X
تبلیغات
رایتل
 
تحقیق مقاله مطلب
در مورد دانشنامه فارسی - نت سرا
صفحه نخست               نسخه موبایل               عناوین مطالب وبلاگ              تماس با من
روی خواننده ی مورد علاقتون کلیک کنید:

روانشناسی روابطروشهای عذرخواهی
وضعیت اینگونه می باشد: سکوت، جوابهای سـربـالا، درب قفل شده اتاق خواب، پریشـان خـاطـری، در ایـن شرایط میخواهید موی سر خود را بکنید، رک بگوییـم، دیگر فکری بنظرتان نمیرسد و نمی دانید چه بکنید.
عذرخواهی از همسر یا نامـزدتان ممکن است مشکل بنظر برسد بخصوص زمانی که بر سر موضوعی با هم  چندین بار مخالفت کرده باشید. ممکن اسـت در خـود توان گفتن "متاسفم" را نبینید و شاید هم هرکاری را که فکر میکردید به او میفهماند از کرده خود پشـیـمـان  هستید را انجام داده اید.
در این قسمت چندین روش جهت عذرخواهی مطرح شده است که تـوسـط حـل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب به قضیه خاتمه خواهد داد.
۱- انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید
گوش دادن به حرفهای همسرتان یک موضوع مهم برای پایان دادن به جر و بحث بشمار میرود. مجادله هایی که هر دوی شما تصور میکنید، حق با شما است و مشکل مربوط به هر جفتتان می باشد. این بـخصوص زمانی صدق می کند که قبلا" نیز مکررا" بر سر موضوع فعلی بحث کرده باشید.

وقتی وی از شما انتقاد میکند، کمربندتان را از رو نبندید. اینطور نشان دهید که حرف او را می فهمید، همانگونه که انتظار دارید هنگامیکه شما صحبت می کنید، او نیز متـوجه منظورتان شود. باز فکر کنید، نظر خودتان را بدهید، ایده او را لحاظ نموده و جلو روید.
2- آنتراک دهید
در اوج یک مجادله، فشار خونتان بالا میرود، تپش قلبتان بیشتر میشود، و ممکن اسـت چیزهای بگویید که لزوما" از بیان آنها منظوری ندارید. همیشه به "مکانی خـلوت" نـیـاز دارید که در آن از هم جدا شده، آرام گرفته و افکار خود را جمع نمایید. البته هنـگامیـکه خیلی عصبانی هستید، از ماشینتان به عنوان یکی از آن مکان ها استفاده نکنید.
سعی نمایید کمی قدم زده و یا بدوید. یا به آشپزخانه رفته کمی از ظـروف نشـسـته را بشویید. انرژی خود را معطوف فعالیتهای مفیدتر و سودمند تر کنیــد و در عیـن حـال بـه همسر خود مقداری فرصت دهید تا با خودش تنها باشد. برگشتن به بـحـث و مـجـادلـه بعد از یک استراحت کوتاه باعث می شـود در مورد مـوضوع با دیدی باز تر و فکری آزاد تر نگریسته و امیدی بیشتری برای رسیدن به یک نـتـیـجه عـملی و منطقی در شما ایجاد شود.
3- گذشته را یادآوری نکنید
اگر می خواهید به نیتی در آینده دست پیدا کنید، با پیش کشیدن گذشته ها به هیـچ کجـا نخواهید رسید. مهم نیست که او بار آخر فلان چیز را گفته و یا شما چه گفتید. با هم عهد کنید که گذشته ها گذشته.
بچیزی اکنون در حال روی دادن است توجه کنید. آتش آور معرکه شدن راهـی به جـایی نخواهد برد. با فراموش کردن گذشته زود تر به توافق خواهید رسید.
4- دست یاری نمایید
اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث میکنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کـوره در رفـت، کـافی است به طرفش رفته و او را نوازش کنید. دست خود را به آرامی در دستان او قرار دهید. بگذارید بفهمد که این فقط یک مجادله بی اهمیت است و شمـا برای شنیدن صحبتهای او در کنارش هستید. بعلاوه نوازش نشان دهنده این اسـت کـه شما به او اهمیت داده و دشمن او نمی باشید.
توجه: او را بگونه ای جنسی نوازش نکنید.
5- جوی رسانا جهت ارتباط ایجاد کنید
در حالیکه او به حالت قهر به اتاق خواب میرود، چند عدد شمع روشن کـرده، یک نوشابه باز نموده، چند بالش روی زمین انداخته و از همسرتان بخواهید برای بحث و گفتگـو نزد شما بیاید. او  اتاقی را که با سوسو زدن شعله های لطیف شمع روشـن مـی شـود را محلی مناسب برای تبادل نظر و اندیشه یافته و  از حالت تدافعیش کاسته خواهد شد. محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبـانـیـت یـک احـساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز، همیشه میتوان آرا کنترل نمود.
 
6- مشکلترین کلمه را بزبان آورید
یک عذرخواهی واقعی میتواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشدکه ما ارائه مـیکنیم. برخلاف تصور عموم، همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه 6 حرفی بوده و تا بحال هیچ کسی بعد از گفتن آن غش نکرده است. می توانید پیش از اینکه تسلیم شده و بگویید "متـاسـفـم"، به بحث و جدل ادامه دهید اما بهتر است با بیان این کلمه آب را روی آتش ریخته و خیلی سریعتر قائله را ختم دهید.
تقصیر را نباید فقط به گردن آقایان انداخت. گاهی اوقات خانها نیز میـخـواهـند فـقط حرف خودشان را به کرسی بنشانند. اما تا زمانیکه نتوانید کوتاه آمده و عذرخواهـی نمایـیـد، بخصوص هنگامیکه برایتان دشوار است، نمی توان گفت که انسانی اعتذاری میباشید.
7- جمله ای دلپذیر به او بگویید
یک مجادله مـیتـواند بسیار خسته کنده بوده و اثرات احسـاسـی سـوئی را بطور موقتی به همراه داشته باشد. با اینکه باید روشن و صادق بود، گاهی اوقات ابراز حقیقت باعث بروز صدمه میگردد. بعد از مجادله و جر و بحثی طولانی، وقت کوتاهی را اختصاص دهید به اینکه به یکدیگر یادآوری کنید که آن فقط یک اختلاف نظر معمولی بوده و اگر چه ممکن است برخی از عقاید همسرتان باعث اذیت و آزاد شـما شـود، امـا در عـوض بسیاری از محاسـن دیگر وی را مانند خوش مشربی او، عشقش به فرزندانتان یا جدیتش، دوست دارید. در اینصورت همسر شما نیز به احتمال زیاد دست به مقابله بمثل خواهد زد.

گاهی اوقات فراموش کردن حرفهای آزار دهـنده کسی که دوستش دارید مشکل به نـظر میرسد. اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیامیزید، روبرو شدن با مسئله بسیار آسان تر خواهد شد.
8- بگویید که دوستش دارید
بسیار تاکید می کنیم- همیشه، همیشه، همیشه هنگامی کـه مـی خواهید به حالت آشتی و صلح برگردید به همسرتان بگویـیـد کـه دوسـتـش دارید. اطـمیـنـان دادن ایـنـکـه احساس شما نسبت به همسرتان هیچگاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد، در دست یابی به یک نتیجه صلح آمیز و ماندنی نقش بسیار با اهمیتی خواهد داشت.
9- برای عصر برنامه ریزی کنید
بعد از ایـنـکه در خـانه اوضـاع آرام شـد، برای آزاد شدن فکـرتان از مجادله بـرای انجام یک فعالیت تفریحی آماده شوید. اگـر هـمـسـرتـان قبـلا بـرای رزرو بـلیـط سیـنــما و یا گرفتن تاکسی اقدام می کرد، این بار شما پیـش دستـی نموده و این کارها را انجام دهیـد. او تحث تاثیر این اعمال نو ظهور شما قرار خوهد گرفت و این به شما فرصتی می دهـد تـا بتوانید از این تغییر رفتاری لذت ببرید.
ممکن است زمانی توسط همسرتان  "آدمی تنبل و نامرتب" مورد خـطاب قرار گرفـتــه و سریعا" نیز  این موضوع را فراموش نموده باشید. اما در مورد زنان وضعیت متفاوت است آنها بسیار سخت می تـوانـنـد سخنی که برایشان گران تمام شده است را از ذهنشان خارج نمایند. با پیشقدمی در پیشنهاد دادن یک فعالیت تفریحی، بخصوص بـعد از جــر و بحث، نتنها ذهن خود را مشغول موضوعی دیگر میکنید، بلکه به همسرتان میـفـهمانید که هنوز هم دوست دارید وقتتان را با او بگذرانید.
ببخشایید، اما همیشه فراموش نکنید
عذرخواهی تنها به ایـن مـعنا نـیست کـه بـگویید متـاسفید و آن اتفاق را برای همیشـه فراموش کنید. در حقیقت، فراموشی باعث می گـردد کـه مسئـله مـورد نـظـر مسـتـعـد بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان شود. با وقـت گـذاشـتـن بـرای بـحـث و گـفـتـگوی منطقی و آزادانه در مورد مشکلات، در عین حالی که میـدانـید طرف مقابلتان را دوست دارید، خواهید توانست اختلاف نظرها را تـبـدیل به وسـیـله ای بـرای پیـشـرفت و ابـزاری آموزنده گردانید.
بیاد داشته باشید که همسرتان بهترین دوسـت شـما اسـت. از خـود بپـرسید: آیا طـرز رفتار یا صحبت من با یک دوست اینگونه باید باشد؟ آنگاه درآینده به اختلافات بگونـه ای  دیگر خواهید نگریست.
آداب دوستی و عوامل جلب محبت
اسلام برای جلب محبّت و ایجاد رابطه دوستی در جامعه اسلامی ،‌دستورهای مفید و موثری داده است واز آن جمله سلام کردن ، دست دادن ،‌معانقه کردن ، استقبال و بدرقه دوستان ، بوسیدن برادران دینی ،‌صله رحم ، خیر خواهی ونصیحت ، نافع بودن و برآوردن حوائج برادران دینی ، ملاطفت ، تحفه و هدیه دادن وقبول کردن هدیه ، اکرام و تبسّم در وقت ملاقات کردن دوستان وسؤال کردن از نام وفامیل دوست ،‌یادگرفتن وبر زبان جاری کردن نام دوست مخصوصاً با احترام یاد کردن و به اشتباه خود اعتراف کردن وبا عطوفت و ملایمت سخن گفتن ، در وقت ورود به مجلس به او جا دادن واحترام کردن و دوستی برای رضای خدا بودن ومحور محبّت را در دوستی خدا قرار دادن ، به حقوق دوست احترام گذاشتن و با روی باز ومحبّت آمیز برخورد کردن ومحبّت قلبی را به دوست خود بازگو کردن وپس از عطسه به او دعا نمودن ، و هم آهنگی در مسافرت ، نامه نگاری وپاسخ دادن به نامه ، ساعات فراغت را بین دوستان تقسیم کردن ، وفاء به عهد پیمان ، بندگی و اطاعت خدا را نمودن ، اخلاق و رفتارنیکو با مردم داشتن ودلجوئی و نوازش نمودن و ده ها وظیفه و دستورهای دیگر از جمله آداب دوستی و عوامل جلب محبّت شمرده می شود .
دانش دوستی و آداب آن
علاقه عمومی به دانش اندوزی در میان ملت ما هم پیشینه دیرینه و هم پایه های فکری و فرهنگی بسیار ممتاز در میان ملل دنیا دارد. اما این علاقه و اشتیاق مردم به همان اندازه که باعث سوق جوانان و افراد به سوی دانش اندوزی می شود، می تواند خود بستر رشد امراض و آفاتی بشود که دقیقاً برعلیه بسط علم و فرهیختگی عمل نماید. 
 
۱- علاقه عمومی به دانش اندوزی در میان ملت ما هم پیشینه دیرینه و هم پایه های فکری و فرهنگی بسیار ممتاز در میان ملل دنیا دارد. اما این علاقه و اشتیاق مردم به همان اندازه که باعث سوق جوانان و افراد به سوی دانش اندوزی می شود، می تواند خود بستر رشد امراض و آفاتی بشود که دقیقاً برعلیه بسط علم و فرهیختگی عمل نماید. لذا ضروری است که آداب دانش اندوزی و دانش دوستی و دانش محوری برای عموم و برای مجامع علمی و از همه مهم تر حکومت موردتوجه و رعایت قرار گیرد تا از گزند آفات در امان بمانیم.
۲- در شرایط امروز کشور ما، دانش پروری در معرض چهار آفت مهم قرار دارد:
▪اول، کوتوله پروری (سفله پروری) در مؤسسات علمی؛
▪دوم، فریبکاری های عالمانه؛
▪سوم، سوءاستفاده از پایگاه قدرت در کسب نام و نشان علمی؛
▪چهارم، مدرک بازی.
۳- در پیشرفت علمی، رقابت عالمانه- که حقیقتاً مسابقه در فهم بهتر واقعیت عینی است- نقش مهمی ایفا می نماید. یکی از پدیده های ناهنجار که در بسیاری از کشورها و تجمعات علمی دیده می شود، ایجاد یک «کلوپ بسته» است که به جای رقابت عالمانه، با قلدر مآبی رقیب جدید را از گود مسابقه بیرون می اندازند!
مرض کوتوله پروری علائم متعددی دارد:
یکی از آنها بزرگ کردن اسطوره ای یک فرد و بستن دایره دور اوست، به نحوی که هر سخن دیگر از همان ابتدا مرفوض به حساب می آید؛ علامت دیگر «رفض دیگران» است؛ یعنی یک دانشکده یا مجموعه مدعی می شود که خود ملاک محک توان علمی خود است و لازم نیست علمیت حضرات در مجامع وسیع تر علمی مطرح گردد. گاه با پررویی گفته می شود: «این مقاله بازی، توهین به ملت است؛ چرا باید حتماً مقالات علمی ما در مجلات معتبر دنیا چاپ بشود تا به اعتبار آن ارزیابی مثبت محسوب گردد؛ ما خودمان باید ملاک باشیم!!»
البته هیچ فرد ایرانی از این که مراکز و نشریات علمی ایرانی اعتبار جهانی پیدا کنند نه تنها ناراحت نمی شود، بلکه بسیار نیز بدان مباهات می کند. منتها کسب اعتبار در میان علمای جهان با اشتلم خواندن در خانه و یا ادعاهای پرطمطراق تفاوت دارد. وانگهی دانش که امری سری نیست؛ اگر کسی به معرفتی دست بیابد، این معرفت در قالب رساله، کتاب، درس، سخنرانی و امثال آن ظاهر می شود؛ پس هرگاه دیدیم خشکسالی است باید بدانیم که بازار دانش کساد است!
۴- مرض مهلک دیگر، فریب کاری های عالمانه است! آنچه در علم شکوه و جلال می آورد، نزدیکی هرچه بیشتر به واقعیت است و لاغیر.
حال اگر ادعای کشفیات بزرگ بکنیم و رسانه های کشور هم از روی ذوق زدگی این ادعاها را منعکس نمایند و بزرگان سیاسی هم به شکرانه به حمایت برآیند. این یک فریبکاری عالمانه است! در علم هر ادعایی باید با برهان باشد و فقط تا جایی که برهان علمی توجیه می کند، ادعا مورد قبول قرار می گیرد. یکی از نمونه های اخیر، پخش خبر کشف بزرگ یک محقق ایرانی در آمریکا در زمینه خواص ذره ای- موجی نور است که در صدر اخبار برخی خبرگزاری های داخلی و رسانه های ملی قرار گرفت. به نظر من، اگرچه آزمایش و ادعای ایشان قابل توجه است، اما بسیار با آنچه می تواند به عنوان یک کشف عظیم و همسنگ نسبیت مطرح شود فاصله دارد! تجلیل و تکریم های بی پایه، نمونه دیگری است. مثلاً در تجلیل از خدمات علمی فلان دانشمند ایرانی که به رحمت خدا رفته است، هیچ فرد دانش دوستی تردید ندارد. اما وقتی نفس این تجلیل به یک دکان تبدیل می شود و برخی حرف های بی اساسی در نقش آن مرحوم در توسعه نظریه نسبیت یا سایر امور مطرح می نمایند و این سخنان توسط رسانه ها درج و پخش می شود، علامتی روشن از مرض فوق الذکر است. شاید یک راه ساده برای جلوگیری از اینگونه زیاده روی ها، استفاده از مشورت عالمان سختگیر در ارزیابی ادعاهای علمی باشد که می تواند دولت، افکار عمومی و ثروت ملی را از هدررفتن باز دارد.
نمونه دیگر، توجهات فصلی به برخی رشته هاست؛ مثلاً یک وقت دانش و فن «نانو» مد روز می شود و اعتبارات عظیمی به آن تخصیص می یابد و سپس از هر گوشه ای «نانو» شناس سر برمی آورد و داستان تا انتهای خزانه اعتبار تمام می شود و فصل دیگر «IT» مد می شود و همه چیز گویی به سوی «حذف کاغذ» و «دیجیتال شدن» به حرکت می افتند، دادگاه ها تمام اتوماتیک می شوند، ادارات بدون کاغذ، دانشگاه ها مجازی، نسخه ها کامپیوتری و قس علی هذا. و هر کس سعی می کند از اعتبار تخصیص داده شده مانند گوشت قربانی تکه ای بهره مند شود و سپس با ته کشیدن این اعتبار تب IT هم خنک می شود.
من همه اینها را از مصادیق فریبکاری های عالمانه می دانم که در بستر عدم اطلاع مسئولین و حسن نیت آنان و فرصت طلبی «اعتبارپرستان» رشد می یابد.
۵- سوءاستفاده از «قدرت سیاسی» (حکومتی) برای کسب نام و نشان علمی، مرض دیگری است که دانش پروری را در ایران امروز تهدید می نماید. نمونه جالب آن اجیر کردن دانشمندان برای تهیه مقاله و کتاب به نام حضرات است!! جناب وزیر یا مسئول چون فرصت ندارند خود نمی توانند کار علمی کنند، و از سوی دیگر سخت به نام و نشان علمی دلبسته اند؛ لذا از امکانات در اختیار خود استفاده نموده و دانشمندی را اجیر می کنند تا برای او تحقیق نماید و ایشان را به عنوان مؤلف معرفی کند!! از آن جالب تر سخنرانی علمی «سفارشی» است! البته در امور سیاسی مرسوم است که سخنرانی سیاستمداران بزرگ را گروهی فرهیخته مطابق خطوطی که مدنظر آن سیاستمدار است تهیه نمایند و آن را در اختیار سیاستمداران برای ارائه قرار دهند، اما اینها «امتیاز» محسوب نمی شوند. جالب و بدیع آن است که جناب مسئول در یک سفر کاری و سیاسی هوس سخنرانی علمی می کند، نه وقت دارد که تأملی کند و نه ذهن او مطلبی دارد: لذا به صاحب فضل نیازمندی می گوید: «مقاله علمی درجه یک برای من بنویس!» مقاله را آقا می خواند و در رکورد دانشگاهی برای کسب مدارج، ثبت و ضبط می کند!!
نمونه دیگر، ظهور علامه های رسانه ای است!! یعنی برخی را با بوق و کرنا باد می کنند که فلانی فیلسوف است، متفکر است، سقراط است و... تا بدین وسیله آنچه را که می خواهند از دهان این «نوابغ بادی» در ذهن های ساده و مشتاق بکارند.
در تابستان گذشته یکی از اساتید فلسفه سیاسی دانشگاهی در آمریکا در تهران سخنرانی می کرد و در آن به دفاع از یکی از همین نمونه های «بادی» داد سخن می داد. پس از اتمام صحبت گفتم: «اگر او اینقدر شأن علمی دارد، چرا کرسی هیوم را که اخیراً در دانشگاه شما خالی شده به او پیشنهاد نمی کنید؟!» با تغیر گفت که فلانی کوچکتر از این حرفهاست. او حتی یک رساله فنی ندارد، اما برای بسط دموکراسی و تفکر سکولار در کشور شما بسیار مهم است!»
۶- چهارمین افت دانش پروری، مرض و بلکه سرطان «مدرک بازی» است. نمی گویم «مدرک محوری» که داشتن مدارک معتبر علمی برای تصدی امور مربوط حقیقتاً یک حداقل است و حتماً باید چنین باشد. با آن که معتقدم مدرک تنها، حکایت از عمق فهم علمی نمی کند، چه بسا افراد با مدارک علمی هم شأن به لحاظ سطح دانش و عمق آن، با یکدیگر اختلافات فاحش دارند.
اما مسئله «مدرک بازی» داستان کاملاً جدایی است! مدرک بازی یعنی در یک سیستم حکومتی- مدنی بتوان مدارک علمی مورد علاقه را- بدون طی مراحل تعلیمی- تولید کرد و از عنوان آن استفاده های معادل مدارک تعلیمی نمود! گزارش اخیر روزنامه کیهان از داستان «دانشگاه آمریکایی هاوایی» دقیقاً گویای این جریان ناخوشایند در زندگی جمعی امروز ما است و متأسفانه این تنها مورد هم نیست. علاوه بر ظهور دکه های چاپ مدرک، برخی روش های دیگر هم باید طرح گردد؛ مثلاً برخی از قدرتمندان سیاسی، استاد خود را به دفتر کار خود احضار می کنند تا از آنان امتحان به عمل آورند! و آن دیگری خود طراح سؤالات خود می باشد، یعنی «بالماسکه» به نحو جدید!
از مدیر زحمت کشیده ای پرسیدم: «چرا درحالی که بیش از بیست سال سابقه مدیریت موفق دارد، به سوی مدارک تولیدی روی آورده است؟» در پاسخ گفت: «کسی قدر زحمات مرا نمی داند و با آن که من به واسطه تجربه و دانش، توان بالایی را در کارم کسب کرده ام، سیستم حکومتی، فلانی را به صرف مدرک تحصیلی بالاتر- که حتی نامربوط به کارش هم هست به من ترجیح می دهد. بنابراین ناچار شده ام برای حفظ حیثیت و سطح حقوق خود مدرکی دست و پا کنم!»
از جوانی که «آقازاده» است پرسیدم: «که چرا دنبال کسب علم نمی رود و به سوی «مدارک تولیدی» روی آورده است؟» گفت: «حقیقت امر این است که در علم پول نیست و من مشغول «بیزینس» سنگین هستم، ولی برای حیثیت و ازدواج و حتی پیشبرد امور در داخل، به یک مدرک در سطح دکترا نیاز دارم!»
و بدین سان جمع دانش دوستان و کسانی که با همه توان به آموختن علم همت می گمارند مورد اهانت قرار می گیرند و ارزش کار علمی پایین می آید و از اعتماد مردم کاسته می شود. این مهلک ترین مرض در راه بسط علم در کشور است.
۷- البته برخی از عوامل، مربوط به نقص قوانین و سیستم مدیریت در کشور است: مثلاً سرداری که در تمام طول دفاع مقدس در جبهه بوده، پس از پایان جنگ با یک غفلت بزرگ حکومتی مواجه می شود: دیگر کسی احوال ا و را نمی پرسد! و او برای موقعیت خود باید تمام آن هشت سال را رها کند و تازه از صفر شروع نماید! و یا چرا نباید ارزیابی حکومت از مدیری که صاحب بیست سال کارنامه موفق است، به گونه ای باشد که نیازی به «مدرک تولیدی» احساس نشود؟ چرا نظام حکومتی ما به انسان ها و توان آنها کاملاً بی اعتناست؟ چرا همه چیز صوری است؟
۸- در سال های اخیر، دستگاه وزارت علوم، انصافاً نقش قابل تقدیری در مقابله با جریان مدرک بازی ایفا نموده است که با توجه به تضییقات و محدودیت های موجود باید گفت کارنامه بسیار روشن و درخشانی دارد.
به نظر من، در اولین قدم باید وزارت علوم در مبارزه با این مرض مورد حمایت جدی و وسیع قرار گرفته و به برخورد سخت گیرانه تر با آفات علمی تشویق شود. به عنوان نمونه باید هیأت امنای دانشگاه ها و مراکز علمی، صاحب کمیته های انضباطی باشند. این کمیته ها باید بتوانند بلافاصله موارد تخلف علمی اعضای خود را بررسی نمایند و در صورت احراز تخلف، بی درنگ متخلف را از کادر علمی آن موسسه اخراج نمایند. از جمله این تخلفات می توان به مواردی نظیر ثبت مقالاتی که در تولید آن نقشی نداشته اند، مقالاتی که از طریق اعمال فشار و زور موفق به ثبت آن به نام خود شده اند و یا سوءاستفاده از مشاغل سیاسی در «استخدام دانشمند» و ثبت حاصل کار به نام خود، اشاره کرد. برای دقت بیشتر در این امر وزارت علوم هم باید کمیته نظارت بر این گونه تخلفات را داشته باشد و عنداللزوم مقررات و قوانین لازم را تمهید نماید. در حمایت از وزارت علوم، دولت نیز باید مدیران خود را به نحوی جدی برای مقابله با این گونه تخلفات تحت فشار قرار دهد.
در قدم بعد وزارت علوم باید مراکز علمی کشور را درجه بندی نموده و به خصوص سطح آموزش هر کدام را- که موثر در اعتبار مدرک است- برای عموم مردم اعلام نماید. البته این کار وزارت علوم رامورد هجوم وسیع قرار می دهد. لیکن این طبقه بندی مسئولیتی است که باید انجام شود. در مرحله دیگر، دولت و مجلس نیز باید قوانین استخدامی را از نقطه نظر مدارک تحصیلی مورد بازنگری جدی قرار دهند. این بازنگری با توجه به ارزیابی های رسمی وزارت علوم از سطح علمی و آموزشی موسسات می تواند بازار تولید مدرک را کساد نماید! مثلاً در کشور آمریکا متقاضیان شغلی که مدرک تحصیلی لیسانس خود را از دانشگاه برکلی، استانفورد، ام ای تی و امثال آنها کسب کرده اند به مراتب بر متقاضیان دیگر که صاحب مدرک دکترا از فلان موسسه می باشند رجحان داده می شوند! اما قوانین ما نسبت به سطح و ارزش مدارک کاملاً «کور» است!
و بالاخره نعمت بزرگ آگاه شدن مردم از حقایق است که می تواند از بروز مفاسد جلوگیری کرده و چراغ علم دوستی و دانش پروری را در کشور پرفروغ تر نماید.
معیار و آداب دوستی و رفاقت در نگاه امامان
حضرت سجاد علیه السلام از شخصی پرسیدند: آیا کسی بر شما وارد می‌شود از دوستان که هر چه نیاز دارد از کیسه شما بدون اجازه بردارد؟ عرض کرد: خیر. حضرت فرمود: بنابراین شما با یکدیگر برادر و دوست نیستید. هل یدخل احدکم یده فی کمّ اخیه و کیسه فیأخذ منه ما یرید من غیر اذن قال لا قال لستم باخوان. محجة البیضأ / 3 / 320
1 معیار دوستی بر اساس تقوا
قال علی علیه السلام: احبب الاخوان علی قدر التقوی. بحار / 78 /3 3
برادران (دینی‌ات) را به اندازه تقوای آنان دوست بدار.
2 اعلام دوستی
قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: اذا احب احدکم صاحبه او اخاه فلیعلمه فانّه اصلح لذات البین.بحار / 74 / 182
هرگاه یکی از شما برادر و همراه خود را دوست داشت و علاقه‌مند بود، باید او را از محبت و علاقه خودآگاه ساز چرا که این کار موجب بهبودی روابط می‌شود.
قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: اذا احببت رجلا فاخبره. بحار / 74 / 181
هر گاه کسی را دوست داشتی، مطّلعش کن.
3 عدم شوخی و جدال با دوست 
قال الصادق علیه السلام: اذااردت ان یصفولک ودّاخیک فلاتمازحنّه و لا تمارینّه. بحار/78/291
هرگاه خواستی رفاقت و دوستی برادرت با تو پاکیزه (و دور از تیره‌گی و کدورت) باشد، با او شوخی نکن و در صحبتهایت با وی بحث و جدل ننما.
نکته:شوخی کردن و شاداب بودن و شاد کردن دیگران صفتی است بسیار خوب و پسندیده و منظور از پرهیز از شوخی کردن در اینجا منظور شوخی‌هایی است که به دور از ادب بوده و یا کارهایی است که موجب رنجش شخصی و یا تحقیر او می‌شود.
4 انتخاب دوست قدیمی
قال علی علیه السلام:اختر من کل شی ء جدیده و من الاخوان اقدمهم. غرر الحکم / 2461
از هر چیزی، جدیدش را برگزین اما از دوستان، قدیمی‌اش را.
 
5 دوست حقیقی
 قال علی علیه السلام: انّ اخاک حقّا من غفر زلّتک و سدّ خلّتک و قبل عذرک و ستر عورتک و نفی وجلک و حقّق املک. غرر الحکم / 3645
دوست و برادر واقعی تو کسی است که: لغزش و اشتباهت را ببخشد، و عذرت را بپذیرد و عیوبت را بپوشاند.
6 سؤ ال از نام و نشان دوست
قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: "اذا اخا احدکم رجلا فلیسئله عن اسمه واسم ابیه و قبیلته ومنزله فانّه من واجب الحق و صافی الاخأ".بحار/74/174
هرگاه با کسی دوست شُدید باید از اسمش و نام پدرش و قبیله‌اش و منزلش سوال کنی که این جزو واجبات دوستی بوده و پاکیزه‌ترین دوستی است.
نکته: آیا توجه کردید گاهی انسان در طول یک سفر یا در اتوبوس با کسی چند ساعت با هم است و با هم حرف می‌زنند اما تا آخر سفر حتی اسم همدیگر را نمی‌فهمند. این جز آداب اسلامی نیست بلکه مطابق این روایت بهتر است انسان وقتی با کسی آشنا می‌شود اولین چیزی که از او می‌پرسد اسمش باشد.
 
7 پرهیز از دوستان مادّی
قال الصادق علیه السلام: احذر ان توأخی من ارادک لطمع او خوف او میل او للاکل و الشرب و اطلب موأخاة الاتقیأ و ان افنیت عمرک فی طلبهم.بحار/ 74/ 272
از دوستی با کسانی که به طمع چیزی به سوی تو آمده‌اند یا از روی ترس یا نیاز و یا به خاطر خورد و خوراک با تو دوستی می‌کنند برحذر باش و بپرهیز ، و دنبال دوستی با انسانهای باتقوا باش هرچند در پی یافتن این گونه افراد عمرت را صرف کنی.
8 تکریم دوست 
قال الصادق علیه السلام: من اتاه اخوه المسلم فاکرمه فانما اکرم الله عزّوجلّ.بحار/74/298
هرگاه کسی برادر مسلمانش را که پیش وی آمد، احترام و اکرام کند، خداوند را اکرام کرده.
9 حفظ دوستی و عدم غرور به ریاست 
قال الصادق علیه السلام: اذا کان لک صدیق فولّی ولایة فاصبته علی العشر ممّا کان لک علیه قبل ولایته فلیس بصدیق سوء. بحار / 75 / 341
هر وقت دوستی داشتی که به ریاستی رسید و آنگاه با یک دهم آن حقی که قبل از ریاستش بر عهده‌ی او داشتی، با تو برخورد کرد، بدان که دوست خوبی است!
 
10 بهترین دوست 
الف قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: "خیر اخوانکم من اهدی الیکم عیوبکم ". تنبیه الخواطر/2/ 123
بهترین دوستان تو کسی که عیبهایت را بر تو هدیه کند.
ب قال علی علیه السلام: خیر اخوانک من دلّک علی هدی و اکسبک تقی و صدک عن اتباع الهوی. غرر الحکم / 5029
بهترین دوستان تو کسی است که تو را به سوی راه هدایت راهنمایی کند و باعث شود تقوا بدست آوری و تو را از هواپرستی و پیروی خواهشهای نفس باز دارد.
ج قال علی علیه السلام: خیر الاخوان من لم تکن علی الدنیا مودّته. غرر الحکم / 5016
بهترین دوست کسی است که دوستی و کمک‌کاریش در راه دنیا نباشد.
11 آگاه نکردن دوست بر اسرار
قال الصادق علیه السلام: لا تطلع صدیقک من سرّک الا علی ما لو اطلعت علیه عدوک لم یضرک فانّ الصدیق قد یکون عدوا یوما ما. مشکاة الانوار /3 23
هیچگاه دوستت را به رازهای خود آگاه نکن مگر رازی که اگر دشمنت بداند بواسطه آن ضرری به تو نرسد چرا که دوست، روزی دشمن خواهد شد.
12 ملاک انتخاب دوست 
قال الصادق علیه السلام: من غضب علیک من اخوانک ثلاث مرات فلم یقل فیک شرّا فاتخده لنفسک صدیقا. امالی صدوق / 532
هرگاه از آشنایان و برادرانت کسی بود که سه بار بر تو عصبانی شد اما درباره‌ات بدی نگفت او را به دوستی خود انتخاب کن
13 پرهیز از دوستی با نااهل
قال الجواد علیه السلام: ایّاک و مصاحبة الشریر فانّه کالسیف المسلول یحسن منظره و یقبح اثره. بحار / 74 / 198
با انسانهای شرور دوستی و همنشینی نکن چرا که او مانند شمشیر آخته‌ای است که قیافه‌اش زیباست اما اثرش زشت و ناپسند.
14 معیار شناخت دوست 
قال لقمان علیه السلام: لا تعرف اخاک الاّ عند حاجتک الیه. بحار / 74 / 178
دوستت را نمی‌شناسی مگر وقتی به او نیاز پیدا می‌کنی.
15 نشانه ی دوستی
قال الصادق علیه السلام: تستبین مودّة الرجل لاخیه فی اکله. سفینة البحار / 1 / 101
دوستی و خیرخواهی شخص نسبت به برادر و رفیقش در خوردنش آشکار می‌شود .



1390/01/14 :: 03:52 ب.ظ