X
تبلیغات
رایتل
 
تحقیق مقاله مطلب
در مورد دانشنامه فارسی - نت سرا
صفحه نخست               نسخه موبایل               عناوین مطالب وبلاگ              تماس با من
روی خواننده ی مورد علاقتون کلیک کنید:

زندگی نامه میس ون درروهه - Ludwig Mies van der Rohe 
لودویگ میس ون در روهه (۲۷ مارس ۱۸۸۶ – ۱۷ اوت ۱۹۶۹) معمار آلمانی-آمریکایی، و سومین مدیر باوهاوس از ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳ بود. همکاران، دانشجویان، نویسندگان و دیگران معمولا او را توسط نام خانوادگی او یعنی میس مورد خطاب قرار می دادند.
لودویش میس ون در روهه، در کنار والتر گروپیوس و لو کوربوزیه به عنوان استادان پیشرو در معماری مدرن شناخته می‌شوند. میس مانند بسیاری از معاصران خود به دنبال بنا نهادن یک سبک معماری ای بود که نمایانگر عصری جدید باشد درست مانند کاری که سبک های معماری کلاسیک و معماری گوتیک برای زمان خود انجام دادند.او یک سبک معماری قرن بیستمی تاثیر گذار را خلق کرد که دارای صراحت مفرط و سادگی بود. در ساختمان های کامل ساخته شده، او از مصالح جدید مانند فولاد صنعتی و صفحات شیشه ای برای تعریف فضاهای داخلی استفاده کرده است. او تلاش کرد که به سمت معماری ای برود که دارای حداقل چارچوب ساختمانی باشد و دارای یک تعادل در مقابل آزادی ضمنی جریان آزاد فضاهای باز باشد. او ساختمان های خود را معماری “پوست و استخوان ها” می نامید. او در جستجوی یک روش منطقی بود که باعث هدایت فرآیند خلاق طراحی معماری شود. او بخاطر استفاده از کلمات کوتاه کمتر بیشتر است و خداوند در جزییات است شهرت دارد. وی در آمریکا و بخصوص در موسسه فناوری ایلینوی آمریکا آثار مهمی از خود بر جای گذاشت.

اوایل دوره زندگیمیس در مغازه ی حکاکی بر روی سنگ و چندین شرکت محلی طراحی داخلی کار می کرد و سپس به برلین رفت و به دفتر طراح داخلی برونو پاول پیوست. او حرفه معماری خود را به عنوان یک کار آموز در کارگاه پیتر بهرنس بین سال های ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۲ میلادی شروع کرد، جایی که او در معرض نظریه های رایج معماری و فرهنگ مترقی آلمان قرار گرفت او همچنین در کنار والتر گروپیوس و لو کوربوزیه کار می کرد. او همچنین به عنوان مدیر پروژه های ساختمانی سفارت امپراطوری آلمان در سن پترزبورگ تحت نظر پیتر بهرنس کار می کرد. استعداد او به سرعت شناخته شد و او با توجه به عدم تحصیلات رسمی دانشگاهی شروع به قرارداد بستن به صورت مستقل کرد. او کم گو، مشاوره گر و ار لحاظ جسمانی با ابهت بود. لودویش میس به عنوان قسمتی از یک تبدیل سریع از پسر یک کاسب به یک معمار که با فرهنگ ممتاز برلین کار می کند، نام خانوادگی خود را تغییر داد و نام خانوادگی مادر خود (ون در روهه) را که تاثیرگذار تر بود برگزید. او کار مستقل و حرفه ای خود را با طراحی ساختمان های طبقات مرفه جامعه با سبک سنتی محلی آلمانی شروع کرد. او پهنِ متناسب را، نظم عناصر موزون را و توجه به رابطه سازه های ساخته شده توسط انسان با طبیعت را و ترکیب های ساده ی حجم های مکعبی کارل فریدریش شینکل متعلق به سبک معماری نئو کلاسیک پروسی (Prussian Neo-Classical) در اوایل قرن ۱۹ را، در صورتی که در آن قرن درنظر نگرفتن گلچین بودن و درهم ریختگی سبک معماری کلاسیک به دلیل این که با عصر مدرن نامربوط است رایج بود، را می پسندید.
از سنت گرایی به نوگرایی(مدرنیسم)
بعد از جنگ جهانی اول میس در حالی که هنوز کار طراحی خانه هایی با فرهنگ سنتی را انجام می داد، شروع به انجام به یک سری فعالیت های آزمایشی موازی در زمینه سبک بین المللی کرد و ملحق به همتاهای پیش قراول خود در یک جستجوی طولانی برای یک سبک جدید برای یک دموکراسی صنعتی جدید شد. نقاط ضعف سبک سنتی از اوایل قرن ۱۹ میلادی توسط تئورسین های مترقی مورد حمله قرار گرفته بود. انتقاد افزاینده آن ها از سبک های تاریخی بعد از جنگ جهانی اول یک اعتبار قابل توجه بدست آورد که بیشتر به عنوان شکست در سبک رهبری سلطنتی اروپا در نظر گرفته می شد.
معنی و مفهوم
میس یک ماموریت مادام العمر و جاه طلبانه را دنبال می کرد، نه تنها برای ایجاد یک سبک معماری جدید بلکه برای ایجاد یک زبان معماری جدید که میتوانست عصر جدید فن آوری و تولید را به نمایش گزارد. او می دید که نیاز به یک معماری پرمعنی که هماهنگ با دوره ی او باشد، وجود دارد، درست مانند معماری گوتیک در عصر روح گرایی (spiritualism). او یک فرآیند طراحی منظم را با استفاده از اندیشه های منطقی برای رسیدن به اهداف معنوی خود به کاربرد. او معتقد بود که پیکربندی و نظم هر جزء معماری باید کمک به یک بیان پیوسته (unified expression) کند. میس با دقت شروع به مطالعه فیلسوفان و اندیشمندان بزرگ گذشته و حال کرد تا بتواند درک خود را از کیفیت و طبیعت عصری که او در آن زندگی میکند را افزایش دهد. میس احتمالا بیشتر از هر پیشرو دیگری در زمینه نوگرایی(مدرنیسم) از فلسفه به عنوان پایه ی کارهای خود استفاده کرده است. معماری میس با سطح بالایی از انتزاع ساخته می شد و توصیفات عمومی او از کارهایش فضای بیشتری را برای تفسیر باز میگذاشت. با این حال ساختمان های او در نظر یک فرد بسیار ساده و مستقیم می آید.
مهاجرت به ایالات متحده
موقیعت ها برای کار بعد از سال ۱۹۲۹ رو به کاهش نهاد، در اوایل دهه ی ۱۹۳۰ میس مدت کوتاهی را به عنوان آخرین مدیر باوهاوس که بی ثبات بود خدمت کرد البته به درخواست همکار و رقیب او والتر گروپیوس. بعد از ۱۹۳۳ فشار سیاسی حزب نازی میس را مجبور کرد تا مدرسه را که با بودجه دولت اداره می شد را ببندد. او در این سال ها ساختمان های بسیار کمی را ساخت (یکی از کار های او آپارتمان فیلیپ جانسون در نیویورک بود). سبک او از طرف نازی ها به این عنوان که “آلمانی” نیست، رد می شد. او ناامید و ناراحت و البته با بی میلی وطن خود را در سال ۱۹۳۷ ترک کرد زیرا او میدید که فرصت های او برای ساختن ساختمان به صفر می رسند. او انجام یک ساختمان مسکونی در وایومینگ ایالات متحده را قبول کرد و بعد از آن یک پیشنهاد به عنوان رییس یک دانشکده معماری شدن در شیکاگو را قبول کرد.
حرفه او در ایالات متحده
میس در شیکاگو، ایلینوی ساکن شد جایی که او به عنوان رییس دانشکده معماری دانشگاهی که بعد ها به موسسه فناوری ایلینوی تغییر نام داد، انتخاب شده بود. یکی از فواید قبول کردن این موقعیت آن بود که او می توانست کار طراحی ساختمان های جدید و همچنین نقشه کلی (master plan) محوطه دانشگاه را انجام دهد. تمام ساختمان های او که در دانشگاه انجام شده هم اکنون نیز پا برجا هستند.
نام هنری : میس
سبک(ها) :مدرن – بین المللی – مینیمال
کار یکی از شاهکارهایی بنیادین معماری مدرن در یک تحقیق نمی توان کنجانده ا ما در حد امکان در این تحقیق اورده شده و تلاش زیادی صورت کرفته تا مفاهیم اصلی کارهای میس ون دروهه به صورت کاملا کسترده مشخص شود برای میس ون دروهه این مفاهیم از دو مقوله تداخلی برخاسته است. 1- معماری از جایی اخذ شده و به تدریج به صورت کسترده شهر سازی در امده 2-تفکر و تشخیص فیزیکی ان از کار برد ساختار واضح تکمیل شده است.
معماری و شهر سازی. میس ون دروهه معتقد بود ارزشمند ترین معماری بددون.نعکاس راههاو حفظ نیروهای زمانه ارزشی ندارد . وان یک مد نیست و جیزی جاودانه هم نیست . در نیروهای علم و دانش فناوری صنعتی سازی و اقتصاد و الگوهای اجتماعی کی با تا ثیراتشان توسعه می یابند او نیاز به جهانی شدن را در زمان ما حس کرد و ثزیرفت که این واقعیت است .او می گفت من سعی کرده ام معماری را برای جامعه ی فنی به وجود اورم . تا معماری داشته باشد که کسی قادر به ایجادش نباشد .
معماری و عمارت سازی. دانش میس ون دروهه از امکانات و محدودیتهای موادی که ما می سازیم به ویزه انهای که در زمان ما نمونه هستند مانند بخشهای با روکش فلزی یا ورقهای بزرک از صفحات شیشه او را قادر ساخت تا ثتانسیلهای مربوط را به عنوان عناصر ساخت سطحی رومانتیک  توسعه بخشد.
در حقیقت او به ساختن به عنوان روح اصلی زمان توجه کرد چون هدف اصلی بود و توسط سلیقه شخصی فرد متاثرنمی شود. بدین ترتیب اساس و بنیاد جانبهای معماری او را  به استیلای ساختار تبدیل نمود ...که او می کرد به ساختن متمرکز بود که او مدام کلمه المانی baukunst را درمبا حث خود به کار می برد و بیشتر در مقاصدش مورد نظر داشت BAU به توضیح او ساخت بناهای با استراکچراشکار بود در حالی که KUNST به تنهای معنی نداشت .
معماری زمانی شروع میشود که دو اجر به دقت روی هم گذاشته می شوند .
اصول نظم ساختن در عصر معماری استفاده می شود دو عنصر ارگا نی بودن (نظم داشتن ) و همکنی شرایطی را ثدید اورده که منتج از ساختن است ولی دلیل ساختن نیست .   میس ون دروهه معتقد بود که بدین شیوه ساختن مفهو می فیلسوفا نه است . در تمام کارهایش از بالا تا ثایین تا اخرین جزء را با همین ایده کار کرد .
نیاز های بیشمار مختلف کاری در زمان ما به طور ازاد با عصر کذشته مرتبط مقابله دارد و عدم اصول راهنما در معماری امروز به سادکی می تواند نابسامانی محیط زیستی ایجاد کند و اصول استراکچر  میس ون دروهه مفاهیم جامع سا زکا ری با نیازهای متعدد کاربردی روزکار ما به چشم می خورد . شوردینکرفیزیکدا ن ا شا ره کرد که اصول کلی وجود دارد که ساختیهای خلاقی در اصول کلی است که عمد تا به عمومیت ان اصول بستکی دارد  دقیقا به همین وقتی در مورد کاربر استراکچر در معماری صحبت می کنیم دقیقا همین منظور را داریم .
این یک عقیده عمومی است . واگر چه هر ساختمانی یک راه حل تنها است ولی به تنهای انکیزه نیست .
با توجه بهتلاشهای بیشمار جهت واضح کردن این ایده میس ون دروهه اغلب همسانی زبانی را به کار می بر د او می کفت یک زبان زنده می تواند برای اهداف نوین به عنوان نثر به کار رود درست مانند اینکه مردان مذهبی همان اصول را در کلیسای جامع به کار می بردند . او تاکید داشت که چنینساختار هایی متعددی را می توان به عنوان روشهای کاملا متفاوت به کار برد او می کفت من یک کلیسا را مانند یک کاخ تماشای نمی سازم یک کارخانه را مانند یک کلیسا ن بلکه سلسله مراتب کار ها نیز هست   می سازم  به همین دلیل ما با توجه به ارزش ساختار ها تمایز ها را تشخیص می دهیم اینجا سلسله مراتب ارزشها نیست.
__________________


لودویگ میس در ۲۷ مارس ۱۸۸۶ در شهر آخن آلمان به دنیا آمد. وی نام مادرش وان در روهه van der Rohes را بعدها به نامش افزود و گفت: هر کس که میس بگوید باید وان در روهه را نیز بگوید .
وی در ۱۷ آگوست ۱۹۶۹ در شیکاگو از دنیا رفت . میس وندروهه نمونه های بسیار درخشانی به روش معماری آجری و به شیوه ی اسکلت فلزی تیرآهن به اجرا در آورد که در آنها ماهیتا هر چیز در نهایت دقت و ظرافت مورد بررسی قرار گرفته است . به همان نحوه نیز الگوهای ساده ی بنیادینی در معماری ارائه داد که از لحاظ کاربردی با هم متفاوت بود . دستاوردش ظریف بود اما در این شیوه دستیابی با کمال ظرافت همواره به نحوی شور انگیز ساده گرایی خلاق و هنرمندانه مورد توجه قرار گرفته است .
این گفته میس وندروهه که کمتر بیشتر است یعنی ساختمان باید فاقد هر گونه تزئینات و اجزاء اضافه باشد، مشخصه سبک میس وندروهه و در نهایت، مشخصه سبک بین المللی او بود.
معماران پیرو سبک میس وندروهه در طرح های خود به ندرت از خطوط منحنی یا مورب استفاده میکردند. سادگی و خطوط مستقیم از مشخصه های کار این معماران بود .
وی بعد از تحصیلات در مدرسه حرفه ای در رشته بنایی در سال ۱۹۰۱ بعنوان طراح تزئینات مشغول به کار شد. در سال ۱۹۰۵ به برلین رفت و در اداره ساختمان منطقه Rixdorf مشغول به کار شد و بعدها در دفاتر مختلف معماری کار کرد.
در کنار کار نیز وی به تحصیل در هنرستان هنر مشغول به تحصیل شد. از سال ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۲ در دفتر معماری Peter Behrens کار کرد. در شروع دهه ۲۰ طرح هایی برای ساختمان های بلند مرتبه با نمای شیشه ای و ایده هایی برای میادین مختلف شهر برلین داشت. طرح های وی برای ویلاهای شهری نیز به مرحله اجرا در آمد.
در سال ۱۹۲۶- ۱۹۲۷ او اولین مشاور و بعد مدیر هنری نمایشگاه ً آپارتمان ً که توسط ورک بوندWerkbund در شهر اشتوتگارت آلمان برقرار شده بود شد. در سال ۱۹۲۷ بمدت ۱۰ سال با معمار داخلی بنام Lilly Reich همکارشد. در سال ۱۹۲۹ میس وان در روهه برای طراحی غرفه آلمان در نمایشگاه جهانی بارسلونا برگزیده شد و برای این نمایشگاه یک مبل چرمی نیز طراحی کرد.
وی در سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳ بعنوان آخرین مدیر باوهاوس در دسائو و برلین بود. در سال ۱۹۳۸ به آمریکا مهاجرت کرد و تا۱۹۵۸ مدیر انستیتو تکنولوژی الینویز Illinois of Technology Institute بود و یک دفتر معماری در شیکاگو نیز تاسیس کرد.
وی طراحی ساختمان های بسیاری را به عهده داشت که در معماری دهه بیست تاثیرگذار بود.
از طرح های مشهورش Lake-Shore-Drive-Appartments در سال ۱۹۵۲ ، CrownHall در سال ۱۹۵۶ در شیکاگو و Seagram Bilding در سال ۱۹۵۸ در نیویورک و گالری ملی در شهر برلین در سال ۱۹۶۸ بود. 
  مدرسه معماری میس وندروهه (Crown hall )
آنچه که درنگاه اول به چشم می خورد وجود تقارن و تاکید به آن است.  نکته  قابل توجه دیگرتعریف یک ورودی باشکوه با پله که در مرکز بنا قرارگرفته و هدایت بصری وعملکردی مناسبی را  به داخل بنا می دهد. نوع  مصالح بکار رفته  شیشه  و نوار  فولادیست که  این  نوارهای  فولادی درسقف  تا  انتهای بام  کشیده  شده است ،  نکته دیگر فولاد  استفاده شده  درنما نقش استراکچررا نیز دارد . حجم بنا به صورت مکعب بوده و روند  تکراری  استفاده ازمصالح شیشه وفولاد درکل بنا به چشم می خورد.فضاهای داخلی به صورت بزرگ که با پارتیشن مجزاشده است وارتباط بین فضا هابه صورت مستقیم وجود دارد.این بنا که به کامیون میس وندروهه معروف است دارای ابعادی به طول وعرض و ارتفاع  220*120*18است.

پروژه‌های معروف:
ساختمان سیگرام – خانه فارنس ورث – نمایشگاه بین المللی بارسلونا
جوایز‌:
مدال طلای سلطنتی (۱۹۵۹) – مدال طلای اِی آی اِی (۱۹۶۰) – مدال آزادی رییس جمهوری (۱۹۶۳)

 
 



1390/01/11 :: 10:49 ق.ظ