار به وسیله میخ سایه موقتاً نصب میکنند. بدین ترتیب با این روش همه نقشهای خرد شده را از رنگهای مختلف چوب، صدف و عاج تهیه و جایگزین مدل میکنند. هنگامی که تمام چوبهای رنگی جایگزینی طرح اولیه شده، چسبی از سریشم و پودر امرا تهیه کرده و به وسیله انگشت سبابه روی تمام شیارهای بین تکههای قرار میدهند. به این طریق تمام شیارهای بین نقوش پر میشود و قطعات به طور کامل به هم چسبیده و ثابت میشود. دراین مرحله میخهای سایه را از روی طرحها بر میدارند و آنگاه نوبت به نایلونی میرسد که قبلاً در زیر کار و روی تخته پشت کار قرار داده شده بود، آن را نیز برداشته و نقشهای چسبیده شده را بر میگردانند و پشت آنها را سمباده نرم میزنند. در نتیجه چسبهایی که از میان شیارها به پشت کار نفوذ کرده، پاک میشود. حال سطح تخته پشت کار را به وسیله کاردک به چسب گرم آغشته کرده، نقشه معرق شده را روی آن میچسبانند و برای ثابت نگاه داشتن آن دو میخ سنجاقی در بالا و پایین آن نصب میکنند. در این مرحله لایهای از نایلون و قطعهای از نمد یا پتوی ضخیم را روی نقشه معرق شده قرار داده ترکیب فوق را در میان دستگاه پرس گذاشته، تحت فشار میدهند و بعد از گونیا کردن تابلو، اضلاع آن را رنده میکنند. سطح تابلو رابه دلیل متفاوت بودن ضخامت چوبهای صنعتی، با ماشین سمباده میسایند تا یکنواخت و صیقلی شود. حال محیط تابلو را به وسلیه نوار چسب کاغذی به طریقی که ۲ یا ۳ میلیمتر آن از سطح تابلو بالاتر قرار گیرد چسبانده مخلوط پلی استر آماده شده را به طور یکنواخت روی صفحه مورد نظر میریزند تا کاملاً سطح را بپوشاند. بعد از خشک شدن پلی استر به وسیله سمباده لرزان آن را میسایند تا رنگ چوب از زیر پلی استر ظاهر شود و مجدداً برای شفافیت بیشتر، قشری از پلی استر شفاف بر آن پاشیده و سمباده میزنند. در پایان به وسیله دستگاه پرداخت و مواد جلا دهنده سطح کار را پرداخت میکنند.
منبت
هنر کنده کاری نقوش به روی چوب را منبت گویند. قابل توجهاست که منبت میتواند به صورت یک تکه یا چند تکه انجام شود هرگاه منبت کاری بر روی چوب بزرگ یک تکه انجام شود، منبت یک تکه و هرگاه منبت کاری بر روی تکههای کوچکی انجام شود، منبت چند تکه خواهد بود. منبت بر حسب نوع برجستگی که در کار آن به وجود میآید به پنج دسته تقسیم میگردد: منبت کم بر جسته، منبت نیم برجسته، منبت تمام برجسته، پیکره، قلم زنی بر روی چوب
ابزار کار
مغار: وسیلهای است برای تراشیدن چوب که انواع آن در ذیل نام برده شده مغار کبریتی- مغار تخت یا صاف – مغار نیم باز – مغار [گلویی] – مغار شفره کلیه مغارهای نامبرده دارای خمیده یا کج نیز هستند که در جاهایی که امکان استفاده از مغار صاف نباشد، از مغار کج استفاده میشود.
سوهان: برای ساییدن چوب و دیگر ابزار منبت کاری به کار میرود و انواع آن شامل موارد زیر میشود. سوهان دو سر صاف – سوهان دو سر کج – سوهان سه پهلوی سه گوش- سوهان سه پهلوی صاف – سوهان نیم گرد – سوهان دم کاردی – سوهان دم موشی – سوهان گرد – چوب ساب
مواد اولیه
شامل: ۱- چوبهای محکم و بدون گره که برای این منظور چوبهای آبنوس، بقم، شمشاد، فوفل، عناب، و گردو و .... از همه مناسب تر هستند.
۲- عاج، صدف و استخوان
روش کار
ابتدا طرح بر روی زمینه چوب منتقل میشود و با بستن کار به گیره دستی هنرمند شروع به کار کرده و ابتدا خطوط محیطی طرح با مغار مشخص میشود سپس بابرداشتن زمینه کار به صورت یکنواخت و به وسیله مغارهای مختلف منبت کار روی چوب ادامه پیدا میکند. پس از پایان کار منبت کاری، سطوح کار با سنباده بسیار نرم، صاف و صیقلی میشود. در مرحله به سطح کار روغن با پلی استر زده میشود تا چوب بر اثر مرور زمان ترک نخورد و در مقابل رطوبت مقاوم باشد.
انواع منبت
از انواع منبت میتوان نمونههای زیر را نام برد:
منبت کمی بر جسته: نوعی از منبت است که در آن هنرمند منبت کاری خود را به حدی برساند که نقش برجستهای که به وجود آورده از سطح زمینه کار بیرون نیاید و هم سطح حاشیه اطراف کار باشد. منبت بر جسته: شیوه کار این گونه که مراحل منبت یک چوب را تا آنجا پیش میبریم که برجستگیهای طرح از رویه کار کاملاً بیرون خواهد زد. پیکره: هنرمند طرح خود را بر روی حجمی از چوب به شیوههای چسباندن، فوکپی، یا از طریق کاغذ کاربن یا طراحی مستقیم بر روی چوب انتقال میدهد، آنگاه از برجستهترین قسمت طرح کار خود را آغاز میکند و توسط مغارهای و لوازم رایج در این زمینه مشغول کنده کاری بر روی چوب میشود. در تمام کار، طرح به صورت کاملاً بر جسته و دارای حجم چوب از داخل بیرون آمده و اطراف آن خالی از هر گونه چوب خواهد بود.
کلاقهای یا باتیک یکی از روشهای چاپ بر روی پارچه است که در کشورهایی مانند تایلند، اندونزی، سریلانکا و هند و ایران از قدیم کاربرد داشتهاند. این روش در ایران بیشتر در تبریز و اسکو رواج دارد.
در چاپ کلاقه ای، کلیه طرحها و رنگها را با استفاده از واکس و عملیات رنگرزی بر روی پارچه منتقل میکنند. برای این کار بیشتر از پارچه ابریشم استفاده میشود. تاروپود پارچه از واکس پوشیده میشود و هر دو روی پارچه یکسان نقش میشود. رنگهای بکار رفته برای چاپ بیشتر از دسته رنگهای گیاهی مانند روناس، اسپرک، پوست انار و زردچوبه است. یکی از ویژگیهای چاپ کلاقهای ایجاد رگههای رنگی است که در اثر شکستن واکس و نفوذ رنگ از میان این شکستها به پارچه در حین عملیات رنگرزی برروی پارچه پدید میآید
زربفت یکی از رشتههای صنایع دستی است.
تسمیه
در فرهنگ دکتر معین آمده است: زری یعنی پارچهی ساخته شده از زر (طلا). پارچهای که پودهای آن از طلا است. زربفت. زری یا زربفت پارچه ای ظریف و بسیار گران بهاست که چله یا تار آن از ابریشم خالص است و پودهای آن ابریشم رنگی و یکی از پودها، نخ گلابتون است که می تواند زرین یا سیمین باشد.
یک تکه پارچه زربفت؛ نوع بافت: دارایی و اطلسی؛ نقشه:ترنج؛ بافنده: استاد سید رضا الهامی
تاریخچه تسمیه
بافت پارچههایی که درمتن و نقوش آنها، نخهای گلابتون به کار گرفته شده بنا به روایات تاریخی به دو هزار سال پیش می رسد. هردودت مورخ مشهور یونانی نوشته است : رومیان به خاطر زیبائی واشتهار زربفتهای سنتی ایران همه ساله مبالغ هنگفتی میپرداختند . فیلوسترات نیز گفته است : اشکانیان، خانه های خود را با پردههای زری یراق دار که از پولکهای نقره و نقوش زرین ، تزئین شده بود می آراستند. بدون شک بافتن پارچههای زربفت، مانند قالی و گلیم از زمان هخمنشیان در ایران مرسوم بوده است زیرا در بسیاری از نقوش برجسته تخت جمشید، شوش و حتی پاسارگاد، نقوشی در حاشیه های لباس شاهنشاهان و درباریان به چشم می خورد که حاکی از این است که لباس آنها از پارچه های زربفت بوده، به علاوه در حاشیه لباده و حاشیه آستینها و یقه لباس، قطعاتی از طلای ناب به شکل شیر، مرغ، ستاره با گل پنجپر و یا نقوش هندسی مانند مثلث و غیره میدوختند و بسیاری از این قطعات طلا، امروزه در موزه ایران باستان و موزه های دیگر دنیا موجود است که متعلق به عهد هخامنشی میباشد. از دوره ساسانیان نیز در کلیساها و موزههای خارج از ایران، نمونهای متعدد زری موجود است. زیرا زریهای دوره ساسانیان به قدری مورد توجه بود، که از تمام نقاط دنیا خواستار آن بودند و وقتی کسی به ایران مسافرت میکرد، بهترین هدیه ای که می توانست به میهن خود ببرد یک قطعه زری بود و به این طریق مثلاً باقی ماندههای صلیب مسیح را صلیبیون در زریهای ایرانی میپیچیدند و به همراه خود به اروپا میبردند. از قرون چهارم میلادی ،قطعاتی از زربفتهای ایرانی در موزه لیون فرانسه ، موزههای لندن ، واشنگتن ، ارمیتاژ و... نگهداری میشود و نمودار عظمت و اعتبار این هنر سنتی در ایران کهن است . فن زری بافی در دوران صفویه به منتهای کمال خود رسید.
دوره هخامنشیان
نساجی ایران در این دوره به ویژه در بافت پارچههای ابریشمی، پشمی نرم و لطیف مشهور بوده و شاهان هخامنشی به داشتن لباسهای زیبا و فاخر شهرت داشتند. اسکندر مقدونی با همه دشمنیش با ایرانیان، بنا به نوشته های هرودوت و پلوتارک از هنگام ورود به ایران تا هنگام مرگش، لباسهای زربفت ایرانی بر تن میکرد.
دوره اشکانیان
پس از نابودی هخامنشیان، دیگر آن شکوه و بزرگی در صنایع و هنرها ، به ویژه در بافندگی، بوجود نیامد ... تنها چند تکه از پارچههای ابریشمی در سرزمین لولان در چین پیدا شده که در آن روزگار آخرین مرز ایران در شرق دور بوده است.
دوره ساسانیان
بسیاری از تاریخ دانان بر این باور هستند که این دوره ، دوره شکوفایی و طلایی هنر و تمدن ایران بوده است. بسیاری از بافتههای این دوره در کلیساها و موزههای غرب، به یادگار مانده است.
دوران اسلامی
پس از یورش تازیان به سرزمین ایران، شیرازهی فرهنگ و تمدن ایران از هم گسیخت به ویژه در زمینهی بافت پارچههای زربفت که پوشیدن این پارچهها در اسلام حرام است. این وضعیت اسفبار در ایران ادامه داشت تا زمان سلجوقیان.
دوران سلجوقیان
دروران سلاجقه را باید دوران شکوفایی دوبارهی هنر ایران دانست. از آن دوره حدود 50 تکه پارچه باقی مانده است که اوج هنر در آنها دیده میشود. در این دوره پیچیدهترین نقشهها بافته میشد.
دوران مغولان
پس از سلجوقیان، هنر رو به خاموشی گرایید و یورش ددمنشانهی مغولان از خاور دور به ایران، همه جیز و همه کس را تا لبهی پرتگاه نابودی پیش برد. در دوران مغولان کشتار و ویرانی چون شبحی تار بر ایران سایه انداخته بود و باالطبع هنرمندان هم نه مجالی برای خودنمایی داشتند و نه حکومت چنینی چیزی میخواست. هر چند که در اواخر حکومت مغولان اوضاع اندکی رو به بهبود رفت اما هیچگاه شکوه دوران پیشین، تکرار نشد.
دوران صفویان
به حقیقت باید گفت دوران صفویان ، اوج شکوه و بلندی هنر و تمدن ایرانیان بوده است که پس از اسلام مانند آن دیده و شنیده نشده است. آنان دوباره نام ایران را در اندیشهها زنده کردند. پارچههایی که در دوران شاه عباس بافته میشد، در همهی تاریخ مانند ندارد. شاه عباس در اصفهان کارگاهی به نام کارگاه شاهی ساخته و از هنرمندان زریباف میخواهد تا در آنجا کار کنند. این کارگاه به شکل انحصاری برای دربار شاهی پارچههای بسیار نفیس میبافت و نام آن شهرهی آفاق گشته بود. از این دوران هم نمونههای بسیاری باقی مانده که حتی امروز، دیگر کسی نمیداند که آن استادان زبردست، این پارچهها را بافتهاند!! با سقوط صفویان به دست افغانها، چراغ هنر ایران هم رو به خاموشی گرایید. افشاریه و زندیه و قاجاریان هم هیچ کاری برای نجات آن انجام ندادند.
دوران پهلوی
در دوران پهلوی دیگر کسی خبری از بافت پارچههای زربفت و مخملین و گرانبها نداشت. تنها برخی خانوادهها پنهانی در خانه خود پارچههایی بافته و پس از کهنه کردن آن به نام پارچه عتیقه، به قیمت گزاف آن را میفروختند... کاشان یکی از شهرهایی بود که از آغاز در بافت پارچههای گوناگون شهره بود. استاد محمد خان نقشبند این هنر را دوباره زنده می کند و فرزندانش راه پدر را ادامه میدهند . در دوران پهلوی به دلیل نیاز دربار برای لباسهای زربفت چه برای پوشش و چه برای هدیه دادن، بار دیگر بافت پارچههای زربف رونق گستردهای گرفت به ویژه در زمان تاجگذاری که لباسهای دربار باید از این پارچههای بافته میشد..... . با ورود ماشین های بافندگی و آسان شدن فن بافت در اوایل دوره پهلوی، این هنر تقریباً به جز در چند زیرزمین خانه های سنتی کاشان، یزد و اصفهان، در جای دیگری وجود نداشت. تا اینکه خبر بافت پارچههای زربفت در کاشان به گوش رضا شاه میرسد و همزمان با گشایش مدرسه صنایع مستظرفه قدیم یکی از استادان بزرگ این رشته به نام محمد طریقی از کاشان به تهران منتقل شد و این رشته رو به نابودی را در شرایط سخت گسترش داد و شاگردان بسیاری تربیت کرد، تا جایی که در سال 1352 در تهران اساتید متخصص در رشته بافت زری و مخمل به بیش از هفتاد نفر رسیده بودند. اما اکنون استادانی کمتر از تعداد انگشتان دست در این رشته فعالیت دارند.
منبع: گلهای ابریشمی، سید حسین مژگانی، صص 28-30 .
دوران جمهوری اسلامی
پس از انقلاب چون کسی نیازی به این لباسها نداشت کمکم بافت آنها محدود شد و حتی صادرات آن هم قطع گردید.. بسیاری از استادان رفته رفته بازنشسته شده و بسیاری هم چهره در خاک پنهان کردند . بسیاری از دستگاههای بافت، دیگر بافندهای ندارد و دیر یا زود میشنویم که این هنر ارزشمند و باشکوه ایران، پس از قرنها برای همیشه نابود گشت و تنها باید در موزههای کشورهای غربی نمونههای آن را ببینیم اکنون تنها در کارگاه زریبافی سازمان میراث فرهنگی کشور در تهران و هنرستان هنرهای زیبای اصفهان ومیراث فرهنگی کاشان ، نمونههای از انواع زری و مخمل بافته میشود.
منبع: گلهای ابریشمی، سید حسین مژگانی، صص 20-30 .
مواد اولیه
مواد اولیه پارچههای زربفت، از بهترین نوع ابریشم طبیعی ایران انتخاب میشود. همچنین یکی از مهمترین مواد اولیه، گلابتون است. از گلابتون بیشتر دربافت پارچههای زربفت استفاده میشود.آن چیزی که باعث درخشش و گرانبهایی ویژهی پارچههای زربفت میشود، گلابتون است.
گلابتون چیست
گلابتون رشتهای سیمی بسیار نازک است که درون آن یک رشته نخ ابریشم قرار دارد و بر روی آن، لایهای از زر (طلا) کشیده شده است. گابتون دو نوع است:
• گلابتون خارجی
• گلابتون ایرانی
گلابتون خارجی از هند میآید و بسیار ظریف است. گلابتون ایرانی هم تنها در اصفهان ساخته میشود.
منبع: گلهای ابریشمی، سید حسین مژگانی، ص 14.
رنگها و نقشها
نقوش پارچه های ساسانی در تناسب و هماهنگی طرح و رنگ به نهایت درجة هنری رسیده بود. ترکیبات نقوش ساسانی، برگرفته از مرغ و پرندگان، جانوران و شکارگاه و سواران و طرحهای تجریدی و انتزاعی بود. پس از ساسانیان،به علت حرمت بهره گیری از طلا برای مردان ،مدتی نسبتا" دراز، بافت پارچههای زربفت به تعویق افتاد تا اینکه بافتن پارچههای زربفت،در دوره سلجوقیان رونق یافت. در دورههای اسلامی ، نقوش حیوانات و پرندگان مانند شیر،عنقا و عقاب که زربفت شدهاند و در متن پارچهها ،جلال و شکوهی داشتند از پیشرفت تکنیک پارچه بافی درعصر سلجوقیان است . طرحهای شقایق و نیلوفر آبی نیز از عناصر تزئینی در بافت پارچه های این دوره است . در دورههای بعد ،تدریجا"طرحهای تازهای به ابتکار طراحان و بافندگان ایران به منّصه ظهور رسید ودر هویتی مستقل ، دوره معتبر و اصیل نساجی صفویه را بنیان نهاد. اما پیش از آن یعنی در عصر مغول ،سالهای فراموشی نساجی ایران بود و زری بافان از بیم مرگ ، متواری شده و در خفا میزیستند . تزئین پارچههای یاد شده عبارت بوداز اشکال انسانی،تصویر حیوانات و پرندگان وگل و گیاه و گاهی نیز تصاویر داستانهای رزمی و بزمی برآنها نقش بسته است . به لحاظ کیفیت طرح ها و نقش های به کار رفته در دوره های قبل و بعد از اسلام، هر دوره ای بیانگر اصالت فرهنگی و تاریخی زمان خویش است و همسانی و اتحاد کاملی با دیگر هنرهای آن روزگار دارد. به طور مثال، طرح هایی را که بر روی ظروف فلزی دوره ساسانی و سفالینه های آن زمان دیده می شود بر روی پارچه های آن زمان نیز می توان یافت و یا در دوره اسلامی، طرح هایی را که به شکل شکارگاه ترسیم می شده با همان شیوه و سبک می توان در پارچه ها رؤیت کرد.
کاربرد پارچههای زربفت
این پارچه ها، برای تن پوش پادشاهان، وزیران، بزرگان، درباریان به کار میرفت . همچنین به عنوان یک هدیه ارزشمند در دربار شاهان ایران برای هدیه دادن به شاهان بیگانه به حساب میآمد
زربفت چگونه به خارج رفت
این پارچهها از چند راه به غرب راه پیدا کرد. نخست همان راه تجارت و داد و ستد بود. دیگر راه هم جنگهای صلیبی بود که باعث شناخته شد. سپاهیان مسیحی در همین جنگها پارچههای ایرانی را از فلسطین با خود به اروپا بردند و این پارچهها آنقدر در نظر آنها ارزشمند بود که اشیای گرانبهای کلیسا را در آن میپیچیدند. حتی برخی از مسیحیان از پارچههای زربفت به عنوان کفن استفاده میکردند. اروپاییان در آغاز نمیدانستند این پارچههای افسانهای بافتهی کدام کشور است و تنها شنیده بودند که از شرق میآید. اما به مرور دریافتند اینها مربوط به سرزمین ایران و دوران ساسانی است. هیوان تسانگ که یک مسافر چینی است و در سال 630 میلادی به ایران آمده بود، حدود 25 گونه مختلف از پارچههای ایرانی را که دیده بود ، خریداری کرده و با خود به چین برده بود...
منبع: گلهای ابریشمی، سید حسین مژگانی، ص 25.
مهمترین مراکز بافت
مشهورترین مراکز نساجی در دوره صفویه، شهرهای کاشان، اصفهان، یزد، هرات، تبریز، رشت، مشهد، قم، ساوه و... بوده است. اما بافندگان شهرهای کاشان، یزد و اصفهان در بافتن پارچه های نقشدار شهرة آفاق بودند.
منبع: گلهای ابریشمی، سید حسین مژگانی، ص 27.
پارچههای زربفت تاریخی
قدیمیترین زری از دوران صفوی، زریهایی است که چندین سال پیش در نزدیکی آرامگاه بی بی شهربانو در قبر یکی از بزرگان عهد سلجوقی پیدا شد و امروز قطعات مختلف آن در موزه های مختلف دنیا پخش شده است. باز از آن قدیم تر اطلاعی است که نویسندگان قرون 2 و 3 هجری به ما میدهند و آن این است که ایالات خوزستان، گیلان، استرآباد، طبرستان و خراسان هر کدام سالانه مقدار زیادی پارچههای ابریشمی و زری به صورت مالیات به دربار خلفای عباسی میفرستادند. این اطلاعات را پروفسور پوپ جمع آوری کرده و در جلد دوم کتاب هنر ایران چاپ کرده است. در قرن 3 و 4 هجری، هنوز پارچههای زربفت ایران طبق اصول و سنن هنر ساسانی بافته می شد. نقش این پارچههای زری دو حیوان فرضی را نشان می دهد که در فردوس، برگهای درخت جاویدان را که در کنار آب حیات روئیده می خورند. در حدود 1200 سال پیش مسافران اروپایی این پارچه زربفت را به هنگام مسافرت به ایران به دست آورده و باقی مانده های صلیب مقدس را در آن پیچیده، همراه خود به کشور فرانسه برده و به کلیسای شهر نانسی در فرانسه هدیه کرده اند و امروز در همان کلیسا محفوظ است. در حدود 1200 سال قبل یک پارچه زربفت که یادگار هنر هخامنشی روی آن دیده می شود از ایران خریده شده و برای پوشانیدن روی قبر یکی از مقدسین کلیسای شهر «سانس» در فرانسه به کار برده شده و امروز در همان کلیسا محفوظ می باشد. نظایر این نقش هنوز روی چادر شبهای قاسم آباد و روی گلیم های بافته شده در نقاط مختلف ایران دیده می شود. از آن قدیمتر اطلاعی است که ما از زری های ایران داریم، و آن نقوش برجسته طاق بستان است که شاه را با لباسهای زربفت و زیبا، در دامنه کوه نشان می دهد، این نقوش متعلق به عهد ساسانی است. بعلاوه از دوره ساسانیان در کلیساها و موزههای خارج از ایران، نمونهای متعدد زری موجود است. زیرا زریهای دوره ساسانیان به قدری مورد توجه بود، که از تمام نقاط دنیا خواستار آن بودند و وقتی کسی به ایران مسافرت میکرد، بهترین هدیه ای که می توانست به میهن خود ببرد یک قطعه زری بود و به این طریق مثلاً باقی ماندههای صلیب مسیح را صلیبیون در زریهای ایرانی میپیچیدند و به همراه خود به اروپا میبردند. در موزه کاخ کرملین در مسکو، چند قطعه لباس از زری ایران به چشم میخورد که در زمان صفویه در ایران بافته شده و به مسکو فرستاده شده. این زریها برای لباس تزارها و درباریان مسکو یا برای کشیشان و روحانیان به کار رفته شده است. به همین طریق در موزه ارمیتاژ در لنینگراد، قطعاتی از زری های عهد ساسانی و صفوی موجود است. در موزه استکهلم نیز لبادهای از عهد صفویه موجود است که معلوم نیست به چه طریق به آن محل رفته. درزمان شاه عباس دوم ،بافت پارچههای ارزشمند زربفت و مخمل زری ، بادقت و مهارت ادامه داشت و باقطعاتی از آنها نام بافنده آن که «غیاث » بود نقش بسته است . در موزه متروپولیتن دو قطعه کوچک پارچه ابریشمی تاریخدار ، از زمانشاه عباس موجود است که روی آنها نام بافنده شاه حسین و تاریخ 1008 قمری ( 1588 م ) نقش بسته است . مثلا"درموزه «کوپریونیون » دو قطعه پارچه ابریشمی را میبینیم که روی آنها، منظرهای از داستان لیلی ومجنون دیده میشود
وضعیت امروزی پارچههای زربفت
ایران قرن ها تولید کننده اصلی پارچه های زری برای دربارها و کلیساهای جهان، از لندن تا توکیو بوده است. پارچه های زربفت ایرانی در موزه های بزرگ جهان جای دارد و می طلبد توجه خاصی به این هنر داشته باشیم و ارزش بیشتری برای آن قایل شویم، چرا که بی توجه بودن به این امر مهم منجر به نابودی محض این رشته می شود. هنر زری بافی در حال حاضر در ایران در بدترین شرایط خویش در طول تاریخ دو هزار ساله آن است. اگر فقط بخواهیم تعداد دستگاه های بافت پارچه های زری را با دوره های قبل، مثلا دوره صفویه مقایسه کنیم، متوجه این فرق فاحش و تأسف بار می شویم. اکنون نه تنها قدر و منزلت این هنر را کسی نمداند، بلکه عدم توجه ما، به نابودی این هنر با ارزش دامن می زند. این هنر پر ارزش اکنون مهجور و مظلوم واقع شده، ولی در دوره های گذشته هم پایه نگارگری، قلم زنی، سفال و... صاحب ارزش بوده و به آن پرداخته می شده است. اکنون کمتر کسی پیدا می شود که سختی های این کار را برای آموزش به جان بخرد. آکادمیک نبودن، نبود دسترسی به مواد اولیه مرغوب، منتقل نشدن هنر اساتید، حجیم بودن دستگاه نساجی، و عدم حمایت دولت همگی دست به دست هم داده اند برای اضمحلال این هنر کهن.
زیلو از زیراندازها و بافتههای روستایی ایران است که در مناطق گرم ایران به ویژه یزد و میبد بافته میشود و قدیمیترین زیلوی یافت شده در ایران، زیلویی است که اکنون در مسجد جامع میبد قرار دارد که در سال 808 هجری قمری بافته شده است. زیلوبافی از صنایع دستی روستایی معمول در میبد است که تا چند سال قبل صدها خانوار از بافتن آن امرار معاش میکردند اما در حال حاضر تعداد اندکی از بافندگان سنتی این رشته در میبد باقی مانده اند. به جز زیلویی که قدیمیترین زیلوی ایرانی به شمار میرود، زیلوهای منحصر به فرد و تاریخی دیگری نیز در اماکن متبرک این شهر و دیگر مناطق گرم کشور یافت شده که از میان آنها میتوان به زیلوهای موره در خانقاه «بیداخوید» متعلق به 927 و 930 هجری قمری و تکه زیلوی مسجد شاه ولی تفت متعلق به 963 هجری قمری اشاره کرد. زیلو هرچند به ظاهر یک فرش نخی ساده است اما بررسی فنون و تکنیک بافت آن نشان میدهد که فرهنگی غنی در پس هر تار و پود آن نهفته است. زیلو در نقش و بافت شباهت بسیاری به حصیر دارد و همانند حصیر یکی از موارد استفاده آن در مساجد، مصلی و اماکن متبرکه است. کارشناسان احتمال میدهند که زیلو بافی تکامل شیوه بافت حصیر باشد یا اینکه بافندگان آن از شیوه بافت حصیر بهره برده اند. به هرحال زیلو از کهنترین فراوردههای دست بافته است که دیرینگی آن را پیش از برآمدن اسلام میدانند. اما در این نکته که خاستگاه این نوع بافته و محل شکل گیری آن کجا است، اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد. میبدیها زیلو را از بافتههای بومی خود میدانند و عقیده دارند این بافته ایرانی حاصل تفکر و خلاقیت مردم این خطه است. حتی اگر بخواهیم این تعلق را نفی کنیم، ارتباط و تشابه بسیاری که میان شئونات زندگی مردم و نقوش این بافتهها وجود دارد نشان میدهد که دیر زمانی است میبدیها با آن آشنایی کامل دارند و حداقل در شیوه بافت آن دخل و تصرفاتی کرده اند. از پیشینه زیلو در میبد مدرک مستندی در دست نیست، اما بقایایی از زیلوی بافت میبد در مسجد جامع این شهر قرار دارد که تاریخ 808 هجری قمری را نشان میدهد. همچنین در مسجد شاه ولی تفت زیلویی موجود است که نام شمس الدین قطب الدین میبدی بر آن دیده میشود و تاریخ 963 هجری بر آن بافته شده است. برخی از ایرانگردان خارجی نیز در سفرنامههای خود از زیلوی میبد یاد کرده اند. سر پرسی سایکس، نماینده نظامی انگلیس در ایران به هنگام عبور ازمیبد مینویسد:«این گلیمهای قرمز بافت میبد از شهرت خاصی برخوردار است...» و مرادش از گلیم همین زیلو است. زیرا گلیم بافی در میبد مرسوم نبوده است و اطلاق گلیم به زیلو از نظر تشابهی است که بین بافت این دو وجود دارد. تار و پود زیلو از نخ پنبه است و در اندازههای 3 × 4 و 2 × 3 بافته میشود. زیلو از نظر کاربرد به 3 نوع تقسیم شده است که معمولاً تفاوت ظاهری آن در نوع رنگهایی است که انتخاب میکنند. زیلوهایی که به رنگ آبی و قرمز میبافند و به زیلوی جوهری شهرت دارد از نامرغوبترین و ارزان قیمتترین زیلوها است. مرغوب تین نوع زیلو «تفتال» نام دارد که به رنگ سبز و نارنجی است.
مواد اولیه بافت زیلو
مواد خام زیلو نخ و پنبه است که در سالهای گذشته در محل کشت و توسط دستگاههای نخ ریسی دستی ریسیده میشد. این نخ در اصطلاح «نخ رسمی» نام داشت و زیلویی که با آن بافته میشد دارای ظرافت کمتری بود اما استحکم بیشتری داشت. از دهه 40 به بعد، پس از تأسیس کارخانجات متعدد نخ ریسی در شهرستان یزد، استفاده از نخهای کارخانهای رواج یافت. در گویش محلی تار و پود زیلو را تونه و پوکار میگویند. تونه نیازی به رنگ آمیزی ندارد ولی برای استحکام بیشتر باید تابیده شود. برای بافت زیلو حداقل 2 نفر لازم است که یک نفر استاد و دیگری شاگرد یا پنجه زن است. کار استاد نقش انداختن و پود کشیدن است. اغلب زیلو بافان پس از بافت زیلو آن را به فروشندگان میفروشند، بنابر این به بسته بندی خاصی نیاز ندارند.
منبع:
فرهنگ معین، جلد دوم.
خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی عالی بود







































