X
تبلیغات
نماشا

تحقیق مقاله مطلب

در مورد دانشنامه فارسی - نت سرا

سلاح شیمیایی و میکروبی

هدیه های مرگ آور قرن بیستم  


 سلاحهای شیمیایی از جمله خطرناک ترین و نابخردانه ترین مصنوعات بشر قرن بیستم هستند که بیم استفاده از آنها هر آن زندگی انسان امروزی را تهدید می کند. سلاحهایی که اثرات مرگبار آنها گاه تا سالها باقی مانده و در بسیاری از مواقع قربانیان خود را اندک اندک به کام مرگ می کشانند. در حال حاضر کشورهای متعددی در جهان وجود دارند که مظنون به تولید و تکثیر این نوع جنگ افزارها هستند؛ اما چنانچه از شواهد و قراین برمی آید، دانش این فناوری مرگبار بیشتر در نزد قدرتهای بزرگ و کشورهای پیشرفته صنعتی یافت می شود. همین قدرتهایی که اکنون آتش جنگ را در همسایگی ما افروخته اند و بدون هیچ آینده نگری هر روز یک سلاح جدید را به خط مقدم جنگ می کشانند. 
 
 

جنگ افرارهای بیوشیمیایی به 2 بخش سلاحهای میکربی و شیمیایی تقسیم می شوند. در زیر به بررسی اجمالی این دو نوع، نشانه ها و آثار کشنده آنها خواهیم پرداخت.
 
 سلاحهای میکربی
 سیاه زخم، آبله، طاعون و مسمومیت های حاد غذایی عمده ترین بیمارهای ناشی از به کارگیری این سلاحها هستند. سیاه زخم که یکی ازشایع ترین این نوع میکربهاست، خود در 3 شکل جلدی و پوستی، استنشاقی و روده ای یافت می شود. بیماری حاصل از نوع پوستی این ویروس بسیار شبیه به گزیدگی ناشی از نیش حشرات است که تبدیل به زخمی بسیار دردناک با مرکزی سیاه رنگ به طول 1 تا 3 سانتی متر می شود. این نوع سیاه زخم از طریق تماس مستقیم ویروس با پوست انتقال می یابد و تنها راه درمانی آن به کارگیری آنتی بیوتیک هاست. نوع استنشاقی این بیماری یکی از خطرناکترین انواع آن است که معمولا آثار آن 7 روز پس از این که فرد در معرض آن قرار گیرد، ظاهر می شوند. علایمی شبیه به سرما خوردگی دارد که با تنگی نفس همراه می شود و انتقال آن هم از طریق دستگاه تنفسی صورت می گیرد. با وجود این که اکثرا کشنده است؛ اما در پاره ای موارد تزریق داخل وریدی آنتی بیوتیک ها در درمان آن تأثیر گذار است. شکل سوم و روده ای با علایمی چون کاهش اشتها، تب، حالت تهوع و اسهال آغاز می شود و از طریق قابل سرایت است. استفاده از آنتی بیوتیک ها گاهی در درمان آن موثر است.
 
 آبله دیگر عامل میکروبی کشنده است که به دلیل شیوع سریع و گسترده زیاد‌ آن می تواند تلفات زیادی را به جا بگذارد. تاول هایی را ابتدا در دهان و سپس در سراسر بدن ایجاد می کند. از طریق بزاق دهان و سرفه انتقال می یابد و هنوز شیوه درمانی مناسبی برای آن یافت نشده است؛ اما چنانچه واکسن آن ظرف 4 روز تزریق شود، می تواند تا حدودی اثرات زیانبار آن را کاهش دهد.
 
 طاعون سومین شکل بیماری های میکروبی با نشانه هایی شبیه به آنفلوآنزا، تب و تاول همراه است. از طریق بزاق دهان و سرفه قابل سرایت بوده و‌ آنتی بیوتیک ها و تزریق وریدی می توانند در درمان آن تأثیر گذار باشند.
 
 چهارمین شکل سلاحهای میکربی اختصاص به مسمومیت های حاد غذایی دارد و با عوارضی چون خشکی دهان، حالت تهوع، ضعف بدنی و در نهایت فلج اندام همراه است. از طریق زخمهای روی پوست و با بسته های غذایی آلوده قابل سرایت است و آنتی توکسین ها و مواد ضد زهر در درمان آن موثرند.
 
 سلاحهای شیمیایی
 در 3 دسته عوامل ایجاد حمله های عصبی مثل انقباض ماهیچه ها و از کار افتادگی آنها (گاز سارین و …)، ایجاد خفگی (کلرین و…) تقسیم بندی می شوند. از طریق تماس مستقیم با این مواد و یا استنشاق گازها سرایت کرده و تنها با استفاده از امدادهای فوری و تزریق مواد ضد سم می توان به درمان آنها امیدوار بود. (انواع اول و سوم این سلاح یعنی گازهای سارین و خردل همان هایی هستند که حکومت عراق در جریان جنگ تحمیلی از آنها در برابر رزمندگان ما و حتی مناطق کردنشین خود استفاده کرد.)
 
 حفاظت و مقابله
 هر چند دانشمندان از 2 عامل آنتی بیوتیک و واکسیناسیون به عنوان اصلی ترین روشهای تدافعی در برابر حملات میکربی یاد می کنند؛ اما خود آنها هم اذعان دارند که این دو شیوه چندان که باید کارا و قابل اطمینان نیستند. آنتی بیوتیک ها در عین مفید بودن می توانند اثرات جانبی غیر قابل جبرانی را به جا بگذارند و از طرفی کاربرد مداوم آنها می تواند منجر به مقاومت ویروس ها و بی اثری این دارو شود. از سوی دیگر تکیه به واکسیناسیون هم در شرایط عادی و در یک گستره زیاد چندان منطقی و معمول به نظر نمی رسد.
 
 جدی تر شدن تهدیدهای میکربی موجب باب شدن روش تدافعی متنوع دیگری نیز شده است. برای مثال هم اکنون در ایالات متحده کلیه محموله های پستی با استفاده از پرتوهای پر انرژی الکترونی کنترل می شوند تا هرگونه آلودگی میکربی احتمالی آنها نابود شود. ماسکهای ضد شیمیایی هم می توانند تا حدودی در برابر حملات هوایی مؤثر باشند، به شرط آن که از پیش آمادگی لازم برای حمله وجود داشته باشد. از طرفی کاربرد نامناسب این ماسکها حتی می تواند اثرات زیانبار بیشتری را برجای گذارد. به هرحال روشن است که هیچکدام از روشهای موجود نمی توانند چندان قابل قبول و مورد اطمینان باشند و مسلما بهترین شیوه، عزم عموم تمامی کشورها برای عدم تولید و تکثیر چنین جنگ افزارهایی است، سلاحهایی که حتی می توانند برای سازندگان خود نیز خطرناک باشند.
محدود سازی سلاح های شیمیایی

تاریخ انسان مملو از فراز و نشیب ها و نزاع هاست، بشر از یک سو به اختراع وسایل رفاه و آسایش پرداخته و از سوی دیگر، به ایجاد ابزار تخریب و کشتار اقدام نموده است. در این میان، سلاح های شیمیایی و میکروبی یکی از ضدانسانی ترین دستاوردهای بشر به شمار می رود، درمورد اینکه این سلاح ها غیراخلاقی و غیرانسانی بوده و تهدیدی برای جوامع بشری هستند، توافقی عام و روبه رشد وجود دارد.
درحال حاضر جنگ در فراسوی تحمیل بشری قرار دارد، انسان بنوبه خود به یک شئی تبدیل شده، شئی برای کشته شدن و بدین ترتیب، دستخوش دلهره عظیمی می شود که ازنظر عملکرد فردی قادر به نشان دادن آن نمی باشد.
سلاح های هولناکی چون جنگ افزارهای شیمیایی و میکروبی، که برای ایجاد ترس و خوار ساختن یک گروه توسط گروهی دیگر به کار برده می شوند، را می توان نه تنها علیه نظامیان، بلکه علیه مردم غیرنظامی بکار گرفته شوند.
مطابق اظهارات کارشناسان سازمان ملل، هزینه یک حمله در یک کیلومتر مربع با جنگ افزارهای معمولی، در حدود 969.13 دلار آمریکاست، حال آنکه هزینه همان حمله با جنگ افزارهای اتمی، 008دلار و یا جنگ افزارهای شیمیایی نیز 006دلار برآورده شده است.
از دیگر امتیازات سلاح های شیمیایی تأثیر شدید و سریع آن بر روی نفرات دشمن است. جنگ شیمیایی و میکروبی ممکن است ازطریق موارد زیر صورت بگیرد: پرتاب پیکان مسموم به سوی نیروهای دشمن، استفاده از گلوله های حاوی گاز توسط توپخانه، تخریب عمدی محصولات کشاورزی و از بین بردن سریع جمعیت ازطریق انتشار امراض.
سلاح های شیمیایی و بیولوژیکی را می توان به آسانی حمل نموده و علیه هدف های زنده مورد استفاده قرار داد و همچنین در این گونه سلاح ها عامل دقت در ایجاد تخریب اهمیت زیادی ندارد. در نبردهای شیمیایی آنچه اهمیت دارد آنست که شرایط محیطی مانند درجه حرارت، رطوبت، سرعت وزش باد و نیز جهت وزش آن مناسب باشد. این شرایط تأثیر سلاح های شیمیایی را بر روی ناحیه مورد هدف تعیین می نماید.
چنین سلاح هایی به عنوان اسلحه هایی کثیف و وحشیانه درنظر گرفته شده اند. تلاش برای محدود کردن کاربرد جنگ افزارها بر افراد درگیر در جنگ دوطرف متخاصم و پیشگیری از سرایت صدمات جنگ به افراد غیرنظامی و خارج از منطقه جنگی همواره به عنوان ارزشی انسانی و اخلاقی مورد توجه بوده است. همچنین شکل گیری قواعد الزام آور حقوقی در این خصوص نیز به منظور وادار ساختن طرف های درگیر در جنگ برای رعایت این جنبه های اخلاقی بوده است. عدم وجود اعتماد در عرصه روابط بین الملل، به عنوان عامل اصلی استقرار مناقشات و ایجاد منازعات جدید به شمار می آید. در سایه تفوق سازندگان تسلیحات بر اصول حقوق بین الملل، هر کشوری درجهت تأمین امنیت خود، به این ابزارهای قدرت مجهز می شود. بدین ترتیب، احساس عدم اعتماد یکی از انگیزه های قهری مسابقه تسلیحاتی است، درصورتی که این عدم اعتماد برطرف شود، راه نابودی کلیه سلاح های شیمیایی و میکروبی هموار می گردد.
توسعه صنایع شیمیایی در بسیاری از کشورهای جهان و تجارت آزاد مواد شیمیایی و امکان تولید و توسعه تسلیحات شیمیایی موجب شده است که این سلاح ها به مراتب ارزانتر و در عمل نیز مؤثرتر از بقیه سلاح ها ی انهدام جمعی باشد.
خطر فزاینده ای که در مورد این سلاح های مرگبار وجود دارد، ناشی از آنست که هم اکنون اغلب کشورهای جهان سوم توانایی تولید و دستیابی به آنها را یافته اند، و باتوجه به همین ویژگی ها بود که سلاح شیمیایی، بمب اتمی جهان سومی ها نام گرفت. البته ناگفته نماند تهدید تنها از سوی کشورهایی که ظاهراً قصد دستیابی به این سلاح ها را دارند نیست، بلکه کشورهایی که انبوهی از این سلاح ها را تولید و ذخیره نموده اند، به عنوان عامل بالقوه تهدید به حساب می آیند جامعه بین المللی به منظور مقابله با این خطرات تاکنون راه پر فراز و نشیبی را طی نموده و موفقیت هایی را هم کسب کرده است.
از جمله ثمره این تلاش ها، از یکسو تبیین اصول کلی حقوقی بین الملل مرتبط با جنگ و از سوی دیگر، تلاش در جهت خلع سلاح شیمیایی و میکروبی بوده است.
قدیمی بودن مذاکرات ممنوعیت استفاده از سلاح های شیمیایی و میکروبی، به طور عام به 600 سال قبل از میلاد مسیح برمی گردد، اما نابودی سلاح های کشتار جمعی به معنای امروزی آن، تا 100 سال قبل قدمت دارد. اولین نشانه مربوط به اعمال ممنوعیت استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیک، در اعلامیه 1868 «سن پطرزبورگ» مشاهده شد، ادامه این تلاش ها در اعلامیه 1874 «بروکسل» و 1898 «لاهه» نیز مشهود است. اما هیچ یک از این اعلامیه ها منجر به تنظیم معاهده ای بین المللی نشدند. در سال 1907 تلاش در زمینه تنظیم اولین معاهده بین المللی خلع سلاح شیمیایی به ثمر رسید. طبق ماده 23 بندهای (الف) و (د) این معاهده تصریح شده بود که حق هر دو طرف متخاصم در بکارگیری وسایلی که به دشمن صدمه می زنند، نامحدود نیست. استفاده از جنگ افزارها، پرتاب کننده ها یا مواد با هدف ایجاد آسیب و رنج غیرعقلائی، به ویژه استفاده از سم یا جنگ افزارهای سمی ممنوع اعلام شده بود.
در این معاهده مقرراتی برای بازرسی در نظر گرفته نشده بود و همچنین برای رعایت مفاد معاهده، تضمین و تنبیه روشنی وجود نداشت. اما در ماده 3 آن تصریح شده بود در صورتی که دشمن مقررات معاهده را نقض کند، برحسب مورد موظف به پرداخت غرامت است. البته در این ماده نامی از مرجع تعیین کننده غرامت برده نشده و یا مرجعی که وظیفه تعیین نوع و مقدار غرامت و اخذ آنرا داشته باشد معلوم نشده است.
در معاهده هیچ گونه اشاره ای صریح به منع تولید، انباشت و ذخیره مواد شیمیایی و سمی و انتقال تکنولوژی نشده بود، اما به طور کمرنگ در خصوص کاربرد، سخن به میان آمده بود. این اشاره تلویحی مانع از کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی در جنگ جهانی اول نگردید.
کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی در جنگ جهانی اول موجب صدمه دیدن بیش از 000/300/1 نفر گردید، که در حدود یکصد هزار نفر از آنان در تکان دهنده ترین وضعی جان باختند. پس از پایان جنگ، با توجه به نفرت و انزجاری که جامعه جهانی از اینگونه سلاح ها داشت و با توجه به اثرات مرگبار آنها، دنیا بر ممنوعیت این سلاح ها به توافق رسید و این توافق به صورت پروتکل منع استفاده از گازهای خفه کننده و سمی و دیگر گازها و روش های جنگی میکروبی نمایان گردید و در 17 ژوئن 1925 در ژنو به امضا رسید که در سال 1928 لازم الاجرا شد.
هر چند که در همان زمان نیز نواقص و ایرادات زیادی در متن پروتکل مشهود بود، از جمله این که متن پروتکل بسیار کلی بوده و شامل بسیاری از انواع سلاح های شیمیایی نگردید و فقط ممنوعیت خود را شامل گازهای خفه کننده و سمی نمود، درثانی پروتکل هیچ گونه ممنوعیتی را برای تولید و ذخیره سازی این سلاح پیش بینی نکرده بود و به مفهوم دیگر، در تولید و انبار سلاح های شیمیایی هیچ گونه ممنوعیتی وجود نداشت و ثالثاً این که پروتکل فاقد ابتدایی ترین اصول یک کنوانسیون بین المللی بود، چه آنکه در پروتکل هیچ گونه مقرراتی برای حل و فصل اختلافات راجع به تخلف از اجرای مقررات آن و چگونگی تصمیم گیری درباره آن نبود، مضافاً این که اساساً پروتکل فاقد مکانیزم لازم برای بازرسی و نظارت بر رعایت مفاد آن و احراز تخلف اعضاء بود، لیکن از آنجائی که علت و فلسفه تنظیم و انعقاد این پروتکل از یک احساس جهانی و در تنفر و انزجار از کاربرد اینگونه سلاح ها ناشی شده بود، لذا جنبه معنوی آنچنان قوی بود که این ایرادات و نواقص زیاد مورد توجه قرار نگیرد، به علاوه اینکه با پذیرش و امضای پروتکل از سوی اکثریت قریب به اتفاق کشورهای عالم، مفاد آن عملاً به صورت قاعده ای در حقوق بین الملل درآمد.
رژیم حقوقی و ممنوعیت ناشی از پروتکل 1925 ژنو با توجه به حمایت معنوی که از آن می گردید، در عمل موجب منع استفاده از این سلاح ها گردید، هر چند که در دو مورد در سال های بین دو جنگ جهانی، ایتالیا در حمله خود به اتیوپی در سال های 36-1935 و ژاپن در تجاوز خود به چین در سال های 41-1937 از این سلاح ها استفاده کردند، لیکن خدشه و ضربه قابل ملاحظه ای به اعتبار آن وارد نیامد.
عدم کاربرد این سلاح ها در طول جنگ جهانی دوم، در حالی که هم متفقین و هم متحدین هر یک دارای انبارهای عظیمی از سلاح های شیمیایی بودند، دلیل دیگری بر تقویت این رژیم و اعتبار پروتکل 1925 ژنو گردید و طرفداران رژیم حقوقی و ممنوعیت ناشی از پروتکل مزبور ادعا کردند که الزامات حقوقی و آثار معنوی و اخلاقی پروتکل 17 ژوئن 1925 ژنو موجب عدم بکارگیری این سلاح ها در طول جنگ جهانی دوم گردید، لکن واقعیت عدم بکارگیری سلاح های شیمیایی در این جنگ قطعاً نمی تواند ناشی از الزامات حقوقی و آثار معنوی پروتکل مزبور باشد و یا حداقل نمی توان آنرا دلیل اصلی و عمده این امر تلقی نمود، بلکه علت واقعی عدم کاربرد سلاح های شیمیایی در طول جنگ جهانی دوم از سوی دولت های درگیر را بایستی وجود ترس های فراوانی که از قدرت مقابله به مثل همدیگر داشتند عنوان نمود.
پس از پایان جنگ جهانی دوم و تشکیل سازمان ملل، موضوع کنترل و نابودی سلاح های کشتار جمعی یکی از بحث های اصلی بود. از جمله مسائلی که در ارتباط با نیل به اهداف پروتکل 1925 ژنو در اواخر دهه 1960 مطرح گردید، موضوع چگونگی بررسی دو نوع سلاح شیمیایی و میکروبی بود، و متعاقب این مباحثات، توافق به عمل آمد که هر دو موضوع می بایست به طور مستقل مورد عمل قرار گیرد و از اینرو بود که مذاکرات مربوط به سلاح های بیولوژیکی و سمی سریعاً به نتیجه رسید و منجر به تدوین مقررات کنوانسیون ممنوعیت سلاح های بیولوژیکی گردید، که در دسامبر 1791 از سوی مجمع عمومی تصویب شد.
این کنوانسیون از تاریخ 10 آوریل 2791 و بعد از این که 22 کشور آنرا امضا کردند، لازم الاجرا گردید. این کنوانسیون علاوه بر اینکه اعتبار و اهمیت پروتکل 5291 ژنو را به رسمیت شناخته و مورد تأکید قرار داده است، اصولاً می تواند به عنوان اولین و مهمترین قدم به سوی یک کنوانسیون مشابه در ارتباط با سلاح های شیمیایی نیز تلقی گردد.
مقررات و ضوابط کنوانسیون فوق ضمن این که از نظر صراحت و جنبه الزامی بسیار فراتر و بهتر از پروتکل 5291 ژنو است و برخلاف پروتکل که صرفاً توسل به روش های جنگی میکروبی را منع نموده است، اساساً هرگونه توسعه، تولید و ذخیره سازی انواع و اقسام و طبقات مختلف این سلاح ها را ممنوع کرده و مضافاً برای آن قواعد و ضوابط مشخصی را نیز برای رسیدگی به شکایات و همچنین کنترل عملکرد کشورهای عضو در ارتباط با مفاد کنوانسیون پیش بینی کرده است. همچنین، مفاد این کنوانسیون فراتر و لازم الاجراتر از یک توافقنامه تحدید تسلیحاتی می باشد، زیرا براساس آن، هریک از دول عضو ملزم به نابودی سلاح های بیولوژیک خود و یا تبدیل آنها به مواد و عوامل قابل استفاده در فعالیت صلح آمیز در ظرف حداکثر 9 ماه پس از لازم الاجرا شدن کنوانسیون شده اند.
در نهایت این که از این کنوانسیون می توان به عنوان اولین و تنها موردی از مذاکرات نابودی سلاح های کشتار جمعی نام برد که تحت نظارت سازمان ملل انجام یافته و با موفقیت نیز همراه گردیده است.
مجمع عمومی از سال 8691 در ارتباط با پروتکل ژنو، مبادرت به صدور قطعنامه هایی درجهت تایید اعتبار آن کرده و همچنین بر اهمیتش تأکید نمود. متأسفانه علیرغم این تلاش ها، بکارگیری وسیع کشنده ترین سلاح های شیمیایی از سوی رژیم عراق علیه نیروهای ایران در جنگ تحمیلی و حتی علیه مردم غیرنظامی صورت گرفت، که حداقل اسناد 352 مورد استفاده وسیع بعثیان عراقی از عوامل شیمیایی خون و اعصاب و تاول زا و خفه کننده در دسترس می باشد، که حاصل آن بیش از 701 هزار مجروح شیمیایی و بیش از 0052 شهید به علت بکارگیری اینگونه سلاح ها می باشد و همین امر موجب گردید تا جامعه بین المللی ضمن تقویت رژیم حقوقی و ممنوعیت حاکم بر سلاح های شیمیایی، به فکر تدوین کنوانسیون جهانشمول و بدور از ضعف های خلع سلاح شیمیایی گذشته بیافتد.
تهیه و تدوین کنوانسیون «منع گسترش، تولید، انباشت و بکارگیری سلاح های شیمیایی و انهدام آنها» 24 سال به طول انجامید و سرانجام در سوم سپتامبر 2991، کنفرانس خلع سلاح ژنو، تهیه متن آنرا بعد از مذاکرات کامل و دقیق پایان داد و بعد از تصویب چهل وهفتمین اجلاس عمومی سازمان ملل در 13 ژانویه 3991 طی مراسمی برای امضا گشوده شد.
این کنوانسیون نخستین قرارداد تحدید سلاحی است که متن آن در چارچوب مذاکرات چندجانبه مورد مذاکره قرار گرفته و تهیه و تدوین شده است و نخستین قرارداد چندجانبه ای است که هدف غایی آن از بین بردن یک طبقه کامل از سلاح های کشتار جمعی از طریق کنترل های همه جانبه و بین المللی است. این کنوانسیون حاوی یکمقدمه، 24 ماده و سه ضمیمه می باشد، که هر سه از ارزش قانونی و اجرایی یکسانی برخوردار هستند و درمجموع کنوانسیون را تشکیل می دهند و پیش بینی شده بود که کنوانسیون در ژانویه 5991 پس از 8 ماه بعد ازاینکه 56 کشور اسناد تصویر پارلمانی یا تایید آنرا به سازمان ملل ارائه کردند، لازم الاجرا گردد.
کنوانسیون باتوجه به شرایط پیش بینی شده، در آوریل 7991 لازم الاجرا شد، که آخرین اجلاسیه آن در سال 3002 میلادی در مقر سازمان منع گسترش سلاح های شیمیایی در شهر لاهه بود. موضوع این اجلاس نیز بازنگری در متن و مفاد کنوانسیون فوق بود، که اعضا بیشتر حول دو محور جهانشمول نمودن بیش از پیش کنوانسیون و مبارزه با تروریسم به بحث و تبادل نظر پرداختند. کنوانسیون سلاح های شیمیایی به عنوان ابزاری برای خلع سلاح بین المللی، بسیار پیشرفته تر از کنوانسیون سلاح های میکروبی است. درواقع این کنوانسیون از سایر پیمان های موجود مرتبط با کنترل تسلیحات نیز پیشرفته تر است.
کنوانسیون سلاح های شیمیایی برخلاف کنوانسیون سلاح های میکروبی، تاحدی که ممکن باشد، به دقت اهداف و فعالیت های ممنوعه را توصیف می نماید. این کنوانسیون سعی بر این داشته که نقاط ضعف معاهدات و پروتکل های سابق را مرتفع سازد.

تاریخ ارسال: 1390/01/29 ساعت 06:37 ب.ظ | نویسنده: ویکی | چاپ مطلب
نظرات (1)
1390/10/25 08:29 ب.ظ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلنباد
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد