X
تبلیغات
رایتل
 
تحقیق مقاله مطلب
در مورد دانشنامه فارسی - نت سرا
صفحه نخست               نسخه موبایل               عناوین مطالب وبلاگ              تماس با من
روی خواننده ی مورد علاقتون کلیک کنید:

«تعزیه داری و شبیه خوانی » :
در گذشته طی دو ماه محرم و صفر ، 60 مجلس تعزیه اجرا می شده است ولی در سالهای اخیز صرفاً در ده روز اول محرم تعزیه می خوانند و در دیگر مواقع سال ، به طور متفرقه چندمجلس تعزیه برگزار می شود. 

 

عکس:خبرگزاری فارس


مرحوم میرزا اسماعیل هنر جندقی در عصر قاجاریه اشعار تعزیه حضرت ابوالفضل (ع) و شبیه فرنگی را سرود و در تنظیم دیگر مجالس تعزیه کوشید. مراسم تعزیه خوانی بانی دارد و بانیان تعزیه هم مخارج تعزیه خوانان را می پردازند و هم از آنان پذیرایی می کنند. از شب هفتم تا دهم محرم در خور و توابع آن تعزیه های حضرت مسلم بن عقیل (ع) حضرت علی اکبر (ع) و حضرت عباس (ع) برگزار می شود.در روز عاشورا تعزیه حضرت امام حسین را می خوانند. تعزیه طفلان زینب (س) ، عابس و حبیب بن مظاهر در خلال این تعزیه انجام می گیرد. عده ای از نیکوکاران محلی با وقف آب و املاک خود در زمان حیات و پس از مرگ ، مجالس شبیه خوانی را تداوم بخشیده اند.
 

نظر مراجع قدیم و روش برخورد آنان با تعزیه چیست؟از دیدگاه اسلام، عزاداری و سوگواری اهل بیت(ع) می تواند در قالب ها، فرم ها و ابزاری که در میان ملل و اقوام مختلف مرسوم بوده، محقق شود و به شیوه های گوناگون تجلی یابد.
البته این تا زمانی است که قالب ها به شکل ها، شیوه ها و گونه ها، به اصل پیام و محتوا لطمه وارد نسازد، بلکه به بهترین نحو پیام را در ذهن و جان مخاطب جای دهد. از این رو استفاده از شیوه های عزاداری که در زمان صدر اسلام رایج نبوده (مانند زنجیرزنی، سینه زنی، تعزیه و...) نه تنها از نظر شرعی اشکال ندارد، بلکه مددکار اسلام بوده و می تواند در حد خود، شعارهای عاشورا و اهل بیت(ع) را به گوش انسان معاصر رسانده و قلب او را به سمت باور بدان ها سوق دهد.
البته باید به این نکته مهم نیز توجه کرد که عزاداری مشروع و مجاز دارای حدود و چارچوب های خاصی است که به وسیله شرع و عقلاء تعیین می گردد. اگر عزاداری در شیوه هایی اجرا شود که شور را بر شعور غالب سازد و به نوعی موجب انحراف از فلسفه عزاداری گردد خارج از حدود عزاداری مشروع، مقبول، موجه و معقول است.
اگر قالب های عزاداری به گونه ای باشد که عقلای جامعه، آن را تقبیح کرده، آن را موجب وهن مذهب و آموزه های اصلی عاشورا می دانند، قطعا حد غیرمجاز عزاداری خواهد بود (فلسفه عزاداری، محمد رضا کاشفی، مرکز فرهنگی نهاد، چاپ اول، 1381، ص 21).
شکل و صورت عزاداری باید به گونه ای باشد که بتواند هسته و محتوای اصلی پیام عاشورا را به مردم ابلاغ کند و باور انسان ها را نسبت به آنها تقویت نماید ولی اگر این ظاهر به صورتی درآید که نه تنها باطن و مغز را نشان ندهد بلکه باعث گردد اصل مسأله و موضوع خدشه دار شود، شکل و صورت مناسبی نخواهد بود.
در هر صورت تعزیه همچون دیگر سنت های مذهبی باید به هنگام اجرای آن موازین شرعی رعایت گردد و ارزش های معنوی آن پایمال نشود و چون سنتی دینی است باید مروج و مبلغ فضایل، مکارم و خصال نیکو باشد، مردم را دین شناس نماید و روح معنویت را در آنان تقویت کند، پس تعزیه در صورتی موجب خشنودی خدا و اولیای الهی است که در حدود بندگی پروردگار بوده و مشتمل بر دروغ، حرام و امور وهن انگیز نباشد.
مسأله شبیه خوانی و تعزیه، از دیدگاه فقهی و اعتقادی مورد بحث و بررسی عالمان شیعه قرار گرفته است برخی آن را تحریم و بعضی تجویز کرده اند. از نظر علمای شیعه، خدمتی برای حفظ اسلام بالاتر از این نیست که بدعت ها از بین بروند و افکار موهوم، خرافی و مضامین سست از متون نوحه ها و شبیه نامه ها حذف شوند، لذا در صورتی که جهات شرعی در تعزیه خوانی رعایت گردد و تعزیه پیراسته از وهن و خرافات برگزار شود، بر آن اشکالی مترتب نمی باشد:

نظرات علمای شیعه درباره تعزیه:
1- آیت الله میرزا محمد حسین نائینی در فتوای خود ضمن تأیید شبیه خوانی، این قید را بیان نمود که شعائر مزبور باید از هرگونه امور ناپسند که شایسته چنین شعاری نیست پاک شود (در این خصوص ر.ک: کتاب بکاء الحسینی، سید حسین طباطبایی، صص 482 - 502).
2- آیت الله سید محسن حکیم، ضمن تأیید فتوای میرزای نائینی می افزاید؛ بعضی مناقشاتی که می شود ناشی از منضم گشتن برخی چیزها و کارهایی است که چه بسا با عزاداری و سوگواری برای سیدالشهدا مغایرت دارد (فتاوی علمای سلف درباره عزاداری و شبیه خوانی، فصلنامه هنر، پاییز 1362، ص 297).

تعزیه، سوگواری ، مدیحه سرایی و موسیقی ایرانی
تعزیه یا شبیه‌خوانى در اصل نمایشى است برپایه قصه‌ها و روایات مربوط به زندگى و مصائب خاندان پیامبر اسلام و بخصوص وقایع ماه محرم سال 61 هجرى در کربلا براى امام حسین (ع) و خاندانش. ابتدا دسته‌هایى وجود داشتند که از برابر تماشاچیان مى‌گذشتند و با سینه زدن، زنجیر زدن و کوبیدن سنج و نظایر آن و حمل نشانه‌ها و علم‌ها و نیز هم‌آوازى و هم‌سرایى در خواندن نوحه، ماجراى کربلا را به مردم یادآورى مى‌کردند. در مرحله بعد آوازها کمتر شد و نشانه‌ها بیشتر و یکى دو واقعه‌خوان ماجراى کربلا را نقل مى‌کردند و سنج و طبل و نوجه آنها را همراهى مى‌کرد. چندى بعد، تعدادى از نقالان، چند شبیه یا لباس‌هاى نزدیک به واقعیت، شبیه‌سازى مصائب خود را شرح مى‌دادند. در مرحله بعد، شبیه‌ها با هم گفت و شنید مى‌کردند. بعد بازیگران پدید آمدند. در آخرین نیم قرن دوره صفویه، تعزیه تحول نهائى خود را طى کرده و به شکلى که مى‌شناسیم در آمد.بدلیل حفظ حرمت، فقط مردان در این دسته‌ها حضور مى‌یافتند و نقش زنان را جوانان کم سال بازى مى‌کردند. 


در ابتداى دوره قاجاریه، تعزیه، بدلیل حمایت شاهان و طبقه مرفه جدید بازرگان و سیاسی، دامنه‌دار تر شد. بعدها در نمایش‌خانه‌هاى موقت بنام تکیه یا حسینیه این نمایش‌ها اجرا مى‌شدند. تاریخ دقیق ساختمان یکى از این تکیه‌هاى ثابت یعنى تکیه نوروزخان، 1177 ه.ش ، مقارن اوایل سال‌هاى سلطنت فتحعلى‌شاه است. در نخستین مراحل تعزیه، بسیارى از نقالان مذهبى و غیرمذهبى به بازى در آن پرداختند. به این ترتیب تعزیه از مایه و سبک نقالى تاثیر گرفت. تعزیه در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار به اوج خود شکوه و توسعه خود رسید. ساختمان مدور تکیه دولت در چهار طبقه، مجلل‌ترین نمایش‌خانه‌هاى تعزیه بوده است. همینطور مى‌توان از تکیه شاهی، تکیه ولى‌خان، سپهسالار، تکیه قورخانه، تکیه سرچشمه، تکیه عزت‌الدوله، تکیه نوروزخان، تکیه چهل تن، تکیه سید ناصرالدین‌و ... یاد کرد.
متن تعزیه یا تعزیه‌نامه، اغلب به شعر بود و شعر تعزیه عامیانه بود. زمینه شعرى تعزیه را رسم مرثیه‌سرایى ایجاد مى‌کرد و وقایع و داستانش را اساطیر و حماسه‌هاى مذهبى که از طریق نقالى مذهبى به او رسیده بود، تشکیل مى‌داد. از اوایل دوره ناصرالدین‌شاه نوعى مقدمه به تعزیه اضافه شد که پیش‌واقعه خوانده مى‌شد. کم‌کم شکلى از تعزیه با رنگ هزل و مضحکه و مسخره بوجود آمده که ”گوشه“ نام گرفت، گوشه تعزیه نامه‌اى بود تفننى و فکاهى که افراد آن اشخاص اساطیر مذهبى اسلامى بودند. هر تعزیه‌نامه کامل را یک مجلس یا دستگاه مى‌گفتند و به اشخاص بازى شبیه گفته مى‌شد. به کارگردان نیز تعزیه‌گردان یا شبیه‌گردان یا استاد مى‌گفتند. پس از دوره ناصرالدین‌شاه از اهمیت و جلال تعزیه کم‌کم کاسته شد، اما عمومیت آن محفوظ ماند. در دوره محمدشاه و احمدشاه ، تعزیه تدریجا حمایت اشراف را از دست داد. در تعزیه موسیقى جایگاه مهمى داشت و تعدادى سنت در موسیقى از طریق اجراى تعزیه بوجود آمد. یکى از ازرش‌هاى نمایشى آوازهاى تعزیه در آن بود که قطعه‌ها و مقام‌هاى موسیقى با موضوع و شخص انطباق مى‌یافت.دسته‌هاى نوازنده موسیقى در هیئت‌هاى هفت یا هشت نفرى قرار مى‌گرفتند و سازها عبارت بود از شیپور، نی، قره‌نی، طبل، دهل، کرنا و سنج.
اثر چندین عامل موسیقایی را می توان در موسیقی تعزیه یافت که مهم ترین آنها تقسیمات موسیقی ایرانی است که اجزای اصلی آوازهای تعزیه را شکل می دهد. در اکثر شهرها برای شبیه سازی ، ردیف خاصی را سرمشق قرار می دهند.
مثل شبیه سازی حضرت عباس = چهارگاه ، حر = عراق .
آوازهای دشتی و شوشتری ، بیشترین کاربرد را در آوازهای مذهبی و تعزیه دارند. در بین آنها موسیقی ای که در مناطق مختلف ایران اجرا می شود نقش مهمی در تعزیه دارد. در کنار تعزیه هایی که در مناطق مرکزی و قسمتی از پایتخت اجرا می شود ، تعزیه در فارس ، گیلان ، مازندران ، آذربایجان ، لرستان و کرمانشاه و بوشهر به وسیله آوازهای محلی در کنار تقسیمات موسیقایی ایرانی همراهی می شود. هر کسی می تواند به راحتی حضور موسیقی سنتی ایرانی را در اکثر تعزیه ها در شکل آواز یا موسیقی دستگاهی تعزیه که به وسیله آلات موسیقی چون بوق و نی و کرنا و ... اجرا می شود ، تشخیص دهد.

سوگ‌ها و عزاهاى ملى و مذهبى ،استان چهارمحال وبختیارى :
مراسم سوگوارى در میان بختیارى‌ها اهمیت خاصى دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازى برگزار مى‌شود که محتملاً نشانه?‌انس و الفت و همبستگى عمیقى است که میان آن‌ها وجود دارد. این اهمیت هم در عزادارى‌هاى مذهبى و هم در عزادارى‌هاى خصوصى به بارزترین شکل مشهود است. عزادارى براى ائمه? اطهار به ویژه در ماه محرم مثل تمام نقاط ایران باشکوه برگزار مى‌شود. شیوه? اجراى مراسم تقریباً مثل سایر نقاط ایران است. دسته‌هاى زنجیرزنى، سینه‌زنى و حضور در مراسم مساجد و تکایا و گوش دادن به سخنان وعاظ از جمله جلوه‌هاى برگزارى اینگونه مراسم است.
عزادارى و تعزیه‌خوانى، استان مازندران :
عزادارى و تعزیه‌خوانى در روستاى میخسار کجور معروف است. رونق و اوج آن در ده روز اول محرم است. اهالى از نقاط مختلف و شهرستان‌هاى دیگر به زادگاه خود مى‌آیند تا در مراسم سوگوارى شرکت کنند. مرثیه‌خوان‌ها نیز که خود بومى هستند، در این مراسم شرکت مى‌کنند. کسانى هم که نذر دارند به ترتیب نوبت، یا ناهار یا شام نذرى در مسجد روستا احسان مى‌‌کنند. سابقاً مراسم تعزیه‌خوانى و شبیه‌خوانى حوادث کربلا رواج داشت و انواع لباس، سپر، کلاه‌خود و زره جمع‌آورى و نگهدارى مى‌شد. گاهى نیز از طالقان و قزوین براى تعزیه‌خوانى به میخسار مى‌آمدند. اکثر شب‌ها، به شکل و حالت ایستاده و با خواندن مرثیه‌هاى ضربى و آهنگین سینه مى‌زدند. عمل این حلقه ایستاده را که مى‌چرخید، «جوش زدن» مى‌نامیدند، یک نفر در وسط حلقه، حفظ هماهنگى و نظم را به عهده داشت تا آهنگ سینه‌زنى را تنظیم کند. معمولاً انبوه سینه‌زن‌ها تلاش مى‌کردند با ابراز احساسات در میان مردم کسب اعتبار کرده و به ثواب اخروى برسند. ظهر عاشورا یا روز دهم محرم که مراسم سینه‌زنى به اوج خود مى‌رسید، اسبى را با پارچه‌اى سفید که تمامى آن با ماده‌اى قرمز، به نشان محل خونفشان تیرهاى اشقیا رنگ شده بود و همچین با پارچه‌اى رنگین و شمشیر و چکمه مى‌آراستند و به شکل ذوالجناح در مى‌آوردند و در روستا مى‌گرداندند. مرثیه‌خوان‌ها پیشاپیش ذوالجناح در کوچه‌هاى روستا راه مى‌افتادند و از هر خانه‌‌اى پول، قند، ‌ چاى و نبات جمع مى‌‌کردند؛ تا از این رهگذر، هم زحمات کسانى که در این ده روز مرثیه و نوحه خوانده بودند، جبران شود و هم قند و چاى کافى براى مراسم بعدى مسجد محل تأمین گردد. این مراسم که با شرکت‌تمامى اهالى و همراه با علم و کتل و اسب ذوالجناح انجام مى‌گرفت، مرثیه? بسیار معروفى دارد که براى همه? افراد آن مرز و بوم آشنا و خاطره‌انگیز است.
 
پیشینه شبیه خوانی در آمل

شبیه خوانی همیشه از سویی موجب تسکین آلام مردم مازندران و آرامش خاطر آن ها و از طرف دیگر عامل تحکیم ،اقتدار و گسترش خان ها و بازرگانان عمده و گروه های وابسته به آن ها می شده است . ساختمان های تکیه ها و حسنیه های مجلل برای برگزاری تعزیه و شبیه خوانی که در بسیاری از مناطق وجود دارد ؛اغلب توسط تاجران ، مالکان و اعیان ساخته شده است.برگزاری مجالس شبیه خوانی توسط این افراد ، با پشتوانه درآمد موقوفاتی که به آن ها اختصاص داده اند ، مؤید این نظر است . شبیه خوانی در مازندران از پیشینه قابل توجهی بر خوردار است ، اما سند و مدرک معتبری در دسترس نیست تا از آغاز شبیه خوانی و یا ورود آن به این خطه حکایت کند . عده ای معتقدند که شبیه خوانی از طرف جنوب مازندران و توسط تعزیه خوانان کومشی ( سمنان ) به استان مازندران راه پیدا کرده است : « تعزیه ی مازندران تحت تأثیر تعزیه گردانان "کومشی " تأثیرات بسزایی از موسیقی مازندران پذیرفته است . این تعزیه گردانان با وارد شدن به مازندران ، شاگردانی پرورش دادند که از بزرگ ترین آن ها می توان به طوطی خان اشاره کرد. »(1) گروهی دیگر که اکثریت آن ها از شبیه خوانان و شبیه نویسان آملی هستند ،معتقدند که تعزیه از طریق شهرستان طالقان وارد مازندران شد.تعزیه در شهر نور که در گذشته یکی از بخش های آمل محسوب می شد ، جای گاه و اعتبار ویژه ای به خود اختصاص داده،(2) از آن جا شهرهای مجاور را در بر گرفت.نسخه های تعزیه موجود در مازندران دلیلی بر این مدعاست .اگر نگاهی به نسخه های تعزیه در استان بیندازیم درخواهیم یافت که پر قدمت ترین نسخه ها از آن « علامه نوری » است . بیشتر نسخه نویسان مازندرانی از خطه نور و آمل برخاسته اند که آثار آن ها موجود می باشد . به هر حال در استان مازندران نیز مانند دیگر نقاط کشور هنر تعزیه وجود داشته است که هماهنگ با نوسانات و تحولات اجتماعی تغییر پذیرفته ، ادامه یافته است .کشاورزان روستایی و دیگر اقشار مردم آمل بیشتر در ماه های محرم و صفر و در اوقاتی از سال که فراغتی دارند ، وقت خود را در عزای حسینی و مجلس شبیه خوانی می گذرانند. شبیه نامه نویسان و شبیه نامه های آمل/ سال های متمادی است که در آمل مراسم شبیه خوانی برگزار می شود . تعزیه خوان ها این سنت را از اجداد خود آموخته اند. شعر های تعزیه سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده ، پس از نزدیک به دو،سه قرن به تعزیه خوانان نسل حاضر رسیده است. تعزیه خوانان در انتقال اشعار به صحت کلمات و مفاهیم توجه نداشته اند،به همین دلیل در هر دوره کمی دگرگونی در اشعار به وجود آمد . از همین رو پیداکردن تعزیه نامه ای که فاقد دست خوش حوادثی از این دست شده باشد ، بسیار مشکل است . در آمل که یکی از مراکز اصلی هنر شبیه خوانی مازندران محسوب می شود تعزیه نویسان متعددی زندگی می کردندکه امروزه فقط نام چند تن از آن هادر شبیه نامه ها ذکر شده است: - علامه نوری : یکی از تعریه نویسان که امروزه اشعارش در مجالس خوانده می شود " علامه نوری "است . از تاریخ تولد او هیچ اطلاعی در دسترس نگارنده نبوده است.به گفته یکی از شبیه خوانان (3) او حدود 80 ، 90 سال پیش دار دنیا را وداع گفته است . از خصوصیات علامه نوری در شبیه نامه نویسی که از دید شبیه خوانان شاخص است ، سرودن قطعه های حزن انگیز و سوزناک تعزیه است که امروزه در مجالس « حضرت فاطمه » و « حضرت زینب » درمنطقه آمل ، زیاد دیده می شود . - رضوانی نوایی : مرحوم رضوانی نوایی که یکی از حماسه سرایان و تعزیه نویسان بزرگ مازندران محسوب می شود ، در « نوا » از بخش های آمل به دنیا آمد و به سال 1298 شمسی وفات یافت .  

 

منبع: 

Netsara.org



1390/02/04 :: 06:57 ب.ظ