X
تبلیغات
رایتل
 
تحقیق مقاله مطلب
در مورد دانشنامه فارسی - نت سرا
صفحه نخست               نسخه موبایل               عناوین مطالب وبلاگ              تماس با من
روی خواننده ی مورد علاقتون کلیک کنید:

 مقدمه

مدیریت . مهمترین عامل در حیات رشد و بالندگی و یا از بین رفتن نهادها ، سازمان ها و اجتماع است و مدیر روند حرکت از وضع موجود به سوی وضعیت مطلوب را هدایت می کند و در هر لحظه برای ایجاد آینده ای بهتر در تکاپوست . در این مقاله با عنوان اخلاق و مدیریت به بررسی طبیعت مشکلات اخلاقی در نهادها پرداخته شده است : بررسی مشکلات موجود و نیز رقابت های پیچیده ای به منظور برقراری توازن بین منافع اقتصادی و تعهدات اجتماعی .

اخلاق در مدیریت بر این اساس که روابط ما با اعضای جامعه ای که در آن فعالیت داریم چگونه است و چگونه باید متمرکز گردد ، استوار است . بدون شک مهمترین و حساس ترین مسأله در مدیریت ایجاد تعادل و توازن بین عملکرد اقتصادی و عملکرد اجتماعی است.

اخلاق در مدیریت امروزه از مسائلی نظیر ارتشاء ، دزدی و تبانی فراتر می رود . هنگام مواجهه با چنین مسائلی چگونه باید تصمیم گیری کرد و چه چیزی صحیح ، مناسب و عادلانه است . در این مقاله شیوه ی تصمیم گیری ما در قبال جامعه و مسائل مدیریتی را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد .

اخلاق و مدیریت

مسایل اخلاقی به تناوب در مدیریت روی می دهند. این مسایل بسیار فراتر از مشکلات مربوط به ارتشا، تبانی و دزدی بوده و به محدوده‌هایی نظیر خریداری شرکت‌های دیگر، سیاست‌های بازاریابی و سرمایه گذاری های کلان نیز گسترش یافته اند. یک شرکت بزرگ، یک شرکت کوچک تر را به روش معمول مذاکره به منظور خرید سهام، مالک می شود و سپس به هنگام ادغام دو شرکت، مشخص می شود که بعضی پست های موجود در یک شرکت در شرکت دیگر نیز وجود دارد.

«صحیح»، «مناسب» و «منصفانه» واژه هایی اخلاقی هستند. آنها بیانگر نوعی قضاوت درباره رفتار ما با دیگران‌اند که باید منصفانه باشند. ما معتقدیم که راه‌های صحیح و خطا در برخورد با دیگران، رفتارهای مناسب‌و نامناسب ‌و تصمیمات منصفانه وغیر منصفانه وجود دارد.‌این باورها، استاندارد‌های اخلاقی ما هستند. استانداردهای اخلاقی میان افراد مختلف، متفاوت است و هیچ کس نمی تواند با اطمینان بگوید که یک استاندارد اخلاقی خاص درست یا نادرست است، مگر این که ثابت شود آن استاندارد به راستی نوعی تعهد اخلاقی در قبال دیگران به وجود می آورد و منفعتی برای خود در بر ندارد. مشکل این است که حتی در ساده ترین موقعیت ها، تشخیص و بازشناسی «ما» و «دیگران» خاصه بین «منافع» و «تعهدات» دشوار بوده و این امر به ویژه در پیوند با مدیریت حاد می شود. چرا؟ گروه هایی مختلف در یک شرکت فعالیت می کنند که عبارت اند از: مدیران سطوح مختلف با وظایف متفاوت، کارگران با مهارت ها و تجربیات گوناگون، فروشندگان مواد مختلف، توزیع کنندگان محصولات متعدد، بستانکاران، سهام داران با میزان سهام مختلف و شهروندان، دولت ها و کشورهای مختلف- و چه بسا که منفعت یک گروه موجب نفی تعهدات در قبال دیگران باشد.[1]

مسایل اخلاقی در مدیریت

مسایل اخلاقی در حقیقت عمده ترین معضلات مدیریتی هستند، زیرا آنها بیانگر تقابل بین عملکرد اقتصادی (که به وسیله درآمدها، هزینه ها و سودها اندازه گیری می شود) و عملکرد اجتماعی (که در قالب تعهدات آن سازمان در داخل و خارج نسبت به دیگران بیان می شود) می باشند. ماهیت این تعهدات در معرض تفسیرهای متعدد است، اما بسیاری از ما قبول داریم که این تعهدات شامل حمایت از کارگران و کارکنان محلی، حفظ بازارهای رقابتی و تولید و ارائه محصولات و خدمات مفید و مطمئن است.

اما مسئله‌این است که این گونه تعهدات، هم برای سازمان‌هایی که عملکرد آنها از طریق استانداردهای مالی ارزیابی می شود و هم برای مدیرانی که در معرض کنترل های مالی قرار دارند هزینه آور است. تولید کننده ای که محصولات خود به طور  مستقیم از کارخانه به فروشگاه عرضه می کند، در مقایسه با تولید کننده ای که نخست تولیدات خود را به انبارهای عمده فروشان به منظور توزیع مجدد ارسال می کند، سود بیشتری کسب می کند و از توان بیشترلی جهت پیش بینی رفتار رقبا برخوردار می شود. مثالی جدید و پیچیده تر ارائه می کنیم: فروشنده ای که به مأموران خرید رشوه هایی کوچک می پردازد، از میزان فروش بالاتری برخوردار بوده و بنا بر این درصد بیشتری در مقایسه با فروشنده‌ای که از پرداخت‌های غیر‌اخلاقی خودداری می‌کند، دریافت می‌دارد. مهندس طراحی که راه‌هایی جهت کاهش  هزینه‌های مواد ارائه می‌کند،در مقایسه با مهندس طراحی که به کیفیت محصول و ایمنی مشتری بهای بیشتری می دهد تا به کاهش هزینه ها، احتمالاً از شانس بیشتری برای ترقی برخوردار خواهد بود. یک نوع توازن «صحیح» یا «مناسب» یا «منصفانه» بین عملکرد اقتصادی و اجتماعی یک شرکت وجود دارد و مشکل مدیریت نیز به یافتن این توازن مربوط می شود. هدف  این کتاب سنجش عوامل مؤثر بر این توازن و بررسی ساختارهای مختلف تئوریک (تئوری‌های اقتصادی، مقررات قانونی و دکترین‌های فلسفی) است که می‌توانند به مدیریت در جهت تعیین این توازن کمک کنند.

البته می توان توازن بین عملکردهای اقتصادی و اجتماعی شرکت را نادیده گرفت و ادعا کرد که مشکل مدیریتی مورد بحث به هیچ وجه وجود ندارد. این ادعا به پیدایش دو دیدگاه مختلف منجر شده است. دیدگاه نخست معتقد است که مدیریت فقط باید به فعالیت های اقتصادی بپردازد. این دیدگاه در واقع کاریکتوری است از تفکر موجود در قرن نوزدهم در خصوص کار، که بر اساس آن معادن زغال سنگ ناامن اند و طبیعت کارخانه های فولاد، ایجاد آلودگی همراه با سودآوری است. خوشبختانه این باور ظاهراً دیگر رواج ندارد و بیشتر مدیران به تأثیر تصمیمات و اعمال خود بر سازمان و جامعه واقف اند. بعضی از مردم ممکن است آرزو کنند که مدیران تصمیمات دیگری اتخاذ کرده یا کارهای دیگری انجام دهند ، اما من فکر می کنم که پذیرش آگاهی مدیران نسبت به پیامد تصمیمات و اعمال خود ضروری است. تعداد مدیران فعال در شرکت های تجاری یا مؤسسات غیر انتفاعی که هنوز به پیامدهای تصمیمات و اعمال خود آگاه نیستند، بسیار اندک است.

دیدگاه دوم که رایج تر است، ناشی از ساده انگاشتن بیش از حد مسئله فعالیت های اجتماعی است. طرفداران این دیدگاه ممکن است در آغاز با کمی عصبانیت بگویند «هیچ شرکتی حق دور ریختن ضایعات و زباله های خطرناک خود را ندارد، هیچ شرکتی نباید رشوه های غیر قانونی بپردازد و یا محصولات ناایمن تولید کند» و سپس با همان ملایمت عنوان کنند که «این مشکلات اخلاقی حل شده اند، بگذارید به مسایل جالب تر و کلی تری درباره تخصیص درست منابع کمیاب خود بپردازیم.» این د یدگاه اهمیت مسایل اخلاقی در مدیریت را نادیده می گیرد، و چنین فرض می کند که مسایل اخلاقی فقط یک طرف «بلی» و یک طرف «خیر» دارند و منافع مشخص اقتصادی و هزینه های اجتماعی با هر یک از این دو راه حل همراه می شوند، بنابراین برای انجام انتخابی مناسب، فقط به سطح بسیار ساده ای از درک مسایل اخلاقی نیاز است. در واقع مسایل اخلاقی، راه حل هایی متعدد دارند که هر یک پیامدهای اقتصادی و اجتماعی خاص خود را داشته، احتمال وقوع برخی از این راه حل ها نامشخص است و بسیاری از آنها دارای تأثیرات ویژه ای بر مدیران هستند[2].

ویژگی های مسایل اخلاقی در مدیریت

مفهوم این عبارت چیست؟ می توان پنچ نتیجه را در پیوند با پیچیدگی اخلاقی مدیریتی به شرح زیر و به آسانی و به طور مستقیم استخراج نمود:

1. بیشتر تصمیمات اخلاقی، پیامدی گسترده و مدت دار دارند. نتایج تصمیمات و اعمال مدیریتی در نخستین سطح این پیامدها متوقف نمی شوند بلکه، این نتایج به سراسر جامعه تسری پیدا می کند و همین گسترش و تسری عصاره بحث های اخلاقی می گردد. تصمیمات خارج از کنترل بوده و بنابراین باید قبل از اخذ تصمیم نهایی، آن را به دقت بررسی کرد. رشوه ها مراحل و فرایندهای دولتی را تغییر می دهند. محصولات ناایمن، زندگی افراد را به مخاطره می افکنند. در این خصوص، احتمال نرسیدن به توافق بسیار ناچیز است؛ بیشتر مردم از پیامدهای گسترده اعمال مدیریتی آگاهی دارند. نرسیدن به توافق ناشی از وجود راه حل های گوناگون، نتایج در هم آمیخته، وقایع نامطمئن و برداشت های شخصی است که روند تصمیم منتهی به آن رفتارها را پیچیده می کند.

2. بیشتر تصمیمات اخلاقی، جایگزین های گوناگون دارند. عموماً تصور می شود که مسایل اخلاقی  مدیریت، در آغاز دارای دو جواب هستند- بلی یا خیر- و دیگر هیچ. آیا یک مدیر باید رشوه بدهد یا نه؟ آیا یک کارخانه باید هوا را آلوده کند یا نکند؟ آیا یک شرکت باید محصولات ناایمن تولید کند یا نکند؟ اگر چه یک چارچوب دوسویه، مسایل اخلاقی را در قالب تقابلی حاد معرفی می کند، ولی منعکس کننده مشکلات مدیریتی نیست. همان طور که در مثال ساده مربوط به پرداخت رشوه به منظور ترخیص کالای وارداتی دقیقاً اشاره شد،باید قبل از اخذ تصمیمات اخلاقی، راه حل های بسیاری را مورد بررسی قرار داد.

3. بیشتر تصمیمات اخلاقی دارای نتایجی مرکب هستند. عموماً تصور می شود که مسایل اخلاقی و مدیریت، در تضاد با هزینه های اجتماعی و عواید مالی مستقیماً مقابل این هزینه هایند. غیر مستقیم رشوه ای بده، اما میزان فروش کالاهای وارد شده را از طریق تحویل سریع حفظ کن. کمی هوا یا یا آب را آلوده کن، اما از پرداخت هزینه های نصب و فعالیت تجهیزات کنترل آلودگی در امان باش. یک محصول نسبتاً ناایمن را طراحی کن، اما هزینه های نیروی کار و مواد تولید را کاهش بده. همانند چارچوب دوجوابی، مدل ضد و نقیض ویژه ارزیابی نتایج، مسایل اخلاقی را به گونه ای حاد معرفی می کند اما  به طور دقیق مشکلات مدیریتی را بازتاب نمی دهد. تقریباً همراه با تمامی جایگزین ها در انتخاب های اخلاقی، منافع و هزینه های اجتماعی و مخارج و عواید مالی مشاهده می شوند.

4. بیشتر تصمیمات اخلاقی، عواقبی نامعلوم دارند. عموماً تصور می شود که مسایل اخلاقی مدیریت، فارغ از شک یا خطر هستند و نتیجه هر راه حلی کاملاً مشخص است. رشوه بده و کالاهای وارد شده را به سرعت دریافت کن. در تجهیزات کنترل آلودگی سرمایه گذاری کن، ضایعات به میزان x درصد و با صرف y واحد هزینه عملیات کاهش می یابند، یک محصول کاملاً ایمن با صرف هزینه اضافیz دلار برای هر واحد تولید کن. یک مدل قطعی- یعنی مدلی بدون هرگونه احتمال- فرایند تجزیه و تحلیل را آسان می کند، اما مشکلات مدیریتی را به طور دقیق شرح نمی دهد. ابداً مشخص نیست که پیامدهای پیروی از راه حل های پیشنهادی ارائه شده به منظور اجتناب از پرداخت غیر مستقیم رشوه به مقامات گمرکی برزیل چه خواهد بود؛ هم چنین به هیچ وجه مشخص نیست که پیامدهای عواقب پیروی از بسیاری انتخاب های اخلاقی چیست؟

5. بیشتر تصمیمات اخلاقی، دارای مفاهیم شخصی هستند. عموماً تصور می شود که مسایل اخلاقی مدیریت، به طور عمده غیر شخصی بوده و ارتباطی به زندگی و موقعیت شغلی مدیران ندارند. بسیاری از مردم بر این باورند که تصمیمات اخلاقی در نگاه اول و در یک عملیات خاص ممکن است سود شرکت را کاهش دهد اما بر حقوق مدیران یا فرصت های ارتقای مقام آنها بی اثر باشند. البته کنترل های مدیریتی به منظور ثبت آثار مالی عملیات و نه کیفیت اخلاقی تصمیماتی که به آن نتایج منجر می شود ، طراحی می گردد و بیشتر سیستم های انگیزشی بر اساس این کنترل ها ایجاد می شود. فروش  کالاهای وارد شده را در سطح مورد انتظار حفظ کن، زیرا با وجود افزایش ناچیز مخارج به علت پرداخت غیر مستقیم رشوه، نتیجه وارسی های سه ماهه مطلوب بوده و افزایش مذکور جبران می شود. نصب تجهیزات کنترل آلودگی را به تأخیر بینداز، در نتیجه عواید مربوط به سرمایه گذاری مالی انجام شده، به درصد برنامه ریزی شده نزدیک خواهد  بود[3].

تجزیه و تحلیل مسایل اخلاقی در مدیریت

بیرون گود نشستن و درباره رفتار دیگران قضاوت کردن و ذکر «آن کار درست است» یا «نه، این کار درست نیست»، آسان است؛ اما وقتی همان شخص مستقیماً با مسئله ای درگیر می شود، اخذ تصمیمات اخلاقی برای وی بسیار مشکل تر می شود. خود را به جای دلال در یک شرکت اتومبیل سازی بگذارید که مجبور شد به یک فروشنده دروغ بگوید. آیا شما نیز همان کار را می کردید؟ اگر شما دروغ نمی گفتید آیا می توانستید باز هم برای شرکت خود کار کنید؟ خود را به جای شخصی بگذارید که متوجه می شود شرکتی که در آن کار می کند، حلال ها و مایعات پاک کننده را درون فاضلاب می ریزد، شما چه می کنید؟

اقتصاد و اخلاق مدیریت

می توان با بسیاری از مشکلاتی که توصیف شده‌اند با این دیدگاه که آنها از نقطه نظر تئوری اقتصاد خرد، دارای یک مفهوم اخلاقی خاص می باشند، با اعتماد بر نیروهای غیر مستقیم بازار و به منظور تصمیم گیری در مورد عملکرد اجتماعی و اقتصادی، برخورد نمود. کاهش نیروی کار و تعطیلی کارخانه ها بی تردید برای کارگرانی که شغل خود را از دست می دهند خوشایند نیست، اما یک بازار نیروی کار وجود دارد، و این کارگران بار دیگر وارد بازار کار خواهند شد. البته به این شرط که آنها تقاضای درآمد خود را با شرایط بازار هماهنگ کنند. عمده فروشان کوچکی که با شیوه جدید حمل محصولات از کارخانه به فروشگاه های خرده فروشی کار خود را از دست می دهند، بدون تردید احساس ناراحتی می کنند، اما هزینه های آنها نیز بسیار بالاست؛ اگر آنها آن هزینه ها را به سطحی قابل قبول کاهش دهند، موقعیت خود را از دست نخواهند داد. یک ایده مورد توجه آن است که یک اقتصاد بازار، تعداد محدودی منبع در اختیار دارد و اگر کالاها با بهترین کیفیت و پایین ترین هزینه‌های ممکن در اختیار مشتریان قرار گیرند، از آن منابع تا حد امکان به گونه‌ای کارا و مؤثر استفاده خواهد شد.

حقوق و اخلاق مدیریت

هم چنین می توان به هنگام بررسی هر یک از مشکلات از چارچوب نظریه حقوقی، با اعتماد بر عوامل غیر مستقیم اجتماعی و به منظور انتخاب بین «صحیح» و «خطا» بهره گرفت. کاهش نیروی کار و تعطیلی کارخانه ها خوشایند نیست، اما هرگز جامعه به نقش زیانبار این اقدامات بر روی افرادی که تحت تأثیر قرار می گیرند و لزوم وضع قانونی به منظور ممنوع کردن شرکت از دست یازیدن به چنین اقداماتی پی نبرده است. این گونه مسایل حتماً باید به یک مشکل تبدیل شوند تا قانونی درباره آنها وضع گردد. عمده فروشان کوچک که قرار است از سیستم توزیع شرکت کنار گذاشته شوند، بی تردید احساس پریشانی می کنند، اما ممکن است آنها طی ارائه خدمات قبلی، تلویحاً یک قرارداد با شرکت داشته باشند. آنها می توانند مسئله را در یک دادگاه پیگیری کنند و به این ترتیب به کار خود ادامه دهند. عقیده مورد توجه در این زمینه این است که یک جامعه مدنی می‌تواند قوانین خاص خود را وضع کند و اگر مردم  و سازمان ها از این قوانین پیروی کنند، عدالت تا حد امکان درباره همه اعضای آن جامعه اعمال خواهد شد.

فلسفه و اخلاق مدیریت

سرانجام، می توان مشکلات ذکر شده را با بهره گیری از ساختار فلسفه هنجاری، با اعتماد بر اصول اساسی و به منظور انتخاب بین «درست» و «نادرست» بررسی کرد. باز هم تکرار می کنم کاهش نیروی انسانی و تعطیلی کارخانه ها ناخوشایند است اما می توان «بیشترین خیر را برای بیشترین افراد» محاسبه کرده، بر آن اساس تصمیم گیرلی نمود. عمده فروشانی که قرار است جای خود را به روش جدید تحویل مستقیم محصولات شرکت به خرده فروشان بدهند، ناراحت اند، اما می توان قانون قاعده ای پیشنهاد کرد که همه سازمان ها به هنگام مواجهه با شرایطی مشابه، مجبور به پیروی از آن شوند- حکم مطلق کانت- و بنابراین به نوعی رفتار ثابت و متعادل دست یابند. عقیده مورد توجه در این روش آن است که بنابر فلسفه هنجاری، اگر تمام مردان و زنان منطقی یک جامعه بر اساس یک سری اصول یکسان، ثابت یا خیرخواهانه عمل می کردند، آن گاه با همه اعضای جامعه تا حد امکان منصفانه رفتار می شد[4].

این روش تجزیه و تحلیل برای پاسخگویی به مشکلات اخلاقی در مدیریت است. سه فصل آینده به بررسی دقیق تر این سه روش اختصاص دارد.

محتوای مدیریت اخلاقی و تأثیر اقتصاد در آن

برای بسیاری از افراد، محتوای اخلاقی اقتصاد تناقضاتی دارد. آنها تئوری اقتصاد خود را به عنوان نگرشی ریاضی و منطقی به بازار و قیمت محصولات می دانند و از موضوعات اخلاقی آن اجتناب می ورزند. در نتیجه چنین آموزش هایی، بیشتر کارشناسان غیر اقتصادی، و احتمالاً تعدادی از اقتصاددانان، ظاهراً تمام توجه خود را به حداکثر کردن سود معطوف می سازند. آنها معتقدند که تئوری اقتصاد خرد، توصیفی و با هدف عقلایی کردن عملکرد مدیران بازرگانی طراحی شده است و هم چنین معتقدند که چنین تفکر سودجویانه ای به طور خودکار مسایلی نظیر حفظ محیط زیست، امنیت کارگران، منافع مشتریان یا دیگر امور اخلاقی را کنار می گذارد. توجه بیش از حد به کسب سود، بدون تردید موجب بروز چنین مشکلاتی در جامعه شده است، اما این امر نه نتیجه و نه تأثیر تئوری اقتصاد خرد است. نظریه اقتصاد خرد در شکل کامل تر خود به این مسایل توجه داشته و هم اصول اخلاقی و هم اصول اقتصادی را شامل می شود.

فرضیه اقتصاد خرد، در شکل کامل خود یک نظریه هنجاری درباره جامعه است تا یک نظریه توصیفی درباره شرکت. به حداکثر رساندن سود، بخشی از این تئوری است، اما فقط یک بخش است و قطعاً کانون مرکزی آن نیست.

اگر چه باید پذیرفت که تکنیک های به حداکثر رساندن سود، حجم عمده ای از برنامه های آموزشی مدارس مدیریت بازرگانی را تشکیل می دهند. محور تئوری های بزگ تر اجتماعی، به کارگیری مؤثر منابع به منظور پاسخگویی به خواسته ها و نیازهای مشتریان است. در تعادل اقتصادی (که یک عنصر ضروری در رسیدن به این تعادل از طریق کل سیستم اقتصادی، تلاشی است که مدیران بازرگانی به منظور موازنه افزایش نهایی درآمدها در برابر افزایش نهایی هزینه ها انجام می‌دهند) این امر به طور خودکار میزان بهینه ای سود را برای شرکت به ارمغان می آورد و از لحاظ نظری، تحقق بهینه مندی پارتو امکان پذیر می باشد.

بهینه مندی پارتو به شرایطی اطلاق می شود که در آن منابع کمیاب جامعه به شکلی مؤثر توسط شرکت های تولید کننده استفاده و کالاها و خدمات از طریق بازارهای رقابتی به نحوی اثر بخش توزیع می شود و هر شخص می تواند به گونه ای مناسب از امکانات و منابع استفاده کند، بدون آن که به دیگری آسیبی برساند. این عبارت را به خاطر بسپارید: «فراهم کردن شرایط ایده آل برای یک نفر بدون خراب کردن شرایط دیگری امکان پذیر نیست.» به بیان دیگر بهینه مندی پارتو عبارت است از: حداکثر منافع اقتصادی را برای جامعه تولید کن (با عنایت به تمام هزینه های شخصی و اجتماعی) اما می توانی در صورت لزوم تعداد دریافت کنندگان آن منافع را با بهره گیری از روش ها و اعمال سیاسی (نه اقتصادی) گسترش دهی».

قانون و اخلاق مدیریت

نمونه های بسیاری از قوانین وجود دارند که منعکس کننده قضاوت های اخلاقی جامعه هستند. در ایالات متحده تقریباً همه معتقدند که دفع غیر استاندارد ضایعات شیمیایی سمی عملی ناپسند است، لذا قوانینی علیه آلودگی داریم. تقریباً همه ما موافقیم که صدقه و خیرات عملی پسندیده است؛ علیه صدقه دادن هم قانونی نداریم. در عوض قوانینی داریم- بندهای موجود در مواد قانونی مالیات- که پرداخت هدایا به شکل پول، غذا و پوشاک را به فقرا و به سازمان هایی که به نیازمندان کمک می‌کنند، تشویق می‌کند. سؤال این فصل این است که آیا ما می توانیم این مجموعه قوانین اغلب پیچیده، گه گاه مبهم و همواره در حال تغییر را به منظور اخذ تصمیماتی «عادلانه»، «مناسب» و «صحیح» به هنگام مواجهه با انتخاب بین سود اقتصادی و تعهدات اجتماعی خود، مورد استفاده قرار دهیم؟[5]

انتخاب مدیریت اخلاقی

ما نمی توانیم به بازار به عنوان راهنمایی برای اتخاذ تصمیمات و اعمال مدیریتی به هنگام رویارویی با یک مشکل اخلاقی اتتماد کنیم، اما در خصوص قانون چطور؟ بحث حقوقی بسیار متفاوت است. بحث قانونی این است که جامعه یک سری قوانین را تدوین کرده و این قوانین منعکس کننده انتخاب‌های گروهی اعضای جامعه درباره تصمیمات و اعمالی است که رفاه جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد. یک مثال، بحث قانون به عنوان راهنمایی برای انتخاب اخلاقی را روشن می سازد. کارشناس بانک درباره پرداخت وام دو انتخاب دارد:

پرداخت وام با خطر بالا به یک شرکت کوچک و محلی با بازده تعیین شده در قانون که با هدف حمایت از ایجاد اشتغال برای اقشار کم درآمد صورت می گیرد. جامعه با وضع چنین قوانینی به این نتیجه رسیده است که دریافت بهره بیشتر از یک شرکت کوچک به خاطر خطر بیشتر بسیار زیانبار است. ولی با وجود چنین استدلالی بانک علاقه مخند است به یک شرکت بزرگ و مطمئن حتی با بازده مساوی وام پرداخت کند زیرا خطر آن کمتر خواهد بود. اگر هزینه های اداری پرداخت وام به شرکت های بزرگ و معتبر را در محاسبه مد نظر قرار دهیم بدون تردید میزان برگشت بالاتر خواهد بود. بنابراین وام را باید به شرکت بزرگ پرداخت نمود.



[1] - اخلاق در مدیریت ، نوشته ال. تی . هس مر، ترجمه دکتر سید محمد اعرابی، صفحه 14

[2] - اخلاق در مدیریت نوشته ال. تی . هس مر، ترجمه دکتر سید محمد اعرابی و داوود ایزدی، صفحه 16

[3] - مدیریت و برنامه ریزی، دکتر نسرین جزنی، صفحه 29

[4] - اخلاق در مدیریت، همان مؤلف صفحه 32

[5] - برنامه ریزی اخلاقی از نگاه مدیریت، دکتر ابراهیم شادکامی، صفحه 87



1389/10/09 :: 04:25 ب.ظ