X
تبلیغات
شیکسون

تحقیق مقاله مطلب

در مورد دانشنامه فارسی - نت سرا

زندگی نامه ی هوشنگ ابتهاج

مقدمه

شعر در ایران دیرینه زیادی دارد واز قدیم الزمان این سرزمین شاعران بسیاری را به خود دیده

است که به شاعران قدیم ومعاصر تقسیم می شوند.

یکی از مشهورترین شاعران معاصر هوشنگ ابتهاج است.هوشنگ ابتهاج هم در زمینه شعر نو و

هم در زمینه شعر سنتی فعالیت داشته است و در هر دو زمینه اشعار خوب و گیرایی از خود به

یادگار گذاشته است.

در غزل فارسی معاصر شعر سایه در شمار آثار خوب و خواندنی است.

مضامین گیرا و دلکش تشبیهات واستعارات وصور خیال بدیع وزبان روان وموزون و هماهنگ با

غزل از ویژگیهای شعر او است.

دراین مقاله سعی شده است زوایایی از زندگی و ویژگی های شعری ایشان بیان شود.

بیوگرافی استاد هوشنگ ابتهاج

او در 29 اسفند 1306 در رشت متولد شد و پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و

مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود.

ابتهاج سرپرست برنامه گل ها در رادیوی ایران، پس از کناره گیری داوود پیرنیا و پای ه گذار برنامه

موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غز لهای او توسط خوانندگان ترانه اجرا شد هاست.

ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ساکن بود(خانم سیمین بهبهانی

نقل می کنند که سایه عاشق دختری به نام پروین بوده اند-مجله نگاه نو اردیبهشت 1386 ) و این

عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه ای شد که در آن ایام سرود . بعدها که ایران غرق

خونریزی و جنگ و بحران شد، ابتهاج شعری با اشاره به همان روابط عاشقان هاش با گالیا سرود.

آثار

سایه هم در آغاز، همچون شهریار، چندی کوشید تا به راه نیما برود؛ اما، نگرش مدرن و اجتماعی

شعر نیما، به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساسا شاعری غزلسرا بود؛ همخوانی

نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود؛ دنبال کرد . برخی از دوستداران شعرش، او را

در غزلسرایی بعد از حافظ بهترین غزلسرا م یدانند.

را، که شامل اشعاری به شیوهٔ کهن است، منتشر « نخستین نغم هها » سایه در سا ل 1325 مجموعهٔ

نخستین مجموعه او به اسلوب جدید است، « سراب » . کرد. در این دوره هنوز با نیما آشنا نشده بود

اما قالب همان چهارپاره است با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی

منتشر شد، شعرهای سالهای 25 تا « سراب » با آنکه پس از ،« سیاه مشق » واقعی و طبیعی . مجموعهٔ

29 شاعر را دربرمی گیرد. در این مجموعه، سایه تعدادی از غزلهای خود را چاپ کرد و توانایی

خویش را در سرودن غزل نشان داد تا آنجا که می توان گفت تعدادی از غزلهای او از بهترین

غزلهای این دوران u1576 به شمار م یرود.

 

« شبگیر » سایه در مجموعه های بعدی، اشعار عاشقانه را رها کرد و با مردم همگام شد . مجموعه

پاسخ گوی این اندیشه تازهٔ اوست که در این رابطه اشعار اجتماعی باارزشی پدید می آورد. مجموعهٔ

راه روشن و تاز های در شعر معاصر گشود. « چند برگ از یلدا »

نمونه ای از شعر او

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت

مجوع ههای شعری

این مجموع هها بر این پای هاند:

نخستین نغم هها، 1325

سراب، 1330

سیاه مشق، فروردین 1332

شبگیر، مرداد 1332

زمین، دی 1334

چند برگ از یلدا، آبان 1344

یادنامه، مهر 1348 (ترجمه شعر تومانیان شاعر ارمنی ، با همکاری نادرپور، گالوست

خاننس و روبن)

تا صبح شب یلدا، مهر 1360

 

یادگار خون سرو، بهمن 1360

حافظ

 به سعی سایه (دیوان حافظ با تصحیح ابتهاج)

ویژگی اشعار

در غزل فارسی معاصر، شعرهای سایه (هوشنگ » : غلامحسین یوسفی دربارهٔ شعر سایه می گوید

ابتهاج) در شمار آثار خوب و خواندنی است . مضامین گیرا و دلکش، تشبیهات و استعارات و صور

خیال بدیع، زبان روان و موزون و خوش ترکیب و هماهنگ با غزل، از ویژگیهای شعر اوست و نیز

رنگ اجتماعی ظریف آن یادآور شیوهٔ دلپذیر حافظ است .از جمله غزلهای برجسته اوست : دوزخ

«. روح، شبیخون، خونبها، گریهٔ لیلی، چشمی کنار پنجرهٔ انتظار و نقش دیگر

اشعار نو او نیز دارای درو ن مای های تازه و ابتکاری است؛ و چون فصاحت زبان و قوت بیان سایه با

این درو نمایهٔ ابتکاری همگام شده، نتیجهٔ مطلوبی به بار آورد هاست.

در شعر پس از نیما در حوزه غزل تقسیماتی را با توجه به شاعرانی که در آن زمان حضور داشت ه اند

انجام داد هاند که در این بین نا مهایی چون هوشنگ ابتهاج ؛ منوچهر نیستانی ؛ حسن منزوی ؛ محمد

اشاره به استاد ابتهاج ) به ) « سایه » علی بهمنی و سیمین بهبهانی به چشم می خورد.که دراین بین

عنوان رابط بین غزل کهن با غزل امروز محسوب م یشود.

جدا ازتشبیهات واستعارات ومضامین گیرا وسادگی وروانی شعر هوشنگ ابتهاج رنگ

اجتماعی ظریف آن نیزیاد آور شیوه دلپذیر حافظ است از جمله غزلهای اوست(در فتنه

رستاخیز)(دوزخ روح )(شبیخون)(خونبها)(گریه لیلی )وبعضی غزلها که حالت غزلیات مولوی رابه

خاطر می آوردمانند(زندان شب یلدا)(همیشه در میان) یا برخی غزلهای او که به آواز خوانده اند.

۵

وی در زمینه نوسرایی نیز طبع آزمایی کرده است . آنچه از این قبیل سروده درونمایه ومحتوای

آنهاتازه وابتکارآمیز u1575 است وچون فصاحت زبان وقوت بیان سایه با آن همگام شده ترکیب این دو

کیفیت با هم نتیجه مطلوب به بار آورده است نظیر(گریه سیب)(زمین)وامثال آن.

در اینجا یکی ازاینگونه آثار اورانقل می کنیم با عنوان مرجان که در بهمن ماه 1332 سروده است.

مرجان

سنگی است زیر آب در گودشب گرفته دریای نیلگون

تنها نشسته درتک آن گور سهمناک خاموش مانده دردل آن سردی وسکون

اوباسکوت خویش ازیاد رفته ایست درآن دخمه سیاه

هرگزبراونتافته خورشید نیمروز هرگزبراونتافته مهتاب شامگاه

بسیارشب که ناله برآوردوکس نبود کان ناله بشنود

بسیارشب که اشک برافشاندویاوه گشت درگود آن کبود

سنگی است زیر آب ولی آن شکسته سنگ زنده ست می تپد به امیدی درآن نهفت

دل بود اگر به سینه دلدارمی نشست گل بوداگربه سایه خورشید می شکفت

موضوع شعرچنانکه از عنوان پیداست تازه وبی سابقه است .درشعر فارسی از مرجان این جانور

دریازی گیاهی شکل که پایه آهکی وسنگ گونه نوع قرمز آن جزواحجاز کریمه است

درشماردروگوهروامثال آن یاد شده است.اما برخورد سایه با آن دیگرگونه است.

۶

دربسیاری از شعرهای سایه به سبب آنکه زادگاه اورشت وشمال ایران است رنگی محلی از دریا

وجنگل دیده می شود .ازجمله آثار زیبای او بانگ دریا است که از کشاکش امواج وسینه گسترده

دریامعنایی ژرف اندیشیده است.

سینه باید گشاده چون دریا تاکندنغمه ای چودریاساز

نفسی طاقت آزموده چو موج که رود صد ره وبراید باز

تن طوفان کش شکیبنده که نفرسایداز نشیب وفراز

بانگ دریادلان چنین خیزد کار هرسینه نیست این آواز

مقصود آنکه مرجان نیز وابسته به دریاوازمظاهررنگ محلی است که در شعر وی مجال بروز یافته

است.

شعر منظور موزون است و در بحر مضارع با مصراع های کوتاه وبلند و بر خورداری از قافیه به

اقتضای کلام و مقام.

همچنان که اشاره شد نخستین نکته ای که در این شعر به نظر می رسد ابتکار موضوع است و

توجه به سنگی در زیر امواج آب و برای او حیات قائل شدن و احوال و زندگی او را در عمق

آبهای بی کران تصویر کردن .

تنهایی غم آور مرجان در ژرفای تا ریکی دریا با کلمات و ترکیبات زیرین هر چه موکد تر و پر

رنگ تر تصویر شده است .

"در گود شب گرفته دریای نیل گون " "تنها نشستن در تک گور سهمناک " و خاموش ماندن در

دل سردی و سکون از یاد رفته ای در دخمه سیاه و بی بهره گی او از نور خورشید و مهتاب

یعنی چه هنگام روز وچه در ساعت شب .

آنچه به زبان سایه در انتقال معانی و صور ذهنی توانایی می بخشد ترکیبات خوش ساخت و فصیح

و رسایی است که از قلم او می تراود u1606 نظیر"شب گرفته " به معنی تاریک و مظلم و در عین حال یاد

٧

آور هنگام شب . و امثال آن که برخی از آنها رنگ و بوی تعبیرات فصی ح و کهن زبان فارسی را

دارد وسایه با حسن ترکیب آنها در کنار دیگر واژه ها بر جستگی و درخششی به زبان خود داده

است نظیر "تک گور سهمناک " ناله بر آورد "اشک برافشاند "یاوه گشت "درآن نهفت و....

بعلاوه تکیه بر جمله "هرگز بر او نتافته "و تکرار آن در دو مصراع و تقابل " خورشید نیم روز " و

مهتاب شامگاه با یکدیگر هم معنی را موکد ساخته و هم بعد زمانی آن را گسترش داده است و نیز

کاربرد ضمیر او برای بی جان که در آثار ادبی فارسی قدیم نیز سابقه دارد با روح انگاشتن مرجان

را قوت بخشیده است .

قسمت بعد اوج حساسیت و تاثر مرجان اس ت .بسیار شبها سنگ ناله بر می آورد و بسیار شب ها

اشک می افشاند اما در عمق آن آبهای کبود و تیره کسی نیست که ناله او را بشنود .

تنهایی و محرومی از همدم در این جا کاملا تجسم یافته است از این رو آن ناله ها و اشک افشاندن

ها بیهوده و بی حاصل است .

ظرافت تخیل و رق ت عاطفی شاعر در حالات و عوالمی که برای سنگ اندیشیده و با مدد کلماتی

اندک در جملات کوتاه وزیبا و در قالب تصویرهای گویا بدان تجسم بخشیده است مشهود است

بخصوص وقتی که به صراحت می گوید آن شکسته سنگ در زیر آب زنده است می تپتد به امید

ی در آن نهفت .حتی استعداد آن را دارد که دل باشد آن هم دل دلدار و اگر از پرتوی خورشید بر

خوردار گردد چون گل بشکفد.

هیچ شاعری در ادبیات فارسی مرجان را اینگونه به تصویر در نیاورده ودر باره آن چنین لطیف

نیند یشیده است خاص آن که زبان زلال شفاف وی همه تصورات و احساسات و دریافته های او

را به روشنی فرا نموده است .

آیا منظور از این سنگ در ظلمت گرفتار و خاموش و بی غمگسار خود شاعر و کسانی امثال او

بوده است بعید نیست .

 

تحلیل شعر استاد

درباره شعر گفته اند که باید انعکاس صداى روزانه باشد. سایه اى از واقعیت بنماید و فراتر از زمان

و زمانه خود پیش برود . در این تعریف مسلما شعر شعراى بسیارى از دوران معاصر گنجانده مى

شود. با این همه اما در میان نام هاى ریز و درشتى که در صد سال اخیر سنگ بزرگ شعر را به

پیش کشانده اند، نام هایى هستند که هم عوام مى شناسندشان و هم خواص . هوشنگ ابتهاج یا به

قول خودش (ه. ا. سایه) در این میان شاید زبانزدترین و سرشناس ترین شاعر دوران ما باشد . کسى

نامیده اند به قدرى در میان لایه ها و طبقات گوناگون « حافظ زمانه » که بزرگان ادب و ادبیات او را

مردم و جامعه کاهش نفوذ داشته که از امى و عامى تا ملا و مکلا مى شناسندش و شعرش را از

برند. این البته هنر اوست. هنر والاى فرزند زمان خویشتن بودن ودر زمانهاى فرار و زیستن.

شعر ابتهاج آینه اى را مى ماند که شاید تا نسل ها بعد بشود خود را درقاب کلماتش دید .شعر

ابتهاج داراى ابعاد و گستردگى بسیار است . ابتهاج از شعر به اشکال گوناگون استفاده مى کند. چنان

که زمانى شعر او داراى پیچیدگى هاى زبانى و هنرى است و زمانى دیگر براى بیان افکارش از

شعر استفاده مى کند . گاهى شعر براى ابتهاج نقش یک رسانه را دارد که آگاهى مى دهد و گاهى

تصویر و تصاویر ذهن خلاق و بسیط اوست . به یک معنا امیر هوشنگ ابتهاج یا همان ه . ا. سایه با

شعر زندگى کرده . شعر هم هنر اوست و هم ابزار او به عنوان یک روشنفکر که در اجتماع

اثرگذارى مى کند. با این وصف ابتهاج شعر را از زوایاى متعدد مى بیند و از هر زاویه هم با آن یک

نوع برخورد مى کند . گاه دقت او در خدمت ترانه است، ترانه هایى که به حافظه تاریخى مرد م گره

و گاه ذوق اش حسرت جوانى و حکمت پیرى را متصور مى « تو اى پرى کجایى » خورده اند، مثل

شود و گاه شعرش اندرز است و آگاهى . در واقع شعر ابتهاج منشورى است از هر زاویه که درنور

قرار مى گیرد به یک رنگ در مى آید و این همان ویژگى است که شعر حافظ و شور مولانا را

  

جاودانه کرده است . از این منظر شاید عنایت ابتهاج به غزل و قصیده ارادت او به حافظ است .

گرچه شور مولانا در میان اغلب غزل هاى او موج مى زند .ارادت و جان نثارى ابتهاج به حافظ را

دید. که در آن نگاه پژوهنده یک شاعر « حافظ به سعى سایه » مى توان در کتاب ژرف و گرانبارش

مسلط و بسیط بر غزل و قصیده وکلام را مى بینیم که توانسته با اعراب گذارى هاى دقیق و مطنطن

و قیاس نسخه هاى متعدد خطى اختلاف میان نسخ گوناگون را کشف کند و با درک و آشکار

ساختن واژه هاى مشکوک موضوعات پیش پا افتاده حافظ شناسان را رفع و رجوع کند و نگاهى

حافظ به » تازه به هم راه درایتى تمام ناشدنى و زوال ناپذیر حافظ پژوهان عرضه کند . از این نظر

نقطه پایانى براى بسیارى از مباحث حافظ پژوهشى و نقطه آغازى براى مباحث تازه « سعى سایه

است.شاید بتوان مدعى شد که درمیان تمام قالب هاى شعر فارسى، ارادت ابتهاج به غزل بیش از

سایر قال ب هاست . چه غزل از منظر او با مفاهیم بلندى که ایرانى جماعت قرن ها با آن زیسته است

و با آن نفس کشیده از قبیل عشق و رندى و قلندرى و ملامت و مرگ آگاهى و در آمیخته است

و آنقدر این کلمه جامد نزد شاعران، شخصیتى دارد که رفتار خاص خود را مى طلبد .هنر ابتهاج و

هم قط ارانش در u1605 مورد غزل آن است که آنها غزل را از روح بى زمان ایرانى اش خالى کرده اند و

روح زمانمند خود را بر آن دمیده اند و از این منظر شاید ابتهاج با اشعار نئوکلاسیک سیاسى -

عرفانى اش تلاش مى کند تا پیش از آن که شاعر بودن خود را به رخ مخاطب بکشد، انسان بودن

و ا نسان قرن بیست و یکمى بودن خود را به غزل بدمد و به دلیل ارج نهادن او به روح ایرانى غزل

است که همه و همه او را مى شناسند یا لااقل شعرى از او شنیده اند و شعرى از او خوانده

اند.ممکن است گفته شود که دلیل نفوذ اشعار ابتهاج در میان طبقات مختلف اجتماعى و دو، سه

نسل گذشته و امروز توسل خوانندگان موسیقى به اشعار اوست . این جمله غلطى نیست و ادعاى

 

بى راهى نمى نماید . اما باید اضافه کرد که تسلط و مهارت و شناخت ابتهاج بر موسیقى چنان است

که با اشعارش بارها به موسیقیدان هاى ایرانى بویژه موسیقیدانان سرشناسى چون محمدرضا

شجریان و لطفى و جهت واقعى را نمایانده . و این کار او نه از طریق زد و بند و نصیحت و نقد

و غیره که تنها از طریق همان شعر صورت پذیرفته است.

ابتهاج راهبر گروه چاووش یکى از مهمترین گروه هاى موسیقى در آستانه انقلاب مردمى ایران بود

که با حضور کسانى چون لطفى، علیزاده، مش کاتیان، شجریان و ماندگارترین تصنیف ها وترانه

هاى انقلابى بعداز مشروطه را رقم زد . و یکى از دلایل مراجعه بسیار هنرمندان و موسیقیدانان و

موسیقى شناسان به اشعار ابتهاج، روح موسیقیایى نهفته در اشعار اوست . چنان که همایون خرم

آهنگساز معروف برنامه گل ها که با ترا نه هاى ابتهاج آهنگ ساخته، دلیل اصلى استفاده

موسیقیدانان از اشعار ابتهاج را منبع سرشار و الهام دهنده این اشعار به موسیقى دانان مى داند . و

ابتهاج پیش از آن که شاعر باشد اهل موسیقى است و مى داند که کلام آهنگ و نت و ریتم و

ملودى قوى تر و نافذتر از کلمه است و ب ه همین علت اغلب اشعارش در موسیقى غرق است . و

جالب آن است که در منزل این بزرگمرد ادبیات معاصر ما، بیش از آن که سخن از شعر و شاعرى

در میان باشد، صحبت از موسیقى و بحث درباره آن است که سایه چه موسیقى کلاسیک غربى و

چه موسیقى کلاسیک ایرانى را به غایت عمیق و درست مى شناسد .دراین سراى بى کسى، کسى به

در نمى زن د / به دشت پر ملال ما پرنده پر نمى زن د / یکى ز شب گرفتگان چراغ بر نمى کن د/ کسى

به کوچه سار شب در سحر نمى زن د / نشسته ام در انتظار این غبار بى سوا ر / دریغ کز شبى چنین

سپیده سر نمى زن د / دل خراب من دگر خرابتر نمى شو د/ که خنجر غمت از این خرابتر نمى زن د /

 

گذرگهى است پر ستم که u1575 اندرو به غیر غم / یکى صداى آشنا به رهگذر نمى زن د / چه چشم پاسخ

است از این دریچه هاى بسته ات ؟ / برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمى زن د / نه سایه دارم و نه

بر، بیفکنندم و سزاس ت / اگرنه، بر درخت تر کسى تبر نمى زند .امیر هوشنگ در سال 1306 در

رشت به دنیا آمد . تحصیلات ابتدایى را در این شهرسپرى کرد و سپس به تهران آمد و دوره

تخلص مى کند از بدو شروع به شاعرى مورد « سایه » دبیرستان را در تهران گذرانید . آثار او که

توجه اهل ادب قرار گرفت و سخن منظوم او به تدریج در مطبوعات کشور منتشر شد تا آن که هر

چند گاه مجموعه اى از این آثار به طور مدون طبع گردید .ابتهاج شعر گفتن را خیلى زودتر از

تصور ما آغاز کرده است . او وقتى هنوز در دبیرستان تحصیل مى کرد اولین مجموعه شعرش را

منتشر کرد . سایه در قالب غزل شاعرى شناخته شده و محبوب است که خوب مى داند چطور از

واژه ها و ترکیبات در این قالب استفاده کند . او شعرهاى ماندگار بسیارى هم در قالب تازه و شعر

نو سروده است . درونمایه هاى حسى شعر او در بسیارى از موارد با مضامین اجتماعى پیوند خورده

است. یکى از نمونه هاى خوبى که دغدغه هاى اجتماعى شعر سایه را نشان مى دهد، شعر

است که هنوز خیلى از بزرگترهاى مان جوان هاى دهه سى و چهل، آن را از حفظ مى « کاروان »

خوانند:

دیریست گالیا ! / در گوش من فسانه دلدادگى مخوان ! / دیگر زمن ترانه شوریدگى مخواه !/ دیر است

گالیا! به ره افتاده کاروان ./ عشق من و تو؟ آ ه / این هم حکایتى اس ت / اما، درین زمانه که درمانده

هرکس ى/ از بهر نان ش ب/ دیگر براى عشق و حکایت مجال نیست ./

 

در واقع ابتهاج یکى از مطرح ترین و بهترین شعر سرایان معاصر است که گرچه در قالب هاى

کلاسیک در قله نشسته است، اما در زمینه هاى مختلف شعر نو نیمایى نیز اشع ارى والا و توانا

سروده است. سایه یک نو اندیش غزلسراست و دراین راه و روال، در بین معاصران همتایى ندارد.

سایه در سایه بهره گیرى بجا و بهنجار از ناب ترین و زلالترین شاخه جریان غزل سبک عراقى، این

اقبال را یافته که نیروى بالیدن در کنار درختان برومند و تنومند غز ل فارسى را به دست آورد . او در

را که شامل اشعارى به شیوه کهن است، منتشر کرد . « نخستین نغمه ها » سال 1325 مجموعه

نخستین مجموعه دوست به اسلوب جدید، اما قالب، همان چهارپاره است با مضمونى از « سراب »

با « سیاه مشق » نوعى تغزل و بیان احساسات و عواطف فردى، عواطفى واقعى و طبیعى . مجموعه

آن که پس از سراب منتشر شده، شعرهاى سال هاى 25 تا 29 شاعر را دربرمى گیرد . دراین

مجموعه، سایه تعدادى از غزل هاى خود را چاپ u1705 کرد و توانایى خویش را در سرودن غزل نشان

داد تا آنجا که مى توان گفت تعدادى از غزل هاى او از بهترین غزل هاى دوران معاصر به شمار مى

رود.

اما سایه در مجموعه هاى بعدى، آواى دل دردمند و ترانه هاى عاشقانه را رها کرده با مردم همگام

مى شود و مجموعه شبگیر، پاسخگوى این اندیشه تازه اوست که دراین رابطه اشعار اجتماعى با

ارزشى را پدید مى آورد . سایه را مى توان از تواناترین شاعران و بهتری ن غزلسراى معاصر دانست

در سال 1334 راه روشن و تازه اى در « چندبرگ از یلدا » که با زبانى توانا و درکى تازه در مجموعه

شعر معاصر گشود . مضامین گیرا و دلکش، تشبیهات و استعارات و صور خیال بدیع، زبان روان و

موزون و خوش ترکیب و هم آهنگ با غزل از ویژگى هاى شعر سایه است.

 

گذشته از اینها هوشنگ ابتهاج را مى توان از تواناترین شعراى آرمانگراى نمادپرداز دانست . چه او

غافل نمى ماند و درعین حال « هدف » هم در غزل و هم درکارهاى نو لحظه اى از اندیشه به

را با ظرافت تمام چون شیشه اى در بغل سنگ نگاه مى دارد. « جوهر شعرى »

دیگر این پنجره ب گشاى که م ن / به ستوه آمدم از این شب تنگ ./ دیرگاهى است که در خانه

همسایه من خوانده خروس ./ وین شب تلخ عبو س/ مى فشارد به دلم پاى درنگ.

دیرگاهى است که من در دل این شام سیا ه/ پشت این پنجره بیدار و خمو ش/ مانده ام چشم به راه ./

همه چشم و همه گوش ./ مست آن با نگ دلاویز که مى آید نر م / محو آن اختر شبتاب که مى سوزد

گر م/ مات این پرده شبگیر که مى بازد رنگ ./ آرى این پنجره بگشاى که صب ح / مى درخشد پس

این پرده تار ./ مى رسد از دل خونین سحر بانگ خروس ./ وز رخ آینه ام مى سترد زنگ فسو س /

بوسه مهر که در چشم من افشانده شرار / خنده روز که با اشک من آمیخته رنگ

شعر ابتهاج و نام سایه را هرگز نمى توان فراموش کرد، اگر قرار باشد که از ادب و ادبیات صدسال

اخیر سخن گفت و حرفى زد و مطلبى نوشت . غزل هاى او را بسیارى از بزرگان ادبیات دوران

اخیر تحسین کرده اند و شاعر نوجویى مثل فروغ غزل معروفى در استقبال از شعر سایه سروده

جمع آورى کرده، درباره اش « آینه در آینه » است و دکتر شفیعى کدکنى که گزینه اشعار او را با نام

کمتر حافظه فرهیخته اى است که شعرى از روزگار ما به یاد داشته باشد و در میان » : مى گوید

«. ذخایرش نمونه هایى از شعر و غزل سایه نباشد

 

ای ایران؛سرای امید(سپیده) :

این اثر که از ساخته های استاد محمدرضا لطفی است در آذرماه 1358 در دانشگاه ملی توسط گروه

شیدا و خوانندگی استاد محمدرضا شجریان اجرا شده است.شعر تصنیف از غزلسرای فرهیخته ی

شعر ایران:هوشنگ u1575 ابتهاج است.که با توجه به تفکرات و ایده هایش،برش تاریخی و آرمانی مردمان

ایران را در ابیات غزل آن دوران به تصویر می کشاند و راوی شور گرمای انقلاب و دستاورد

انقلابیون می گردد.ناگفته پیداست که این اثرفرا و ورای یک اثر موسیقایی بیانگر یک برهه ی

تاریخی است.روزگاری که یادگار خون سروهاست و جار بلند بالای یک خلق...

لطفی؛نوازنده ای که در بیست و شش هفت سالگی اش آواز اساتیدی کهن را همراهی نموده که

می شدند و هر کدام در نیم قرن دوم حیات به سر می بردند.و...شجریان اما « استادکامل » خطاب

خود بی تردید حکایت دوباره و بازخوانی باربدها وچنگی های زمان و زمانه ی ماست که در

تاریخ معاصرو روزگاران دور آینده موسیقی ایران را شناسه و شناسانده است.

زخمه ی پایان این که :سپیده ی بامت مدام باد؛ای مرز

سال شمار زندگی

- متولد 1306 رشت.

- پایان تحصیلات متوسطه در زادگاه.

در رشت، 1325 ، که در قالب شعر کلاسیک « نخستین نغمه ها » - چاپ اولین مجموعه اشعار با نام

بود.

نخستین تجربه در زمینه شعر نو، 1330 ، انتشارات صفى على شاه. « سراب » - انتشار مجموعه

 

. - انتشار اولین مجموعه از سیاه مشق دربرگیرنده شعرهاى 25 تا 29

1332 ، نشر توس و زوار. ،« شبگیر » - انتشار مجموعه

1334 ، انتشارات نیل. ،« زمین » - انتشار مجموعه

. مجموعه شعر، تهران، 1334 « چند برگ از یلدا » -

.1360 ،« یادگار خون سرو » -

1 و 2 و 3 شامل مجموعه غزلیات، رباعى ها، مثنوى ها، دوبیتى و « سیاه مشق » - انتشار مجموعه

قطعه.

. - سرپرست واحد موسیقى رادیو حدفاصل 1350 تا 1356

- مدیر برنامه هاى جاودان موسیقى رادیو: گل هاى تازه و گلچین هفته.

- پایه گذار گروه موسیقى چاووش.

متشکل از بهترین موسیقیدانان مرکز حفظ و اشاعه، محمدرضا لطفى، شجریان و که سروده هاى

انقلابى اش درآستانه انقلاب، بر حافظه همگان نقش بسته است.

با صداى قوامى و دیگران. « تو اى پرى کجایى » - سرودن ترانه هاى جاویدانى همچون

گزیده اشعار به انتخاب دکترمحمدرضا شفیعى کدکنى، 1369 ، که « آینه در آینه » - انتشار مجموعه

تاکنون از چاپ دهم نیز گذشته است.

که از معتبرترین تصحیحات دیوان خواجه « حافظ به سعى سایه » - تصحیح دیوان حافظ با نام

است.

 

منابع:

ستایشگر، مهدی. نام نامهٔ موسیقی ایران زمین جلد سوم. چاپ

(964-423-377-8)ISBN .( اول، تهران: اطلاعات، 1376 ، جلد 3

گیلان در قلمرو شعر و ادب، ابراهیم فخرایی.

شعر معاصر ایران از بهار تا شهریار، حسنعلی محمدی . ناشر: مؤلف/ صد شاعر،

خسرو شافعی.

آینه در آینه از محمد رضا شفیعی کدکنی(مجموعه شعر هوشنگ ابتهاج)

راهی ___________و آهی مجموعه شعر هوشنگ ابتهاج

تاریخ ارسال: 1389/09/26 ساعت 11:28 ق.ظ | نویسنده: ویکی | چاپ مطلب
نظرات (0)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد