X
تبلیغات
رایتل
 
تحقیق مقاله مطلب
در مورد دانشنامه فارسی - نت سرا
صفحه نخست               نسخه موبایل               عناوین مطالب وبلاگ              تماس با من
روی خواننده ی مورد علاقتون کلیک کنید:

هانس هولین در سال 1934 در وین اتریش به دنیا آمد. از اولین روزهای ابتدایی مدرسه، یک استعداد  خوب نقاشی از خود آشکار کرد. اگر چه او به عنوان حرفه ی اصلی خود معماری را انتخاب کرد، اما کارهای او در رابطه با هنر در خیلی از کلکسیون های رسمی و خصوصی دنیا موجود است.

شخصیت او خیلی بیشتر از یک معمارتوصیف می شود. هنرپیشه، نویسنده، معلم، طراح وسایل خانه و ظروف نقره این. او از دانشکده ی هنری فاین مدرسه ی معماری در وین در سال 1956 فارغ التحصیل شد . او موفق به کسب هزینه تحصیلی شد که به او فرصت سفر به آمریکا را می داد. او از موسسه مهارت های فنی در استان شیکاگو فارغ التحصیل شد و مدرک استادی خود را از دانشگاه کالیفرنیا در سال 1960 گرفت. در طول چنین سال هایی او توانست که معمارهای مورد علاقه ی خود را دیدار کند و در کنار آنها درس بخواند از جمله ی آن ها می توان به مارکون در روح، فرانک لیود رایت و ریچارد نئوترا، نام برد.

کنجکاوی از ویژگی های خاص او بود که وقتی شنید در آمریکا هفت دهکده و یا شهر به نام وین است، توانست وقتی پیدا کند تا تمامی آن ها را دیدن نماید. این هنگامی بود که او با شولت دست دوم خود به این مسافرت های می رفت.

بعد از کار در شرکت های معماری در سوئد و آمریکا، او در وین مستقر شد جایی که برای اولین بار کاری در 1965 انجام داد که مجله ی معماری اینگونه آن را توصیف کرده است. «اگرچه کوچکتر از ا ولین دستمزد است. یک مغازه و اتاق نمایش با 12 فوت وسعت برای یک شمع ساز.» آنها آن را اضافه کردند هرچند « این برای مشتری های علاقمند و مکان برجسته را»یکی از خیابان های معروف وین را به ارمغان آورد.»

نام شمع فروشی رتی هنر هولاین و با این دستمزد کم یک توجه بین المللی برای او ساخت.طوری که جایزه رنیلور به مبلغ 25000دلار به او تعلق گرفت. این برای اولین بار بود که در طول یک دهه این جایزه برای کاری تعلق می یافت که خیلی ارزش آن پایین تر از مبلغ جایزه بود.

در سال 1970 او را به خاطر اولین کارش در نیویورک مورد ستایش قرار دادند در گالری ریچارد فین در فبریه 1970 یک مجله ترقی خواه یک مقاله در مورد یک ساختمان منتشر کرد، «معماری فابرگی» و بعد از آن هولاین یک طرح ترکیبی طراحی کرد. «یک حس معمارگونه ی فضاسازی با یک هنر زرگرانه برای ساخت یک محیط عالی برای هنر»

یک مقاله دیگر به نام هولاین چاپ شد در مورد «یکی از معدود معماران معاصر باهنر، لطافت طبع و پشتیبانی مالی برای بازسازی اتاق خواب خصوصی معبد وریسل›› و این برمی گشت به شاهکار اولیه هولاین شمع فروشی. دور از تعجب نیست که دیگر کارهای او در این سطح تخسسی باشد که شامل 2 فروشگاه جواهر فروشی برای شولین در وین است که دوباره مورد تحصین ملی قرار گرفت. اخیراً او به اتمام رسانده است یک مغازه ی جزئی فروشی را برای شرکت بک در برج ترامپ در نیویورک.

به تدریج، بیشمار طرح ها و مطالعاتی در دیگر زمینه های از یک خانواده و محل اقامت تک نفره، به یک خانه ی آپارتمانی و دفتر و موزه کشیده خواهد شد. در سال 1978 یک دفتر توریستی را در وین او به اتمام رساند .

در ابتدای 1982، موزه ی مونی یسپال آبتبگری در مونچن گلاوباخ نزدیک دوسلدوف به اتمام رساند این کار بزرگ برایش بیشتر تشویق و فرصت اصلی فراهم کرد برای پروژه های یکسان طبیعی . در سالی که او برنده ی جایزه ی پریت کر شد، او دو مسابقه ی بین المللی را برنده شد. یکی برای موزه ی هنرمدرن در فرانکفورت ، بعد از به اتمام رسیدن آن دیگری برای میدان فرهنگی در برلین . اگر چه در همان سال طراحی کرد او نمایشگاه فرهنگی در وین را به نام «خواب و واقعیت». که در وین گشوده شد و سپس در چندین کشور دیگر نیز گشوده شد. یکی از بهترین شناخته شده های او برای باز کردن موزه ی کوپر- هویت در نیویورک بود ‌«تغییر شکل انسان» در نمای ظاهر آن بود.

هولاین اخیراً پیشنهادی داشته است از طرف بیل لیسی، منشی جایزه ی پرتیکر و نویسنده ی کتاب 100 معمار معاصر مبنی بر این دادن طرحی برای یک رشته ی جدید از موزه ی سالومون آر. گاگن هیم در سالزبرگ. با خاصیت دوگانه ی طراحی انسان و حالت طبیعی صخره های عمودی شبیه به اتاق و با چراغ ها و پرتو افکنی تماشایی، هولاین یک بار دیگر ثابت کرد ذوق و استعداد خویش را برای با سلیقه بودن و هیچ بودن کارهایش.

در اوایل سال 1963 هولاین در مجله ی هنر+معماری گفت « امروز برای اولین بار در طول تاریخ زندگی انسان» در این لحظه که علم بی اندازه گسترده شده و تکنولوژی پیشرفته در اختیار ماست، ما هر آنچه را که می خواهیم می سازیم، کارهای معماری از خود بجا می گذاریم که با تکنیک قابل مشخص شدن نیست، اما از علم و تکنیک بهره می جوید.«البته به وسیله معماران قهار امروز، انسان شاهکار دنیای بی کران است.»

همانطور در سال 1963 بود که هولاین ، همراه والترپیچلر ، دو مدل از شهرهای رویایی که لیسی در کتابش توصیف کرده بود ارائه دادند. «پله ها و میدان غول پیکر، این پروژه در طراحی منطبق بر احتیاج بود، زیبایی رایج را داشت و ادعای دوستی بود با این طرح بود که دوباره معماری به عنوان یک هنر در نظر گرفته شد.»

نقل قولی از هیئت داوران جایزه ی پرتیکر

هیأت داوران جایزه ی پرتیکر هانس هولاین را به عنوان استاد حرفه خودش شناختند کسی که با لطافت طبع و ذوق منحصر به فردی از میان دنیای گذشته و سنتی دنیای جدید را منعکس می کند طوری که منحصرا شبیه به همان حالت قدیمی را دارد. معماری که همچنین یک هنر پیشه است، او استعداد خوبی در طراحی موزه که بعدها آن مکانی می شود که دیوارهایش حاکی از هنر دست های اوست، هر چند در نوع ترسیم آن از رنگ های مختلف در طراحی موزه ها، مدارس، فروشگاه ها و خانه های رسمی، از آمیختن رنگ ها و دیوارهای خشن گریز نمی کند، یک حالت سخت تزکیه مطالب جزئی و هیچگاه ترسی از جمع آوری با هم سنگ های مرمری باستانی و آخرین مدل پلاستیک ندارد. هیأت داوران بر او درود می فرستند به عنوان معلم عالی کسی که با جوان ها بحث می کند بنا به تجربه های خود برای کسب شانس های بزرگ و اطمینان کامل می دهد که طراح نه ولی اجزاء طراحی شده اهمیت بالایی دادند. او به طور استوار ادامه می دهد به تمرین آنچه که اظهار داشته بابت معمار مورد علاقه خود در حدود ربع قرن پیش در شروع حرفه متفاوتش گفت: « ما به مردان سخت کوشی سازنده تبدیل می شویم.»

نکاتی در مورد وین:

وین شهر زادگاه هانس هولاین ، مجموعه ای از حوادث و رخدادهایی بود که باعث شد این شهر بهترین شهر طراحی شده در سطح جهان تبدیل شود و یکی از مناطق جالب توجه و زیبا و مناسب برای زندگی و تفریح است.

تناقض هایی که شما را بهتر بر می انگیزد بهتر است به عنوان مثالی باشد یا دو حادثه ی شهری؟

خیلی خوب، پس : با حفظ دیوارهای باستانی، مستحکم شده تا میانه قرن 19، وین در آخر آنها را خراب کرد و فضایی فراهم ساخت برای ساخت ساختمان های زیبای عمومی، پارک و گردشگاه. بدین گونه اشتباهی رخ داد برای فعالیت های خردمندانه اما در یک زمان طرح جدید شهری در قرن نوزدهم پخش شد، که مناسب بود برای پایتخت فرمانروایی پهناور، بعد از جنگ جهانی دوم کشف شد که پایتخت یک کشور کوچک بوده است. بدین گونه :فعالیت خردمندانه نقشه ی شهر یک اشتباه بزرگ بود.

خیلی از این بدشانس ها در طول قرن ها باعث سقوط وین شد و به خاطر هر کدام از آنها که با چند اتفاق مخفی دیگر ترکیب می شد. به خاطر این فراوانی بوده که باعث شده خیلی جک در مورد شهر گفته شود که خود مردم وین کوچک به شمار می آید. یک تفکر مربوط به لطیفه های همیشگی تکرار شده مربوط به تأثیر شرایط نا امید کننده وین است.

اما جدی نیست و دیگر تفکر، همچنین مربوط به مجلس وین می شود به علت تحریک اروپا برای متحد شدن بعد از سقوط ناپلئون «که توبیخ شد»

از طرف فرانسوی ها به علت رقصیدن به جای کار کردن بر کار محوله. واقعاً رقصیده! و رسوایی در مقابل تماشاچی ها به بار آورده اما ما هیچ راه شناخت دیگری نداریم، حتی اگر مجلس رقص به پاکرده باشد. خیلی بهتر است به خاطر صمیمیت آنها.

برای جدی بودن باید به طور طاقت فرسا کار کرد، و هیچ چیز در وین نیست که تاریخچه دوری داشته باشد برای اشاره کردن که همیشه احساس می شود. یک آرزوی بزرگتر برای جدی بودن طوری که به یک خانم خوشکل همیشه فکر می کند. بدقیافه است.

بدون هیچ دلیلی، بنابراین وین به تدریج به نظر می رسد که در برابر چشم جهانیان قرار می گیرد یک واژه مترادف برای موزیک، شراب، زن ها، و موسیقی واقعی برای تمام خوش گذران ها، موسیقی «جان استراس» برای احضار کردن در آمریکا به کار برده می شود. این به عنوان یک شهر دست نخورده به حساب می آید که قادر به یک برتری خاص است خواه برای رقص، یا برای دیگر مسائل: شیرینی میت شلاگی و شاید همچنین برای هنر و معماری میت شلاگی.

گستردگی، تهدید ها، به طور جدی نیست. حقیقت این است که البته که خیلی از مردم وین شبیه مردم لندن و نیویورک هستند. شهر بزرگتر، بیشتر ماباید بر گارد خود محافظت کنیم . برای کاهش این، برای اعتقادات خود، برای رفتار یک نواخت شناخته شده. یک وین تیره وجود دارد همانطور که جایی برای رقص وجود دارد، یک جای معمولی و پیش پا افتاده، بدبختی های هر روزه در مقابل تفریحات، مردم بی عاطفه، شهروندان سخت کوش ما خوب به یاد داریم که وین که اغلب ما آن را انتخاب می کنیم. تنها مورد علاقه ی ما است و صرفاً ساکن آنجا نیستیم.

هرچند یکی از موارد شک برانگیز این است که مقداری فریب خوردگی طبیعی در اکثر سایت های وین وجود دارد، به خاطر این است که یکی از قدیمی ترین مکان های اشغال شده در جهان را داراست.

8 یا 10 هزار سال پیش اجداد عصر حجر، ما قبلاً ساکن شدند در یکی از محوطه های طبیعی که نزول می کند از دامنه های کوه های آلپ برای حاصلخیزی بی اندازه آبگیر اروپای شرقی. همچنان که سه رودخانه پهن می شده است.

رود دانوب، و نزدیک سرچشمه ی خود جایی که اولین وسایل کشاورزی سر هم شد: سنگ ها صیقل داده شدند. برای ابزار و اسلحه ، کوزه گلی برای نگهداری دانه و آب استفاده می شد.

تشکر از این که به مختصری از تاریخ غیر مستقیم تهیه چنین وسایلی مصنوعی توجه کردید. ما کشف کردیم حضور نسل رومی ها را در آن مکان و عقب نشینی ناخواسته آنها قبل از پیشروی دسته ی ترکان ، مغول ها و ترک های خشم آلود کسانی که هنوز امروز هم وجود دارند. قرن هفدهم و وین رامحاصره کرده اند، جایی که برگردانده شدند از جای دروازه ها یک شکست زمانی، و آنجا را ترک کردند، درست شبیه به خیلی غنیمت های جنگی، هزاران کیسه قهوه، و سپس در دل مردم وین یک تعصبی به وجود آمد نسبت به قهوه که هیچ گاه از بین نمی رود.

معماران و طراحان وجود دارند که هیچ چیزی به کشیش و پرفسورها نمی گویند. کسانی که در ایده آلیسم خواهان تظاهر به عالی شدن شهر از حالت خوب فعلی آن می شده است اما افسوس! ولی گواه و مدرک تاریخی شدیداً خلاف آن را ثابت می کند. به راستی همیشه مواردی که شهرها را عالی نشان می دهد از نظر تناسب در مقابل فساد آنها می توانند حمایت کنند بدون آن که از این کار شانه خالی کنند. به هر جهت ممکن است به طور دیگری باشد، رم، پاریس، و وین سال ها مورد توجه جهانیان بوده است. وقتی که آنها به طور گسترده ای مشاهده شده اند. برای نزول بی انصافانه نسبت به زمان مقایسه ی لحظه ی قبلی آنها: خارج از ترکیب شدن توده ی فساد و جهش آن به فلورز دومالی. ما فراموش کرده ایم نسبت به خطر خودمان که کلمه «فرهنگ» از سطح جهان و دنیوی است و ضمناً احتیاج به یک منبع غنی از حیوانات و سبزیجات داریم. هنوز می گوییم دوست داشتن استوار می کند. توجه را در مکان پس مانده ها:برای بهتر بودن یا بدتر بودن، پس هنر این کار را می کند.

وین در اغلب قرون بد نام بوده است. برای هم فساد اخلاقی و هم به خاطر انرژی که این فساد هنر پیشه ها نویسنده ها و خواننده ها را آماده می ساخت. بعدها وین به عنوان پایتخت یک فرمانروایی بزرگ درست شد. در هر شهر بزرگی، برای افراد منحصر به فرد وجه تمایز قایل می شوند کسی که به نظر می رسد سرنوشت ساز است و هیچ گاه دیگر چنین کاری را تکرار نمی کند. در وین از ابتدای قرن حاضر، بیشتر اشخاص که وارد تاریخ شده اند.-کلمیت، چیله، کوکوشکا، وینگنستین، کراس، ماهلر و دیگران- به خوبی شناخته شده اند.به وسیله ی مردم، اما دو تا از برجسته ترین آنها، فرود و شینتزلر، که دوستی و رفاقت صمیمانه ای داشته اند. مطمئناً همیشه همدیگر را در خیابان می دیدند: شاید با چشم هم دیگر را می دیدند، شاید کلاهشان را در مجالس مختلف با یکدیگر عوض می کردند. با وجود چنین شهرت دوطرفه ای باید ملاحظه شود تا آن ها را جدانگاه داشت. برای فروید خیلی مشکل بود که رابطه ی دوستی خود را بشکند. رابطه ای که بیشتر از دارایی اش به آن وابسته بود تا یک رابطه ی دوستی.

بعد از جنگ جهانی اول، دو معمار برجسته ی وینی، رودلف اشتایدر و ریچارد نئوترا، عازم دنیای تازه ای برای یک سال شدند در حالی که جدا شدند. هردو متوقف شدند در شیکاگو، هر دو برای فرانک لیواد رایت و هر دو جنوب کالیفرنیا ساکن شدند و شهرت به دست آوردند اگر شانس مالی در آنجا نداشتند. این قسمتی از زندگی اشنایدر ونوترا بود که در اواخر سال 1920 هنوز یک معمار برجسته ی وینی نیز، هانس هولاین ، قدم در راه آنها گذاشت. _شیکاگو، فرانک لیود رایت، کالیفرنیا. امروز عصر ما لیوان هایمان را در حال تبریک بالا بردیم و شهربندری او با هم رشد کند. بعد از سال ها، خیلی فرصت برای ما پیش آمده بود. در خارج از وین چوبی اما مطمئناً هیچ کدام از آنها نمی توانست ما را آنقدر خوشحال کند که این یک مورد کرد.



1389/10/09 :: 04:37 ب.ظ