X
تبلیغات
رایتل
 
تحقیق مقاله مطلب
در مورد دانشنامه فارسی - نت سرا
صفحه نخست               نسخه موبایل               عناوین مطالب وبلاگ              تماس با من
روی خواننده ی مورد علاقتون کلیک کنید:

خوشرویى و خوشخویى

شاید گیراتر از «حسن خلق‏»، واژه‏اى نباشد که ترسیم کننده روحى‏زلال و طبعى بلند و رفتارى جاذبه‏دار باشد. چیزى که عنوان برجسته‏رفتار یک مسلمان است و معیار کمال ایمان یک مؤمن، آنگونه که‏رسول خدا(ص) نیز، به این فضیلت متعالى آراسته بود.

بخشى از اخلاق نیکو، در «خوشرویى‏» متجلى است، بخشى در«خوشخویى‏» و بخشى هم در «خوشگویى‏». و چه خوش است که به این‏سه «خوش‏» مبارک و مقدس، بپردازیم و از آنها کلیدى براى گشودن‏قلعه دلها و عاملى براى تحکیم رابطه‏ها بسازیم.

خوشرویى

در مواجهه دو نفر با یکدیگر، پیش از هر سخن و عمل، دوصورت با هم روبه‏رو مى‏شود. مواجهه دو انسان با هم و کیفیت این‏رویارویى چهره‏ها، نقش عمده در نحوه گفتار و رفتار دارد و رمزگشایش قفل دلهاست.

«خوشرویى‏»، هم در نگاه مطرح است، هم در لبخند.

هم در گفتار آشکار مى‏شود، هم در رفتار.

چه بسا رابطه‏ها و دوستیهایى که با «ترشرویى‏» و «اخم کردن‏» و«عبوس شدن‏» به هم خورده است. از سوى دیگر مبدا بسیارى از آشناییهاهم یک «تبسم‏» بوده است.

وقتى با چهره شکفته و باز با کسى روبه‏رو مى‏شوید، در واقع کلیدمحبت و دوستى را به دست او داده‏اید. برعکس، چهره اخمو وابروهاى گره‏خورده و صورت درهم و بسته، دریچه ارتباط وصمیمیت را مى‏بندد.

اگر این خوشرویى و خنده‏رویى با نیت پاک و الهى انجام گیرد،علاوه بر تاثیر محبت‏آفرین، «حسنه‏» و «عبادت‏» به حساب مى‏آید.

از امام باقر(ع) سخن بیاوریم که فرمود:

«تبسم الرجل فى وجه اخیه حسنة‏»; (1) .

لبخند انسان به چهره برادر دینى‏اش «حسنه‏» است!

تبسم، مبدا بسیارى از آشناییها و زداینده بسیارى از غمها وکدورتهاست. شگفت از کسانى است که از این کار بى‏زحمت و رنج وخرج، که برکات فراوان دارد، طفره مى‏روند و به سختى حاضرند«گلخنده‏» مسرت را بر لبان خود و چهره دیگران بیافرینند.

برخورد با چهره باز با دیگران، آنان را آماده‏تر مى‏سازد تا دل به‏دوستى با شما بسپارند. خنده‏رویى و بشاش بودن، دیگران را دل وجرات مى‏بخشد، تا بى‏هیچ هراس و نگرانى، با شما باب آشنایى را بازکنند و سفره دلشان را پیشتان بگشایند.

اگر با خوشرویى، بتوانید بار سنگین غم دوستان را سبک کنید،کارتان عبادت است و اگر با یک تبسم، بتوانید خاطرى را شاد سازید، به‏خدا نزدیک‏تر شده‏اید. به قول حافظ:

دایم گل این بستان، شاداب نمى‏ماند.

دریاب ضعیفان را، در وقت توانایى.

غم‏زدایى

وقتى یک چهره گشاده و لبخند صمیمى، غمى را از دل مى‏زداید،چرا باید از این «احسان‏»، دریغ کرد؟

بعضیها حضورى غم‏آفرین دارند، برخى هم محضرى غم‏زدا.گروه اخیر، آیت لطف الهى‏اند که قدرشان ناشناخته است.

سعدى مى‏گوید:

گفته بودم چو بیایى غم دل با تو بگویم چه بگویم؟ که غم از دل برود چون تو بیایى.

انسانها نیازمند محبت‏اند.

این تشنگى، جز با ملاطفت و خوشرویى برطرف نمى‏شود.

اگر اولین برخورد ما با کسى، به گونه‏اى باشد که غم او را به شادى‏و نگرانى‏اش را به اطمینان مبدل سازد، دریچه‏اى به دنیاى صفا و سروربه رویش گشوده‏ایم. این نیز نزد خداوند، حسنه و عبادت است.

باز هم حدیثى از حضرت صادق(ع):

«من اخذ من وجه اخیه المؤمن قذاة کتب الله له عشر حسنات‏»; (2) .

کسى که از چهره برادر دینى‏اش، رنج و اندوهى را بزداید، خداوندبه پاداش آن، ده «حسنه‏» در نامه اعمالش مى‏نویسد.

مگر این کار نیک، چه اندازه زحمت دارد؟

البته این رفتار، نوعى هنرمندى در معاشرت است، قلبى مهربان‏مى‏خواهد و عاطفه‏اى سرشار و خصلتى نوعدوستانه. شاد کردن‏دیگران، چهره دیگرى از همین «غمزدایى‏» است. گاهى با توجهى،نگاهى، محبتى، کلامى، هدیه‏اى و ... مى‏توان انسانى را مسرور ساخت‏و در نتیجه خدا را از خود راضى ساخت.

در این زمینه، باز هم سخنى از پیشواى صادق شیعه بیاوریم که‏فرمود:

«ایما مسلم لقى مسلما فسره سره الله عز و جل‏»; (3) .

هر مسلمانى که با مسلمانى دیدار کند و در برخورد، او را شادمان‏سازد، خداى متعال نیز او را خوشحال و مسرور خواهد ساخت.

وقتى مى‏توان با کلماتى و چهره و برخوردى خوش و دلپذیر،خاطرى را خرسند ساخت، چرا باید با گفتن کلماتى ناخوشایند واندوه‏آفرین، غم بر چهره دیگرى نشاند و او را به یاد روزهاى تلخش‏انداخت و او را مایوس و دلسرد ساخت؟

هنرمند کسى است که بتواند غبار غم از خاطرها بزداید. باز به قول‏حضرت لسان‏الغیب:

سمن‏بویان، غبار غم چو بنشینند، بنشانند.

پرى‏رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند.

خوشگویى

از شاخه‏هاى دیگر «حسن خلق‏»، که رابطه‏ها را استوارتر و پیوندهارا صمیمى‏تر مى‏سازد، گفتار دلپذیر و شادى‏بخش است. متانت درسخن و ادب در گفتار و زیبایى در کلام، خصلت پاکدلان بى‏کینه است‏و خلق و خوى اولیاء دین.

ارزش انسان و جوهره وجودى‏اش را زبان و بیان روشن مى‏سازد:

یکى تحقیر مى‏کند، یکى تشویق.

یکى عیبجویى مى‏کند، دیگرى تحسین و تقدیر.

یکى ملامت مى‏کند، دیگرى پر و بال مى‏دهد و امید مى‏آفریند.

کدام یک خوبتر است؟

شما خودتان چگونه بیان و زبانى دارید؟ تلخ یا شیرین؟ گزنده یامرهم گذارنده؟

آیا با دیگران همان‏گونه صحبت مى‏کنید که دوست دارید دیگران‏با شما آنچنان حرف بزنند و خطاب کنند؟

پذیرایى از دیگران، همیشه با غذا و میوه و شیرینى نیست.

گاهى پذیرایى، با یک کلام خوب و سخن شایسته است. این اکرام،بالاتر از تغذیه و اطعام است، چرا که گفتار شایسته و زیبا، غذاى روح‏است.

گفتن یک «آفرین‏»، «احسنت‏»، «بارک‏الله‏» مگر چقدر هزینه و خرج‏دارد؟

کسانى هستند که جان مى‏دهند، ولى حاضر نیستند یک کلام‏تشویق‏آمیز و محبت‏بار بر زبان جارى کنند. بشنویم از رسول‏خدا(ص) که اسوه اخلاق حسنه و الگوى ادب در گفتار و رفتار است که‏فرموده است:

«من اکرم اخاه المؤمن بکلمة یلطفه بها و فرج عنه کربته لم یزل فى ظل الله‏الممدود علیه الرحمة ما کان فى ذلک‏»; (4) .

هر کس برادر باایمانش را با گفتن کلامى ملاطفت‏آمیز و غم‏زدا،مورد تکریم قرار دهد، تا وقتى او شادمان است، گوینده آن سخن‏همواره در سایه رحمت گسترده الهى به سر مى‏برد.

کلام تشویقى و آفرین و مرحبا گفتن بر عمل شایسته دیگرى نیز،از این‏گونه صالحات است. باز هم از کلام امام صادق(ع) بشنویم:

«من قال لاخیه المؤمن «مرحبا» کتب الله له مرحبا الى یوم القیامة‏»; (5) .

هر کس به برادر مؤمن خود «مرحبا» بگوید، خداى متعال تا روزقیامت‏براى او مرحبا و آفرین مى‏نویسد.

غیر از پاداش الهى، تاثیرات اجتماعى «خوشگویى‏» در نرم ساختن‏دلها و جلب عاطفه‏ها و استوار ساختن رابطه‏ها مشهود است. آنکه‏خوش‏سخن باشد، از دیگران نیز کلام نیکو مى‏شنود. «این جهان کوه است‏و فعل ما ندا» و البته که حرف و سخن ما هم در کوهستان زندگیها انعکاس‏دارد و خوبى آن به خود ما منعکس مى‏شود.

کسى که گفتار مؤدبانه داشته باشد، دیگران نیز با او مؤدبانه سخن‏خواهند گفت. وگرنه ... «کلوخ‏انداز را پاداش، سنگ است‏». از کلام مولاعلى(ع) است که:

«اجملوا فى الخطاب تسمعوا جمیل الجواب‏»; (6) .

زیبا خطاب کنید، تا جواب زیبا بشنوید!...

کیفیت‏برخورد ما با انسانهاى دیگر، همان نتیجه را به ماء;//:ف‏برمى‏گرداند. ادب، ادب مى‏آورد و توهین و فحش، بدزبانى و اهانت‏متقابل را در پى دارد.

خوشخویى

از رموز موفقیت‏حضرت رسول(ص) در دعوت و رسالت‏خویش، اخلاق نیکو و برخورد شایسته و جذاب با مردم بود. «حسن‏خلق‏» آن حضرت، امتیاز بارز آن مظهر رافت و رحمت‏بود. با همین‏«اکسیر اعظم‏» دلها را جذب مى‏کرد، دشمنان را دوست مى‏ساخت، کینه‏هارا به مهربانى مبدل مى‏کرد، الفت مى‏آفرید و پیوند مى‏داد، دلها را با دلها،دستها را با دستها! و به همین سبب مدال «انک لعلى خلق عظیم‏» (7) از خداى‏عظیم دریافت کرد.

کلام نرم، رفتار شایسته، گفتار مؤدبانه و جاذبه‏دار، تحمل فراوان وحلم و بردبارى و چهره گشاده و بشاش، از مظاهر و جلوه‏هاى «حسن‏خلق‏» است. به تعبیر دیگر، وقتى محبت‏خود را به دیگران ببخشید، درحوادث، صبور و شکیبا باشید، خشم خود را فرو خورده،خویشتن‏دارى کنید، بدى را با خوبى پاسخ دهید و از خشونت وعصبانیت و بدزبانى و تحقیر و توهین و تکبر به دور باشید، داراى‏«حسن خلق‏» هستید.

اگر خداوند به صاحبان حسن خلق، پاداش جهاد و شهادت‏مى‏دهد، بیجا و گزاف نیست، چرا که این هم نوعى مجاهده دارد. پیامبراکرم(ص) براى تثبیت و گسترش همین کمالات اخلاقى و «خوشخویى‏»برانگیخته شد. از کلمات نورانى او است:

«ان الرجل یدرک بحسن خلقه درجة الصائم القائم‏»; (8) .

گاهى انسان در سایه خوشخویى، به مقام و رتبه روزه‏داران‏شب‏زنده‏دار مى‏رسد!

انسى که مؤمنان با یکدیگر مى‏گیرند، بسیار قیمتى و باارزش است‏و این در سایه خوش اخلاقى پدید مى‏آید که حلقه وصل انسانها به هم‏است. در جوامع غربى، برخوردها اگر شاد و همراه با لبخند است، آن‏خوشرویى‏ها حرکات سطحى و ظاهرى است و ریشه در عمق دلهاندارد. «اخلاق آمریکایى‏» و «اروپایى‏»، تصنعى است. اما حسن خلق وخوش برخوردى در جوامع ایمانى و اسلامى، ریشه در متن عقیده داردو انسانها با هم یکدل و صمیمى‏اند، و دلسوز و رؤوف و بامحبت!

پیامبر اکرم(ص) رابطه مؤمن با مؤمن و برخوردشان را با هم،همچون رسیدن یک تشنه به آب سرد و گوارا مى‏داند که با آن سیرابى‏مى‏شود:

«ان المؤمن لیسکن الى المؤمن کما یسکن قلب الظمان الى الماء البارد.» (9) .

در کجاى اخلاق غربى، این حالت‏یافت مى‏شود؟

در معاشرت مسلمانان با هم، باید «همدلى‏»، بیش از «وحدت‏فیزیکى‏» و «پیوند سطحى‏» حاکم باشد، تا به انس و الفتهاى پایدار ورابطه‏هاى درونى بیانجامد. با سلام و مصافحه و حسن خلق و چهره بازو لبخند محبت‏زا و غم‏زدا و برخورد نیک، این مهم تامین مى‏شود.میزان اسلامى بودن اخلاق هر مسلمان را باید در نحوه معاشرتش بادیگران جستجو کرد. خوش خلقى ، دین و مرام مسلمانى است. به‏فرموده حضرت رسول(ص): «ایمان کسى کاملتر است که اخلاقش بهترباشد، کسى به پیامبر شبیه‏تر و به او نزدیکتر است که خوش خلق‏تر باشد» (10) و به‏تعبیر امام صادق(ع):

«پس از عمل به واجبات الهى، محبوبترین کارها نزد خداوند، آن است که‏انسان اخلاقى سازگار با مردم داشته و اهل «مدارا» باشد.» (11) .

بارى ... گفتار و رفتار ما «آیینه شخصیت‏» ماست، بکوشیم هر چه‏روشنتر و شفاف‏تر باشد.



1389/10/08 :: 05:22 ب.ظ